
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و در ادامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانه های غربی
بیبیسی در تحلیلی نوشت که حملات تلافیجویانه آخر هفته میان اسرائیل و ایران، علیرغم تلاش دونالد ترامپ برای مهار نخستوزیر اسرائیل، میتواند دست برتر را در مذاکرات به تهران بدهد. به نوشته این رسانه، این تحولات نشان داد که ترامپ قادر یا مایل به مهار کامل متحد اسرائیلی خود نیست؛ نکتهای که از نگاه تهران دور نمانده و ایران با هدف ایجاد شکاف میان واشنگتن و تلآویو، حسابشده عمل کرده است.
این تحلیل با اشاره به اینکه حمله اسرائیل بدون هماهنگی با سنتکام و چراغ سبز ضمنی آمریکا غیرممکن بود، تأکید میکند که ایران با شلیک موشک به اسرائیل در واکنش به حمله به بیروت، عمداً دو آتشبس را به هم گره زد تا بقای حزبالله را به سرنوشت مذاکرات هستهای پیوند بزند. همزمان، رهبران ایران با سنجش این نکته که میل ریسکپذیری ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای و با توجه به افزایش قیمت نفت پایین است، به دنبال پیشبرد دو هدف اصلی خود یعنی آزادسازی داراییهای بلوکهشده و مهار اسرائیل هستند.
بیبیسی تصریح میکند که این اقدام جسورانه ایران که برای نخستین بار در پاسخ به حمله اسرائیل به لبنان صورت گرفت، آزمونی برای سنجش واکنش واشنگتن بود. ترامپ در نهایت با فاصلهگذاری علنی خود از نتانیاهو، به دیپلماسی با تهران ادامه داد. این تحلیل در پایان نتیجه میگیرد که اقتصاد تحت فشار ایران به دنبال پیشکشیدن اولویتهای خود در مذاکرات است و کاهش میل ریسک ترامپ، احتمال کسب امتیازات بیشتر از سوی تهران را افزایش داده است.
روزنامه گاردین در گزارشی به تشریح دلایل از سرگیری درگیریها میان ایران و اسرائیل و آخرین وضعیت آتشبس پرداخت. به نوشته این رسانه انگلیسی، جنگ از ۲۸ فوریه با حمله مشترک آمریکا و اسرائیل آغاز شد و به سرعت از کنترل خارج گردید. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، ضمن ایجاد بیثباتی منطقهای، شوکی ویرانگر به اقتصاد جهانی وارد ساخت. با وجود کشته شدن مقامات ارشد ایران در روز نخست، از جمله آیتالله سید علی خامنهای، ساختار رهبری جدید به سرعت مستقر شد.
آتشبسی در ۸ آوریل برقرار شد، اما این آتشبس پایدار نیست و مسائل کلیدی حلنشده باقی مانده است. گاردین مهمترین این مسائل را آزادی کشتیرانی در خلیج فارس، مهار حملات اسرائیل علیه همسایگان، چگونگی نظارت بر برنامه هستهای ایران و لغو تحریمها علیه تهران عنوان میکند. ایران برنامه هستهای خود را صرفاً برای تولید برق میداند، اما طرفهای مقابل خواستار توافقات شفاف و قابل اجرا هستند.
گاردین نقطه عطف تنشهای اخیر را حمله هوایی اسرائیل به بیروت در صبح یکشنبه معرفی میکند. تهران پیشتر هشدار داده بود که چنین اقدامی را نقض آتشبس تلقی کرده و مستقیماً به اسرائیل حمله خواهد کرد. بر اساس این گزارش، از ماه آوریل، اگرچه آمریکا، اسرائیل و ایران بمباران یکدیگر را متوقف کردهاند، اما اسرائیل به حملات خود به لبنان ادامه داده و حزبالله نیز به شلیک پهپاد و موشک به سمت اسرائیل ادامه داده است.
پایگاه خبری هیل در تحلیلی به مناسبت صدمین روز از جنگ ایران نوشت که این مناقشه با وجود وعدههای انتخاباتی دونالد ترامپ برای پرهیز از درگیریهای طولانی، پایانی در افق ندارد. بر اساس این گزارش، ترامپ در مصاحبه با شبکه انبیسی ضمن انکار وعده عدم آغاز جنگ جدید، مناقشه کنونی را «جنگ بیپایان» ندانست.
هیل میافزاید که آتشبس میان آمریکا و ایران همواره بیش از آنکه واقعی باشد، «تئوریک» بوده است. مایکل روبین، مقام پیشین پنتاگون، تأکید کرد که ایرانیان از مذاکرات برای «خرید زمان» استفاده میکنند. یک مقام پیشین دولت ترامپ نیز تصریح کرد که ایران از طولانی شدن مذاکرات سود میبرد و به همین دلیل آن را به خطر نمیاندازد. با این حال، اقتصاد ایران تحت فشار شدید قرار دارد؛ بانک مرکزی این کشور نرخ تورم سالانه را ۷۷.۲ درصد و تورم نقطهبهنقطه کالاها را ۱۱۳ درصد اعلام کرده و ۴۰ شرکت بزرگ در بورس همچنان تعلیق هستند.
این گزارش با اشاره به حمله اسرائیل به مجتمع پتروشیمی ماهشهر، به نقل از ویکتوریا کوتس، مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا، میافزاید که ایران روی بازگشت سریع این صنعت به مدار تولید حساب باز کرده بود، اما اکنون این منبع درآمد ارزی حیاتی از دست رفته است. هیل همچنین به فشارهای سیاسی داخلی بر ترامپ در آستانه انتخابات کنگره و رأیگیری نمادین مجلس نمایندگان برای پایان جنگ اشاره میکند. در پایان، ترامپ با چرخشی آشکار در لفاظیهای خود علیه نتانیاهو، مدعی شد که این اوست که «همه تصمیمات را میگیرد» و نتانیاهو «هیچ اختیاری» برای کارشکنی در مسیر صلح ندارد. ایران نیز همزمان اعلام کرد که حملات موشکی بالستیک خود را متوقف کرده، اما هشدار داد که در صورت تکرار حملات اسرائیل به جنوب لبنان، «پاسخی سختتر و کوبندهتر» در راه خواهد بود.
رسانه های عربی و منطقه ای
الجزیره در مقاله ای اسرائیل را بازنده بزرگتر جنگ با ایران برشمرد و به ارزیابی نتایج جنگ سهماهه آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخت. نویسنده یادآور میشود که اهداف اعلامشده حمله شامل نابودی برنامه هستهای ایران، از بین بردن توان موشکی و نظامی، حذف رهبران ارشد و در نهایت تغییر نظام سیاسی ایران بود، اما هیچیک از این اهداف بهطور کامل محقق نشد.
به نوشته مقاله، اگرچه بسیاری از فرماندهان و مسئولان ارشد ایرانی کشته شدند، اما ساختار حکومتی ایران دچار فروپاشی نشد و نیروهای جایگزین، بهویژه از میان بدنه سپاه پاسداران، جای آنان را گرفتند. همچنین برخلاف پیشبینیها، اعتراضات گستردهای برای سرنگونی حکومت شکل نگرفت.
نویسنده معتقد است که نابودی نیروی هوایی و دریایی ایران اهمیت راهبردی محدودی داشت، زیرا ایران سالها پیش به دلیل فرسودگی تجهیزات، بر توسعه توان موشکی، پهپادی و جنگ نامتقارن تمرکز کرده بود. به باور او، همین راهبرد باعث شد ایران بتواند بخشی از سامانههای دفاعی اسرائیل را دور بزند و خساراتی به اسرائیل و همچنین به برخی پایگاههای آمریکا در منطقه وارد کند.
این مقاله تأکید می کند که هزینههای جنگ برای آمریکا بسیار سنگین بوده و دهها میلیارد دلار خسارت نظامی و اقتصادی به همراه داشته است. همچنین کاهش محبوبیت دولت آمریکا و افزایش انتقادها از حمایت واشنگتن از اسرائیل از دیگر پیامدهای سیاسی جنگ عنوان میشود.
در مورد اسرائیل، نویسنده میگوید هرچند این رژیم به هدف دیرینه خود یعنی مشارکت مستقیم آمریکا در حمله به ایران دست یافت، اما با افزایش انتقادهای جهانی و حتی رشد تردیدها در افکار عمومی آمریکا نسبت به سیاستهای اسرائیل مواجه شده است. از نگاه نویسنده، این تغییر نگرش بهویژه در میان نسل جوان آمریکایی میتواند در آینده بر روابط دو طرف تأثیر بگذارد.
در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که نه آمریکا و اسرائیل توانستند نظام ایران را تغییر دهند و نه ایران از پیامدهای اقتصادی و سیاسی جنگ مصون مانده است. با این حال، نویسنده معتقد است اسرائیل به دلیل ناکامی در دستیابی به اهداف اصلی و تحمل هزینههای سیاسی بلندمدت، «بازنده بزرگتر» این جنگ محسوب میشود، هرچند وضعیت همچنان سیال است و برای قضاوت قطعی باید منتظر تحولات آینده ماند.
المیادین در یک مقاله با نگاهی مثبت به نقش ایران در تحولات اخیر منطقه، استدلال میکند که تهران پس از ماهها درگیری با اسرائیل و آمریکا توانسته ابتکار عمل راهبردی را به دست گیرد و معادلات جدیدی را در منطقه تحمیل کند. نویسنده با اشاره به جایگاه نمادین رنگ سرخ در فرهنگ و تاریخ ایران، از «شب سرخ» به عنوان نماد پیوند میان مقاومت، شهادت و قدرت بازدارندگی یاد میکند.
مقاله ریشه تحولات کنونی را در روند شکلگیری «وحدت جبهههای مقاومت» از زمان نبرد «سیفالقدس» و تلاش برای پیوند دادن میدانهای مختلف از جنین و غزه تا لبنان و ایران میداند. به باور نویسنده، حملات اخیر ایران و حمایت متقابل حزبالله نشان داده است که محور مقاومت از مرحله همبستگی نمادین عبور کرده و به سطحی از هماهنگی عملیاتی رسیده است.
نویسنده پنج نتیجه راهبردی را برجسته میکند: نخست، تقویت همکاری میان ایران و حزبالله؛ دوم، گذار ایران از «صبر راهبردی» به سیاست ابتکار عمل و حمله پیشدستانه؛ سوم، ایجاد شکاف میان آمریکا و اسرائیل و افزایش فشار سیاسی بر دولت اسرائیل؛ چهارم، تضعیف بازدارندگی اسرائیل در نتیجه پاسخهای مستقیم ایران؛ و پنجم، فراهم شدن زمینه برای گسترش «وحدت جبهات» از لبنان تا غزه.
در جمعبندی، مقاله تأکید می کند که ایران اکنون در موقعیت صعود راهبردی قرار دارد، توانسته قواعد درگیری را تغییر دهد و با اتکا به توان نظامی، انسجام داخلی و شبکه متحدان منطقهای خود، نفوذ و قدرت بازدارندگیاش را افزایش دهد.
رأی الیوم در دو مقاله جداگانه به بررسی نتایج حمله موشکی ایران به سرزمین های اشغالی و چشمانداز راهبرد منطقهای تهران پرداخت.
در مقاله نخست، منی صفوان با عنوان «ایران اکنون به چه میاندیشد؟» استدلال میکند که تهران وارد مرحلهای جدید شده که هدف آن تثبیت یک «معادله بازدارندگی غیرهستهای» است. به نوشته وی، ایران پس از سالها «صبر راهبردی» اکنون در پی بهرهبرداری از دستاوردهای خود از طریق حفظ و گسترش نفوذ منطقهای، حمایت از متحدانش در لبنان، عراق، یمن و سوریه، تقویت روابط با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، مقابله با روند عادیسازی روابط با اسرائیل و توسعه همکاری با قدرتهای شرقی است. این مقاله همچنین تأکید میکند که تهران میکوشد در کنار حفظ اهرمهایی چون تنگه هرمز و بابالمندب، به توافقی اقتصادی با آمریکا برای کاهش تحریمها دست یابد و جایگاه خود را بهعنوان قدرت برتر منطقه تثبیت کند.
در مقاله دوم، محمد بنی سلامه با عنوان «از بیروت تا تهران؛ آیا ایران قواعد بازی را شکست یا درهای مجهول را گشود؟» به ابعاد امنیتی و سیاسی حمله ایران میپردازد. وی معتقد است که شلیک موشکها به سوی اسرائیل صرفاً یک واکنش نظامی نبود، بلکه نشانه تغییر در دکترین امنیتی ایران و اعلام این پیام بود که امنیت حزبالله بخشی از امنیت ملی ایران محسوب میشود. به باور نویسنده، تهران با این اقدام تلاش کرده است قواعد جدیدی برای بازدارندگی و مدیریت منازعه در منطقه تعریف کند و همزمان موقعیت خود را در مذاکرات احتمالی آینده تقویت سازد.
در مجموع، هر دو مقاله بر این نکته تأکید دارند که ایران در حال بازتعریف نقش و جایگاه خود در خاورمیانه است؛ با این تفاوت که مقاله نخست بیشتر بر اهداف و برنامههای راهبردی تهران تمرکز دارد، در حالی که مقاله دوم پیامدهای امنیتی، سیاسی و نتایج ناشی از این رویکرد جدید را مورد بررسی قرار میدهد.
رسانه های چین و روسیه
وبسایت سیجیتیان (CGTN) چین در گزارشی با عنوان «گذشت ۱۰۰ روز از جنگ خاورمیانه: چه چیزی مانع توافق صلح شده است؟» به وضعیت جنگ و مذاکرات میان آمریکا و ایران و پیامدهای آن برای اسرائیل و منطقه پرداخته است.
در این گزارش آمده است که با گذشت ۱۰۰ روز از آغاز درگیریها، اگرچه یک توافق آتشبس ۶۰ روزه میان ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان شکل گرفته، اما رسیدن به یک توافق جامع صلح همچنان با بنبست روبهرو است. دلیل اصلی این بنبست، اختلافات عمیق بر سر پرونده هستهای ایران، تحریمها، داراییهای بلوکهشده، وضعیت لبنان و همچنین کنترل تنگه هرمز عنوان شده است.
در بخش مربوط به برنامه هستهای، گزارش تأکید میکند که آمریکا خواستار توقف کامل توان هستهای ایران و حتی نابودی زیرساختهای مرتبط است، در حالی که ایران اعلام کرده تنها در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای به فعالیتهای صلحآمیز ادامه میدهد و حاضر به برچیدن کامل تأسیسات خود نیست.
همچنین موضوع انتقال اورانیوم غنیشده از موارد اختلافی جدی میان دو طرف ذکر شده است.
در بخش تحریمها و داراییهای بلوکهشده، به درخواست ایران برای آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدودشده اشاره شده، در حالی که آمریکا همزمان تحریمهای جدیدی علیه شبکههای مرتبط با صادرات نفت ایران اعمال کرده است.
گزارش همچنین نقش لبنان و وضعیت حزبالله را یکی از محورهای تنش میداند و تأکید میکند که ایران خواستار گنجاندن این موضوع در هر توافق احتمالی است، در حالی که اختلافات آمریکا و اسرائیل در این زمینه ادامه دارد.
در نهایت، درباره تنگه هرمز آمده است که این مسیر همچنان یک اهرم مهم برای ایران در مذاکرات محسوب میشود و آمریکا بر آزادسازی کامل کشتیرانی در آن تأکید دارد.
جمعبندی گزارش این است که هرچند مذاکرات به مراحل حساس رسیده، اما اختلافات ساختاری همچنان مانع دستیابی به توافق نهایی هستند و هیچ طرفی به پیروزی کامل نرسیده است.
خبرگزاری تاس روسیه در گزارشی با عنوان «برگزارکنندگان جام جهانی ۲۰۲۶ سهمیه بلیت هواداران ایران را لغو کردند» نوشت در حالی که تنها دو روز تا آغاز رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶ باقی مانده است، برگزارکنندگان این مسابقات تصمیم گرفتهاند سهمیه اختصاصیافته به هواداران ایرانی برای حضور در ورزشگاههای آمریکای شمالی را لغو کنند.
این تصمیم که به نقل از فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران منتشر شده، موجب شده بسیاری از هواداران ایرانی که بر اساس روند رسمی اعلامشده برای سفر و حضور در مسابقات برنامهریزی کرده بودند، امکان حمایت از تیم ملی کشورشان از نزدیک را از دست بدهند.
فدراسیون فوتبال ایران در بیانیهای این اقدام را مغایر با روح حاکم بر رقابتهای بینالمللی و اصل برابری میان کشورهای شرکتکننده دانسته و تأکید کرده است که هواداران ایرانی بر اساس سهمیه رسمی اعلامشده اقدام به تهیه مقدمات سفر کرده بودند.
این گزارش در ادامه به چالشهای چند ماه اخیر ایران برای حضور در جام جهانی اشاره میکند. اگرچه سفیر ایران در ترکیه چندی پیش اعلام کرده بود تمامی اعضای تیم ملی روادید ورود به آمریکا را دریافت کردهاند، اما گزارشهای بعدی از عدم صدور ویزا برای بخشی از اعضای کاروان ایران از جمله تعدادی از مربیان حکایت داشت.
در ماههای گذشته نیز موضوع انتقال محل برگزاری بازیهای ایران از آمریکا به مکزیک و همچنین انتقال اردوی آمادهسازی تیم ملی به مکزیک در مذاکرات میان فدراسیون فوتبال ایران و فیفا مطرح شده بود. با وجود این چالشها، فیفا بارها بر حضور ایران در جام جهانی تأکید کرده و اعلام کرده است تمام تلاش خود را برای تسهیل حضور تیم ملی ایران در این رقابتها به کار خواهد گرفت.

















































