
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: ادبیات دینی همواره یکی از مسیرهای مهم برای بازنمایی تجربههای معنوی و انتقال مفاهیم اعتقادی به زبان روایت بوده است؛ مسیری که از داستانهای کودک و نوجوان با زبان خیال و بازی آغاز میشود و تا رمانهای بزرگسال ادامه پیدا میکند، جایی که مفاهیم انسانی و دینی در قالب موقعیتهای ملموس و شخصیتپردازیهای داستانی بازتاب مییابد. در این میان، نویسندگان این حوزه تلاش میکنند پلی میان تجربه زیسته مخاطب امروز و مفاهیم دینی برقرار کنند؛ پلی که هم نیازمند زبان تازه است و هم نگاهی به مسائل و پرسشهای نسل جدید دارد. این روند، ادبیات دینی را از قالبهای صرفاً آموزشی یا مستقیمگرا دور کرده و به سمت روایتهای داستانی و اثرگذار سوق داده است. با این حال، همچنان این پرسش مطرح است که ادبیات تا چه اندازه میتواند در زنده نگه داشتن تجربه دینی در ذهن و زندگی مخاطب معاصر نقش ایفا کند و چه چالشهایی پیش روی نویسندگان این حوزه قرار دارد. در همین چارچوب، با سعید محمدی، نویسنده فعال در حوزه ادبیات دینی، به گفتوگو نشستهایم تا از زاویه نگاه او به ظرفیتها و دشواریهای این مسیر ادبی بپردازیم.
*مهمترین دشواری در نوشتن داستان مذهبی چیست؟
به نظر میرسد مهمترین دشواری در نوشتن داستان مذهبی داشتن نگاه و درک درست از مذهب است. وقتی تعریف صحیحی از مذهب در ذهن نویسنده باشد انتقال او با مدیوم داستان به مخاطب بهتر صورت میگیرد. لذا نویسندگانی که میخواهند به سراغ داستان مذهبی بروند حتما باید در درون خود تحولاتی داشته و رشد لازم درباره نگاهشان به مذهب را داشته باشند تا بتوانند اثر بهتری خلق کنند. از طرفی شاید انتخاب ساختار مناسب برای نوشتن داستان مذهبی هم مهم باشد که از دشواریهای دیگر داستان مذهبی است.
* فکر میکنید ادبیات مذهبی برای نوجوان باید بیشتر پرسشگر باشد یا پاسخگو؟
به نظرم به هر دو مقوله باید توجه داشته باشد. اما به سبب اینکه نوجوان امروز با درگیریهایی که با رسانههای جمعی جدید مانند فضای مجازی و شبکههای مختلف دارد به اندازه کافی در ذهنش سؤال و شبهه ایجاد میشود، لذا اگر وجه پاسخگویی رمان نوجوان در موضوعات مذهبی بیشتر باشد مؤثرتر خواهد بود.
* آیا ناشران از شما انتظار دارند که پیام مشخص و مستقیم ارائه دهید؟
البته تا کنون برای من پیش نیامده که ناشری بخواهد در متون داستانی من تصرف کرده و تأکیدی روی مستقیم گویی برخی پیامها داشته باشد. اگر چه عمدتا بعضی ناشران درباره انتخاب برخی موضوعات و اولویتهای موضوعی و یا شخصیتها و یا رخدادهای مشخص، حتما سفارش کرده و مطالبه میکنند اما به سبب اعتمادی که به نویسنده دارند هیچکدام انتظار انتقال پیام مشخص و مستقیم به مخاطب را از طرف نویسنده نداشتهاند.

*چطور میان روایت داستانی و انتقال مفاهیم دینی تعادل برقرار میکنید؟
هوشمندی نویسنده باید به اندازهای باشد که میان ساختار یعنی روایت داستانی و محتوا یعنی مفاهیم دینی تعادل متناسبی برقرار کند، این برقراری تعادل از مطالعات زیاد رمانهای خوب و البته تجربه در نگارش رمانهای متعدد و مشورت با اهل تجربه میتواند حاصل شود. چرا که اگر هر کدام از ساختار یا محتوا از دیگری برجستهتر باشد رمان دینی نتوانسته رسالتش که انتقال مفاهیم دینی است را ایفا کند. اگر ساختار و روایت داستان پر رنگتر باشد، از ظرفیت داستان برای انتقال مفاهیم استفاده نشده و نوشته به هدفش نرسیده است. از طرفی اگر مفاهیم دینی عمدهتر و پررنگتر از روایت داستانی باشد، رمان به ورطه شعارزدگی و مستقیمگویی دچار میشود که معمولا از طرف مخاطب پس زده میشود.
*به نظر شما چرا برخی آثار مذهبی برای مخاطب نوجوان جذاب نمیشوند؟
ممکن است علل مختلفی داشته باشد. من همیشه تأکید داشتهام آثار نوجوان در ابتدا باید بسیار جذاب و پرکشش نگاشته شود. و در مرحله بعد اگر قرار است پیام و مفهومی را منتقل کند این کار را انجام دهد. گاهی بعضی رمانها جذاب هستند اما صرفا تبدیل به یک کتاب عامه پسند شده و محتوای لازم را ندارد. چنانچه بسیاری از آثار ترجمهای در حوزه نوجوان که متأسفانه در مدارس و میان نوجوانان هم بسیار شایع شده از این دسته هستند. بعضی رمانها هم آنقدر به فکر ارائه مفاهیم دینی و ارزشی بودهاند که از جذابیت داستانی و ساختار درست غافل شده و دچار شعارزدگی و کند و کشدار بودن متن شدهاند که عمدتا مخاطب نوجوان به هیچ وجه از این کتابها استقبال نخواهد کرد.
*هنگام نوشتن درباره شخصیتهای دینی یا تاریخی، چه میزان به مستندات پایبند هستید و چه میزان به تخیل؟
من مقید هستم که نوشتن درباره شخصیتهای تاریخی حتما مستند به اسناد تاریخی باشد. مخصوصا همان واقعه مشخصی که قرار است به صورت رمان روایت شود. البته این نکته لازم به ذکر است که کار رمان نویس صرفا نقل تاریخ نیست، رمان نویس دنیایی را خلق میکند و شخصیتهایی را میآفریند که بتواند در آن یک واقعه تاریخی یا یک شخصیت تاریخی را همانطور که در اسناد تاریخی آمده است روایت کند. اما کسانی که رمان تاریخی کار کردهاند میدانند که تاریخ ناگفتههای زیادی دارد. وقایع تاریخی گاهی خشک و ساده هستند یعنی به برخی علت و معلولهایی که باعث بوجود آمدن برخی وقایع شده و یا انگیزه برخی رفتارهای شخصیتها اشاره نکرده است. این وظیفه نویسنده است که با پژوهش تاریخی بتواند به خوبی حفرههای موجود در تاریخ را تخیل کرده و روایت رمان تاریخی را برای مخاطب کاملا باورپذیر و منطقی انجام دهد.
این مسأله در روایت شخصیتهای دینی بسیار حساس تر است. مخصوصا اگر یکی از چهارده معصوم علیهم السلام باشند. در باره چهارده معصوم علیهم السلام هیچ اضافه و کمبودی که در اسناد تاریخی محکم به آنها اشاره شده نمیتوان انجام داد. این موضوع به قدری حساس است که حتی نمیتوان سکوتی را هم به معصوم نسبت داد. لذا در بسیاری از رمانها دیده میشود که نویسنده به این مطلب توجهی ندارد و دیالوگهای فراوانی که اصلا در تاریخ نیامده در دهان معصوم میگذارد. و یا رفتارهایی به ایشان نسبت میدهد که اگرچه پیش برنده داستان است اما اصلا مأثور و مستند نیست و این بزرگترین اشکال در روایت یک شخصیت دینی است.
البته این شخصیتهای دینی سلسله مراتبی دارند. این حساسیت درباره خانواده ائمه کمتر میشود و درباره اصحاب ائمه در مرتبه بعدی قرار میگیرد. یعنی در مورد غیر معصوم به تناسب واقعه تاریخی و فضای زمانی و شرایط موجود میتوان حرفها و رفتارهایی را نسبت داد و آنها را در بستر رمان به کنش و واکنش واداشت...
این نکته هم قابل توجه است که رمان تاریخی تلفیقی از روایت تاریخ و تخیل نویسنده است. البته تخیل مفید، تخیلی که منافاتی با تاریخ و فضای حاکم بر زمانه همان شخصیت و واقعه تاریخی نداشته باشد که البته این موضوع نیازمند بحث گستردهای است که در این مجال نمیگنجد.
* آیا بازآفرینی شخصیتهای مقدس در قالب داستان، محدودیتهایی برای نویسنده ایجاد میکند؟
البته که نوشتن درباره شخصیتهای مقدس برای نویسنده محدودیتهایی ایجاد میکند. نویسنده نمیتواند هر آنچه که دوست دارد درباره آنها تخیل کند. نویسنده محکوم به پژوهش و تحقیق مفصل در این زمینه است. نویسنده باید به خوبی شخصیتها را شناخته و از علت رفتارها و گفتارهای آنها آگاه شود تا بتواند بخشی از آنها را روایت کند. لذا حتما بازآفرینی شخصیتهای مقدس در قالب داستان نویسنده را دچار محدودیتهایی می کند. لذاست که نوشتن رمان درباره شخصیتهای مقدس کار هر نویسندهای نمی تواند باشد.
* به نظر شما رمان مذهبی برای بزرگسالان باید چه ویژگیای داشته باشد تا در بازار کتاب دیده شود؟
رمان مذهبی نشانهها و خصوصیات مختلفی برای دیده شدن باید داشته باشد. اول که سوژه و موضوع خوب و جذاب و بکری داشته باشد. دوم اینکه ظرفیت داستان و شخصیت که برای نگارش انتخاب شده حتما به اندازهای باشد که تبدیل به رمان شود. چون بعضی موضوعات و سوژهها ظرفیت رمان را ندارد، گاهی برای داستان کوتاه خوب هستند. گاهی بهتر است درباره آنها کتاب پژوهشی نوشته شود. گاهی هم آنقدر سخت هستند که نمیتوان اثر مکتوبی درباره آنها تولید کرد.
سوم اینکه داستان جذاب و گیرایی برای روایت مفاهیم دینی و مذهبی انتخاب شود. چرا که ابتدا داستان است که مخاطب را پایبند کتاب کرده و در ادامه اگر مفهومی قرار است ارائه شود به مخاطب منتقل میشود. چهارم اینکه نویسنده حتما باید به وضعیت جامعه و نیاز مخاطب امروز توجه داشته باشد و بتواند موضوع و سوژهای را انتخاب کند که مورد توجه مخاطب امروز با ویژگیها و خصوصیات خاص خودش باشد.

* وضعیت امروز ادبیات مذهبی را چگونه ارزیابی میکنید؟
ادبیات مذهبی امروز نسبت به گذشته رشد چشمگیری داشته. دغدغه بسیاری از ناشران تولید ادبیات مذهبی و ارائه مفاهیم دینی در قالب داستان و رمان بوده و البته برخی ارگانها هم اهتمام ویژهای به این مسأله داشتهاند. از این روست که آثار متعددی هم در همین زمینه تولید و منتشر شده است. اما چیزی که به نظر میرسد این است که با حجم فعالیت جبهه کفر و شیطان در زمینههای مختلفی که مخاطب امروزی را دچار خودش کرده هنوز ادبیات مذهبی جای کار فراوان دارد. هنوز خلأهای فراوانی در این موضوع دیده میشود که نیازمند برنامه ریزی و حمایت جدی دارد.
* آیا با موج جدیدی از نویسندگان دینی مواجه هستیم یا این حوزه در حال تکرار است؟
با توجه به رصدی که از ناشران در این موضوع دارم معمولا رمانهایی با موضوعات تکراری تولید نمیشود. اگر هم منظورتان در ساختار است میتوان گفت بعضی نویسندهها که در این حیطه فعالیت دارند عمده کتابهایشان شبیه هم هستند. موضوعی را انتخاب کرده و داستان سادهای تخیل کرده و کتابی با حجم مشخص تولید میکنند که البته آسیبهای خودش را هم دارد و در اینجا به مصادیق هم نمیتوان اشاره کرد. اما مسأله رمان دینی که عمدتا با رمان تاریخ مذهبی شناخته میشود به سبب تنوع موضوعات تاریخی به تکرار نمیافتد.
* اگر بخواهید به نویسندگان جوانی که قصد ورود به این حوزه را دارند توصیهای کنید، چه میگویید؟
همانطور که همواره به دوستان و اطرافیان هم تأکید کردهام میگویم که در وضعیت کنونی دنیا و آخرت را میتوان در این حوزه یافت. چون اقبال مخاطب امروزی به اینگونه رمانها بیشتر شده است و البته کار و تلاش در حیطه دین و مذهب اجر اخروی خودش را هم دارد. لذا به نویسندگان جوان به شدت توصیه میکنم در این حوزه فعالیت داشته باشند.
منبع : خبرگزاری مهر

















































