
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وزارت نفت، از مهمترین زیرساختهای توسعه اقتصادی و اجتماعی هر کشوری انرژی آن است و دسترسی پایدار به آن نقش مستقیمی در رفاه خانوارها، فعالیت صنایع، تولید کالا و ارائه خدمات دارد. در ایران، گاز طبیعی به دلیل برخورداری از ذخایر عظیم و توسعه گسترده شبکه گازرسانی، به اصلیترین منبع تأمین انرژی در بخشهای خانگی، صنعتی و نیروگاهی تبدیل شده است. به همین دلیل، هرگونه اختلال در توازن میان تولید و مصرف گاز میتواند آثار گستردهای بر دیگر بخشهای اقتصادی و اجتماعی کشور برجای بگذارد.
در سالهای اخیر، موضوع ناترازی به یکی از چالشهای حوزه انرژی کشور تبدیل شده است. ناترازی زمانی رخ میدهد که رشد مصرف از ظرفیت تأمین و عرضه پیشی بگیرد و در دورههای اوج مصرف، بهویژه در فصل زمستان، فشار قابل توجهی بر شبکه انرژی وارد شود. بااینحال، بررسی دقیق این مسئله نشان میدهد که ناترازی را نمیتوان به عملکرد یک دستگاه یا یک دوره مدیریتی ویژه نسبت داد. این پدیده نتیجه مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فنی، مدیریتی و حتی شرایط بینالمللی است که در طول سالهای متمادی شکل گرفته و امروز خود را در قالب شکاف میان عرضه و تقاضا نشان میدهد.
از مهمترین عواملی که در شکلگیری الگوی کنونی مصرف گاز نقش داشته، توسعه گسترده شبکه گازرسانی در کشور است؛ سیاستی که در کنار دستاوردهای ارزشمند خود، پیامدهایی هم در زمینه مصرف انرژی به همراه داشته است.
توسعه گازرسانی؛ دستاوردی ملی با پیامدهای مصرفی
این عملکرد سبب افزایش رفاه عمومی، کاهش مصرف برخی سوختهای آلاینده، ارتقای کیفیت زندگی در مناطق محروم و گسترش عدالت در دسترسی به انرژی شد. بااینحال، توسعه فراگیر گازرسانی در کنار رشد جمعیت، افزایش تعداد مشترکان و گسترش شهرنشینی، سبب شد مصرف گاز طبیعی با سرعت قابل توجهی افزایش یابد.
بسیاری از تصمیماتی که در گذشته با هدف توسعه رفاه عمومی اتخاذ شدند، آثار مثبت گستردهای برای کشور به همراه داشتند، اما در بلندمدت سبب افزایش وابستگی خانوارها و بخشهای مختلف اقتصادی به گاز طبیعی شدند. درنتیجه، مدیریت تقاضا و بهینهسازی مصرف، به همان اندازه توسعه ظرفیتهای تولید و تأمین گاز اهمیت پیدا کرد.
افزونبراین، توصیه میشود در فرایند توسعه شبکه گازرسانی، به ملاحظات اقلیمی و تفاوت نیازهای انرژی در مناطق مختلف کشور بیشتر توجه شود. همه مناطق کشور به یک اندازه به گاز طبیعی وابسته نیستند و شرایط آبوهوایی، دسترسی به منابع جایگزین انرژی و الگوهای مصرف، میتوانست در اولویتبندی و نحوه توزیع این زیرساخت نقش مؤثرتری داشته باشد.
در سالهای گذشته سیاستهای حمایتی در حوزه انرژی، بهویژه قیمتگذاری یارانهای حاملهای انرژی، نقش مهمی در افزایش دسترسی عمومی به انرژی و ارتقای رفاه خانوارها داشتهاند. بااینحال، در کنار این مزایا، این سیاستها در بسیاری از فعالیتها انگیزه صرفهجویی، مدیریت مصرف و سرمایهگذاری در افزایش بهرهوری انرژی را کاهش دادهاند. فاصله قابل توجه میان هزینه پرداختی مصرفکنندگان و هزینه واقعی تولید، انتقال و توزیع انرژی سبب شده است حساسیت روی مقدار مصرف در برخی بخشها کاهش یابد.
افزونبراین، قوانین، مقررات و اسناد بالادستی پرشماری در زمینه مدیریت مصرف انرژی، بهینهسازی ساختمانها و افزایش بهرهوری تدوین شده است. باوجوداین، اجرای کامل این قوانین و ایجاد هماهنگی مؤثر میان دستگاههای مسئول، همچنان از چالشهای اصلی کشور به شمار میآید. ازاینرو، بخشی از راهحل ناترازی انرژی را میتوان در اجرای دقیقتر قوانین موجود، تقویت سازوکارهای نظارتی و افزایش هماهنگی میان نهادهای مرتبط جستوجو کرد.
همچنین، تجربه مصرف دیگر حاملهای انرژی، بهویژه برق، نشان میدهد که آگاهی مصرفکنندگان از هزینه مصرف و تأثیر مستقیم آن بر مبلغ قبض، میتواند انگیزه بیشتری برای صرفهجویی ایجاد کند. در بخش برق، مشترکان بهطور معمول افزایش مصرف را بهطور ملموس در هزینههای خود مشاهده میکنند و همین موضوع آنان را به مدیریت مصرف ترغیب میکند. درمقابل، به دلیل کمبودن نسبی هزینه گاز برای بسیاری از مشترکان و فاصله آن با هزینه واقعی تأمین این انرژی، حساسیت عمومی روی مصرف گاز کمتر ایجاد شده است.
تولید و تأمین گاز، بخشی از معادله
سالهای گذشته، صنعت گاز کشور تلاش کرده است همگام با رشد مصرف، ظرفیت تولید و انتقال را افزایش دهد. توسعه میدانهای گازی، احداث خطوط انتقال و گسترش تأسیسات تقویت فشار از اقدامهایی بودهاند که با هدف پاسخگویی به نیاز روزافزون کشور انجام شدهاند. بااینحال، تأمین پایدار انرژی برای میلیونها مشترک خانگی، صنعتی و تجاری در شرایط مختلف، نیازمند سرمایهگذاری مستمر و مدیریت پیچیده شبکه است.
واقعیت آن است که رشد مصرف در بسیاری از سالها با سرعتی بیش از پیشبینیهای اولیه اتفاق افتاده و همین موضوع فشار مضاعفی بر زیرساختهای موجود وارد کرده است. ازاینرو، حل ناترازی فقط با افزایش تولید ممکن نیست و مدیریت مصرف، افزایش بهرهوری و همکاری دیگر بخشها به همان اندازه اهمیت دارد.
افزونبراین، در تحلیل ناترازی انرژی نباید از شرایط ویژه اقتصادی و سیاسی کشور غافل شد. تحریمهای بینالمللی سالهای گذشته، محدودیتهایی در زمینه جذب سرمایه، تأمین تجهیزات و توسعه برخی پروژههای زیرساختی ایجاد کردهاند.
در مقاطع مختلف، برخی تأسیسات مرتبط با صنعت نفت و گاز کشور هدف حملات و اقدامهای مخرب قرار گرفتهاند که بخشی از ظرفیت عملیاتی این زیرساختها را تحتتأثیر قرار داده است. هرچند با تلاش متخصصان صنعت انرژی، پایداری شبکه حفظ شده، اما این رخدادها نشان دادهاند که امنیت انرژی فقط به مقدار تولید وابسته نیست و تابآوری زیرساختها نیز در این میان اهمیت ویژهای دارد.
مجموعه این عوامل نشان میدهد، ناترازی پدیدهای تکعلتی نیست و حل آن به راهکاری واحد محدود نمیشود. از همین رو، بررسی مسیرهای برونرفت از این چالش اهمیت ویژهای پیدا مییابد.
مسیرهای برونرفت از ناترازی انرژی
حال این پرسش مطرح میشود که برای رفع یا کاهش ناترازی چه اقدامهایی باید در اولویت قرار گیرد؟ پاسخ این مسئله در مجموعهای از راهکارهای همزمان در بخشهای تولید، مصرف و بهرهوری انرژی نهفته است.
بخش قابل توجهی از گاز تولیدی کشور در نیروگاهها مصرف میشود و به همین دلیل، عملکرد صنعت برق ارتباط مستقیمی با وضع مصرف گاز دارد. افزایش بازدهی نیروگاهها، توسعه نیروگاههای سیکل ترکیبی، نوسازی واحدهای فرسوده و گسترش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر میتواند وابستگی تولید برق به گاز طبیعی را کاهش دهد. هرچه سهم انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای روز در سبد انرژی کشور افزایش یابد، امکان مدیریت بهینه منابع گازی و کاهش فشار بر شبکه تأمین انرژی بیشتر میشود.
در کنار بخش نیروگاهی، ساختمانها از بزرگترین مصرفکنندگان گاز در کشور به شمار میآیند. در این حوزه، وزارت راه و شهرسازی، سازمان نظام مهندسی ساختمان، شهرداریها و فعالان صنعت ساختوساز نقش مهمی در بهبود بهرهوری انرژی دارند. اجرای دقیق مقررات ملی ساختمان، استفاده از عایقهای حرارتی استاندارد، طراحی متناسب با شرایط اقلیمی، بهرهگیری از پنجرههای کارآمد و بهکارگیری تجهیزات کممصرف میتوانند تأثیر چشمگیری در کاهش مصرف انرژی داشته باشند.
بخش قابل توجهی از ساختمانهای موجود کشور همچنان از استانداردهای روز بهرهوری انرژی فاصله دارند و همین مسئله سبب افزایش مصرف گاز، بهویژه در فصل سرما شده است. ازاینرو، افزون بر ارتقای کیفیت ساختوسازهای تازه، اجرای برنامههای بازسازی و بهینهسازی ساختمانهای موجود باید به یکی از اولویتهای سیاستگذاری کشور تبدیل شود.
نقش فرهنگ مصرف در کاهش ناترازی انرژی
تردیدی نیست که بدون اصلاح الگوی مصرف، هیچ برنامهای برای رفع ناترازی انرژی به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. در بسیاری از کشورها، صرفهجویی انرژی به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل شده است، اما در کشور ما همچنان ظرفیتهای قابل توجهی برای کاهش مصرف غیرضروری وجود دارد.
رسانهها، نظام آموزشی، نهادهای فرهنگی و دستگاههای اجرایی باید بهطور هماهنگ برای ارتقای فرهنگ مصرف مسئولانه انرژی تلاش کنند. در کنار این عملکردها، مشارکت مردم در استفاده از تجهیزات استاندارد، عایقکاری ساختمانها، سرویس دورهای وسایل گرمایشی و رعایت دمای مناسب محیط میتواند نقش تعیینکنندهای در مدیریت مصرف داشته باشد.
ناترازی مسئلهای چندبعدی و ملی است که نتیجه انباشت عوامل مختلف در حوزه سیاستگذاری، توسعه زیرساختها، الگوی مصرف، بهرهوری انرژی، شرایط اقتصادی و تحولات بینالمللی است. ازاینرو، حل این چالش نه با مقصر دانستن یک دستگاه یا یک دوره مدیریتی، بلکه با همکاری همه ارکان حاکمیت، دستگاههای اجرایی، بخش خصوصی، نهادهای تخصصی و مردم ممکن خواهد بود. توسعه زیرساختها، اجرای مؤثر قوانین، ارتقای بهرهوری، تنوعبخشی به منابع انرژی و اصلاح فرهنگ مصرف باید بهصورت همزمان دنبال شود تا پایداری و امنیت انرژی کشور در بلندمدت تضمین شود.
منبع : خبرگزاری مهر

















































