
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: رسانهها در سوگ قربانیان مرثیه سرودند، اما فراموش کردند بپرسند چه کسانی از این فاجعه سود میبرند؟ شلیک موشکهای جدید و مخوف به جنوب ایران، تنها یک عملیات نظامی نبود؛ بلکه یک کاتالوگ زنده و یک نمایشگاه میدانی بیرحمانه برای اثبات کارایی محصولات جدید به خریداران بینالمللی بود. در این گزارش، به کالبدشکافی اقتصاد پنهان جنگ و منفعت سوداگران مرگ میپردازیم؛ زاویهای که بایکوت رسانهای آن، خود جنایتی خاموش است.
روایتهای مرسوم از جنگ، همواره حول دو محور میچرخند: پیروزیهای نظامی و فجایع انسانی. خبرنگاران به خطوط مقدم میروند، از آوارها عکس میگیرند، با بازماندگان گریان مصاحبه میکنند و سیاستمداران را به چالش میکشند. اما در این میان، یک حلقه مفقوده بزرگ وجود دارد که با مهارتی عجیب از چشم افکار عمومی پنهان نگه داشته میشود: «مجتمعهای نظامی-صنعتی و شرکتهای تسلیحاتی.»
در جریان جنگ ۴۰ روزه اخیر و فجایع دردناکی که در جنوب کشور، بهویژه در میناب و لامرد رخ داد، ماشین رسانهای جهان و حتی رسانههای داخلی، درگیر پوشش لحظهای اخبار بودند. اما هیچ رسانهای این پرسش اساسی را مطرح نکرد که صورتحساب این خونها به حساب بانکی کدام شرکتها واریز میشود؟ منفعت اقتصادی شرکتهای سازنده سلاح، موتور محرک بسیاری از درگیریهای منطقهای است. وقتی رسانهها نقش این کاتالیزورهای مرگ را نادیده میگیرند، در واقع به تداوم چرخه جنگ کمک میکنند. ما باید کالبدشکافی کنیم که چگونه گوشت تن کودکان و شهروندان عادی، نهتنها سپر بلای اهداف ژئوپلیتیک، بلکه پیشمرگ حاشیه سود فصلی کارخانههای اسلحهسازی شده است.
برچسب طلایی «آزمایششده در نبرد»؛ ارزشگذاری روی خون انسان
برای درک بهتر این اقتصاد خونین، باید با ادبیات بازاریابی تسلیحاتی آشنا شویم. در نمایشگاههای بینالمللی دفاعی، هیچ عبارتی به اندازه «آزمایششده در نبرد» برای خریداران جذاب نیست. سلاحی که تنها در شبیهسازهای کامپیوتری یا بیابانهای خالی نوادا تست شده باشد، قیمت و اعتبار کمتری دارد نسبت به سلاحی که توانسته باشد در یک محیط واقعی شهری، ساختارهای بتنی را متلاشی کند و اهداف انسانی را از بین ببرد.
حمله به مدرسه شجره طیبه میناب و سالن ورزشی لامرد، دقیقا با هدف اخذ همین برچسب طلایی صورت گرفت. شرکتهای تسلیحاتی برای فروش محصولات جدید خود به ارتشهای جهان، نیاز به یک «میدان اثبات» دارند. آنها نمیتوانند این سلاحها را روی شهرهای خودشان آزمایش کنند؛ بنابراین، شهرهای کشورهای هدف به آزمایشگاههای انسانی و رایگان آنها تبدیل میشوند. در این معادله بیرحمانه تجاری، جان انسانها، کودکان دانشآموز و روزهداران لامردی، تنها متغیرهایی برای اثبات ضریب خطای سیستم ناوبری موشک و شعاع تخریب کلاهک آن بودند.
بورس والاستریت و رقص سهام روی ویرانههای لامرد
هیولای آزمایشنشدهای که در ۹ اسفند ۱۴۰۴ بر سر مردم لامرد آوار شد، موشک بالستیک کوتاهبرد جدیدی موسوم به PrSM بود. این موشک که بهعنوان جایگزینی مرگبارتر برای سیستمهای قدیمیتر طراحی شده، پیش از این تاریخ در هیچ جنگ واقعی استفاده نشده بود. نگاهی به اقتصاد این موشک بیندازیم؛ توسعه و تولید این سلاحها میلیاردها دلار هزینه برای شرکتهای سازنده دربر داشته است. بازگشت این سرمایه، نیازمند قراردادهای کلان با کشورهای ثروتمند است. تاکنون تنها ایالات متحده و استرالیا دارندگان رسمی آن بودهاند و کشورهایی نظیر انگلیس و نروژ در صف خرید یا ارزیابی آن قرار دارند.
وقتی چهار فروند از این موشک از پرتابگرهای M۱۴۲ HIMARS شلیک شد و با دقتی بیرحمانه سالن ورزشی لامرد را به خاک و خون کشید، در واقع مدیران فروش این شرکتها در حال ارائه یک نمونه عملی به خریداران مردد اروپایی و متحدان منطقهای خود بودند. رسانهها باید بررسی میکردند که در روزهای پس از این حمله، نمودار سهام شرکت سازنده در بازارهای مالی چه جهشی را تجربه کرده است. این سکوت رسانهای باعث شد تا سوداگران مرگ، بدون پرداخت هیچ هزینه اعتباری، میلیاردها دلار به ارزش برند خود بیفزایند.
ریاضیات وحشت؛ کاتالوگی از آمار مرگبار برای خریداران
برای درک اینکه این سلاح تا چه حد با اهداف تجاری و نمایش حداکثر توحش تکنولوژیک طراحی شده، باید به سراغ کاتالوگ فنی آن برویم و ریاضیات پنهان در کلاهک آن را بررسی کنیم. هر یک از این موشکها در واقع یک بمب خوشهای عظیم و مهندسیشده است که برای ایجاد حداکثر تلفات در یک مساحت مشخص ساخته شده است. این موشک پس از انفجار، به ۱۸۰,۰۰۰ ترکش مرگبار از جنس تنگستن تبدیل میشود.
تنگستن فلزی گرانقیمت با چگالی بسیار بالا و قدرت نفوذ هولناک است. استفاده از این متریال، قیمت تمامشده موشک را بالا میبرد، اما شرکت سازنده باید به خریدار ثابت کند که این هزینه اضافی، ارزش پرداخت را دارد. شلیک به شهر لامرد، دقیقا برای اثبات همین «ارزش افزوده» بود. با شلیک چهار موشک به این شهر کوچک، محاسبه مجموع این ترکشها، پرده از یک بازاریابی آخرالزمانی برمیدارد: ۷۲۰,۰۰۰ = ۴ × ۱۸۰,۰۰۰
۷۲۰ هزار ترکش با سرعت مافوق صوت در فضایی محدود رها شدهاند. شرکت سازنده برای نشان دادن کارایی محصول خود، نیاز به تراکم جمعیتی داشت. شهر لامرد حدود ۳۰,۰۰۰ نفر جمعیت دارد. اگر بخواهیم این «راندمان مرگ» را که در بروشورهای محرمانه نظامی به خریداران ارائه میشود محاسبه کنیم، به عدد تکاندهندهای میرسیم: ۲۴=۳۰۰۰۰÷۷۲۰۰۰۰
این معادله ریاضی یعنی در آن روز شوم، سهم هر انسان در این شهر کوچک اعم از کودک، زن، مرد و سالمند، ۲۴ ترکش مرگبار بوده است. این اعداد برای مردم ما نماد عزاداری و سوگ است، اما برای دلالان اسلحه، این اعداد نشاندهنده «ضریب پوشش منطقه» و یک موفقیت تجاری بینظیر است.
از شکاف بتن تا بافت ظریف بدن؛ دیتاهایی برای ارتقای محصول
در صنعت تسلیحات، اولین استفاده میدانی از یک سلاح، حجم عظیمی از دادهها را برای مهندسان شرکت سازنده فراهم میکند. تخریبی که در لامرد و میناب رخ داد، تنها یک آسیب محیطی نبود، بلکه جمعآوری داده برای نسخههای بعدی این موشک بود. ترکشهای تنگستنی با انرژی جنبشی خیرهکننده خود، سقفها، ستونهای بتنی و دیوارهای باربر سالن ورزشی و خانههای اطراف را متلاشی کردند. تیمهای ارزیابی خسارت رزمی تصاویر این ویرانیها را تحلیل میکنند تا ببینند آیا تنگستن توانسته انتظارات نفوذ در بتن مسلح را برآورده کند یا خیر.
اما بخش تاریکتر این تجارت، ارزیابی آسیبهای انسانی است. ورود ۱۸۰ هزار گلوله کوچک به بدن قربانیان، پارگی شدید بافتهای نرم، خرد شدن استخوانها و جراحات نافذ، همگی دیتاهایی هستند که نشان میدهند سلاح در از بین بردن نیروهای پیاده چقدر موفق عمل کرده است. پدیده موج انفجار بیش از حد در محیطهای بسته نظیر سالن ورزشی لامرد، باعث پارگی ریه و ضربه مغزی شدید در میان کودکانی شد که حتی یک ترکش هم به آنها اصابت نکرده بود.
برای شرکت سازنده، این یک «کشف ارزشمند» در میدان نبرد است؛ آنها حالا میتوانند در بازاریابیهای خود ادعا کنند که سلاحشان حتی بدون اصابت مستقیم ترکش، قادر است با موج انفجار، اهداف انسانی را در فضاهای سرپوشیده از بین ببرد. اینجاست که نقش رسانهها در افشای این سوءاستفاده علمی-تجاری از بدن انسانها پررنگ میشود، نقشی که متاسفانه در این جنگ ۴۰ روزه کاملا غایب بود.
افشاگری ناخواسته؛ وقتی رسانهها بازاریاب رایگان میشوند
پس از این جنایت، مقامات نظامی آمریکا با انتشار بیانیههایی سعی در فرافکنی داشتند. اما پس از مدتی، روزنامه نیویورکتایمز با استناد به تحلیلهای دقیق تصویری و ویدئوهای تاییدشده از بقایای پوسته موشک در محل حادثه، فاش کرد که دقیقا موشک بالستیک PrSM در لامرد و میناب استفاده شده است. اگر چه این گزارش نیویورکتایمز در ظاهر یک افشاگری ژورنالیستی و رسوایی برای عاملان حمله محسوب میشد.
اما از نگاه اقتصاد جنگ، این گزارش معتبر غربی، تبدیل به بزرگترین و بهترین تاییدیه کیفیت برای شرکت سازنده شد! وقتی یک رسانه معتبر جهانی تایید میکند که این موشک جدید توانسته با دقتی بینظیر به هدف اصابت کند و الگوی تخریبی فراتر از تصور بر جای بگذارد، در واقع در حال ارائه یک رپرتاژ آگهی رایگان برای فروش این سلاح به ارتشهای اروپایی و آسیایی است. این پارادوکس تلخ دنیای رسانه است؛ جایی که حتی افشای حقیقت نیز به نفع شرکتهای تسلیحاتی تمام میشود، زیرا رسانهها صرفا به «توانایی تخریب» پرداختهاند و از محکومیت «سازندگان و تاجران» این سلاحها غفلت ورزیدهاند.
ثبت در حافظه تاریخی؛ رسالت جدید ژورنالیسم جنگ
امروز، با گذشت ماهها از آن غروب خونین در لامرد، بوی نان تازه و سفرههای افطار جای خود را به بوی خاکستر و خاطرات تلخ داده است. خیابانهای خلوت آن روز، مانع بروز یک فاجعه آخرالزمانی با هزاران کشته شد، اما داغ ۲۱ جانباخته و دهها مجروح، تا ابد بر پیشانی این شهر باقی است. با این حال، رسالت ما بهعنوان رسانه و راوی تاریخ، نباید در مرثیهسرایی متوقف شود. ما موظفیم روایت جنگ را از انحصار اتاقهای فکر نظامی خارج کنیم و نورافکن حقیقت را بر تاریکخانه اقتصاد تسلیحات بتابانیم. لامرد و میناب قربانی یک مناقشه سیاسی نشدند؛ آنها وجهالمصالحه یک بیزینس خونین، یک بازاریابی مرگبار و یک معامله پرسود در بازارهای جهانی شدند.
اگر ما امروز با صدای بلند از نقش شرکتهای تسلیحاتی، منفعت اقتصادی آنها و سکوت مرگبار رسانهها در قبال این تجارت خون صحبت نکنیم، فردا همین موشکها با افتخار در قلب اروپا یا آمریکا به نمایش درمیآیند. روی بروشورهای براق آنها نوشته خواهد شد: «آزمایششده در میدان واقعی»، بیآنکه هیچکس در آن نمایشگاههای پرزرق و برق بداند که آن میدان واقعی، سالن ورزشی کوچکی در جنوب ایران بود و آن اهداف فرضی، کودکانی بودند که منتظر شنیدن صدای اذان نشسته بودند. وقت آن رسیده است که رسانهها در هر جنگی، پیش از شمردن پوکهها، رد پولها را بگیرند.
منبع : خبرگزاری مهر

















































