
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: مباهله تنها یک رویداد تاریخی در تقویم نیست، بلکه تابلویی تمامقد از مرزبندی حق و باطل و نشاندهنده جایگاه کسانی است که «جان پیامبر» محسوب میشوند. در این گزارش، ضمن گریزی به دغدغههای امروزی در دفاع از حریم مقدسات، به بازخوانی واقعه مباهله میپردازیم تا دریابیم چرا این روز تا این حد اهمیت دارد و چرا غفلت از آن، جفایی بزرگ به تاریخ است.
داستان مباهله از جایی آغاز میشود که گفتوگوهای دینی میان مسلمانان و مسیحیان نجران به نقطه حساسی رسید. سال دهم هجری بود و پیامبر اسلام(ص) در مدینه حکومت اسلامی را سامان داده بود. از مناطق مختلف شبهجزیره عربستان، هیاتهایی برای گفتوگو، مذاکره یا تحقیق درباره اسلام به مدینه میآمدند. یکی از مهمترین این هیاتها، گروهی از مسیحیان نجران بود؛ منطقهای آباد در جنوب شبهجزیره عربستان که جمعیت قابل توجهی از مسیحیان در آن زندگی میکردند.
آنها برای بحث درباره جایگاه حضرت عیسی (ع) با پیامبر وارد گفتوگو شدند. بحثها طولانی شد. مسلمانان بر این باور بودند که عیسی (ع) پیامبر خداست، نه فرزند خدا. مسیحیان اما بر باور خود ایستاده بودند. استدلالها رد و بدل شد، آیات قرآن خوانده شد، اما هیچکدام از طرفین حاضر نبودند از موضع خود عقبنشینی کنند. در چنین شرایطی، آیهای از قرآن نازل شد که پیشنهاد متفاوتی را مطرح میکرد؛ پیشنهادی که در تاریخ ادیان کمتر نمونهای برای آن پیدا میشود.
آیهای که پیشنهاد عجیبی داد
در آیه ۶۱ سوره آلعمران، قرآن راهی برای پایان دادن به این اختلاف پیشنهاد کرد؛ راهی که به «مباهله» مشهور شد. مباهله یعنی دو طرفی که بر سر حقیقتی اختلاف دارند، در پیشگاه خدا حاضر شوند و از او بخواهند که دروغگو را رسوا کند و لعنت الهی بر او نازل شود. در این آیه آمده است: «بیایید ما فرزندانمان را بیاوریم و شما هم فرزندانتان را؛ ما زنانمان را بیاوریم و شما هم زنانتان را؛ ما جانهای خود را بیاوریم و شما هم جانهای خود را، سپس دعا کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.» این پیشنهاد در واقع نوعی داوری الهی بود؛ یعنی اگر کسی به دروغ ادعا میکند، در چنین موقعیتی جرات حضور پیدا نخواهد کرد. اما نکته مهمتر، این بود که پیامبر قرار بود چه کسانی را همراه خود بیاورد.
پیامبر با چه کسانی آمد؟
صبح روز موعود، مسیحیان نجران منتظر بودند ببینند پیامبر اسلام با چه جمعیتی برای مباهله خواهد آمد. تصور بسیاری از آنها این بود که او با گروهی از یاران و بزرگان مسلمانان حاضر خواهد شد، اما صحنهای که دیدند، متفاوت بود. پیامبر اسلام (ص) آمد؛ در حالی که دست امام حسن (ع) را گرفته بود. امام حسین(ع) در کنار او حرکت میکرد. پشت سر پیامبر (ص)، حضرت فاطمه (س) قدم برمیداشت و در کنار او نیز علیبن ابیطالب (ع) حضور داشت. نه جمعیتی بزرگ، نه سپاهی پرشمار؛ تنها پنج نفر. پیامبر رو به آسمان کرد و آماده دعا شد. در منابع تاریخی شیعه و بسیاری از منابع اهل سنت نقل شده که پیامبر (ص) درباره این چهار نفر فرمود: «خدایا، اینها اهلبیت من هستند.» این صحنه برای هیات نجران تکاندهنده بود. آنها انتظار چنین وضعیتی را نداشتند.
چرا مسیحیان عقبنشینی کردند؟
رهبران مسیحیان نجران وقتی این صحنه را دیدند، دچار تردید شدند. در نقلهای تاریخی آمده است که اسقف آنها به همراهانش گفت: «من چهرههایی میبینم که اگر از خدا بخواهند کوه را از جا بکند، چنین خواهد شد. اگر با اینها مباهله کنیم، نابود خواهیم شد.» در نهایت، آنها تصمیم گرفتند وارد مباهله نشوند. به جای آن، پیشنهاد صلح دادند و پذیرفتند که در چارچوب حکومت اسلامی زندگی کنند و مالیاتی مشخص بپردازند. به این ترتیب، واقعه مباهله بدون انجام نفرین متقابل پایان یافت، اما پیام مهمی از خود به جا گذاشت.
چرا مباهله اینقدر مهم است؟
اهمیت مباهله فقط در یک گفتوگوی تاریخی خلاصه نمیشود. این واقعه چند پیام مهم در خود دارد؛ نخست اینکه پیامبر اسلام (ص) برای اثبات حقانیت دعوت خود، عزیزترین افراد زندگیاش را به میدان آورد. این نشان میدهد که او با یقین کامل سخن میگفت؛ زیرا هیچ انسانی خانوادهاش را در معرض چنین خطری قرار نمیدهد مگر آنکه کاملا مطمئن باشد بر حق است.
دوم اینکه در این واقعه، جایگاه اهلبیت پیامبر به شکلی بسیار روشن دیده میشود. کسانی که پیامبر آنها را همراه خود آورد، نزدیکترین و پاکترین افراد نزد او بودند.
در بسیاری از منابع اسلامی، آیه مباهله به عنوان یکی از مهمترین نشانههای منزلت اهلبیت (ع) شناخته میشود؛ واقعهای که نشان میدهد این خانواده در مرکز معنوی پیام اسلام قرار دارند.
واقعهای بزرگ؛ دانشی کم
با وجود چنین اهمیتی، واقعیت این است که بسیاری از مردم امروز اطلاعات چندانی درباره مباهله ندارند. اگر از افراد مختلف پرسیده شود که «مباهله چه بود؟»، احتمالا تعداد کمی میتوانند پاسخ دقیقی بدهند. این در حالی است که مباهله یکی از نقاط مهم تاریخ صدر اسلام به شمار میرود؛ واقعهای که هم بعد اعتقادی دارد، هم بعد تاریخی و هم بعد گفتوگویی میان ادیان. شاید یکی از دلایل این کمتوجهی، آن باشد که مباهله برخلاف بسیاری از رویدادهای تاریخی، صحنه جنگ و درگیری نیست. نه شمشیری در آن کشیده شد و نه نبردی رخ داد. اما همین سکوت و آرامش، پیام عمیقتری در خود دارد.
مباهله؛ منطق به جای شمشیر
در روزگاری که بسیاری از اختلافها با جنگ و خشونت حل میشد، پیامبر اسلام(ص) راهی متفاوت را پیش گرفت. ابتدا گفتوگو، سپس استدلال و در نهایت واگذاری داوری به خداوند. این مسیر نشان میدهد که در نگاه پیامبر (ص)، حقیقت چیزی نبود که با زور تحمیل شود. اگر کسی به حقیقت ایمان دارد، میتواند آن را با استدلال و صداقت عرضه کند. مباهله در واقع اوج اعتماد به حقیقت بود.
درسی برای امروز
شاید اگر مباهله فقط یک روایت تاریخی بود، اهمیتش محدود به کتابهای تاریخ میشد. اما این واقعه برای زمانه امروز هم حرفهایی دارد. در روزگاری که اطلاعات فراوان است اما آگاهی کم، بسیاری از مفاهیم عمیق دینی به چند جمله کوتاه در شبکههای اجتماعی خلاصه میشوند. گاهی هم اصلا به فراموشی سپرده میشوند. مباهله یادآور این نکته است که پشت بسیاری از مناسبتهای مذهبی، داستانها و معناهایی عمیق وجود دارد.
معناهایی که اگر شناخته نشوند، بخشی از حافظه تاریخی جامعه از دست میرود. شاید به همین دلیل است که هر سال با فرا رسیدن ۲۴ ذیالحجه، پژوهشگران و تاریخپژوهان دوباره به سراغ این واقعه میروند؛ واقعهای که در آن پیامبر اسلام، برای دفاع از حقیقت، عزیزترین انسانهای زندگیاش را همراه خود آورد و همین تصویر کوتاه، شاید بهترین خلاصه برای مباهله باشد: پنج نفر در برابر یک تاریخ.
منبع : خبرگزاری مهر

















































