
درآیین یادکرد مقام علمی و فرهنگی دکتر علی شریعتی مطرح شد
میراث ماندگار شریعتی؛ از پرسشگری تا روشنگری
به گزارش خبرگزاری نهر، آیین یادکرد مقام علمی و فرهنگی دکتر علی شریعتی اندیشمند و نویسنده اثرگذار معاصر، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، پنجشنبه بیست و هشتم خردادماه 1405 با حضور و سخنرانی عبدالرحیم گواهی، حکمت الله ملاصالحی، احسان شریعتی، سید جواد میری و محمود شالویی در فضای مجازی برگزار شد.
عبدالرحیم گواهی استاد ادیان و عرفان و از شاگردان دکتر علی شریعتی در این مراسم با بیان خاطراتی از دوران آشنایی و همراهی با وی گفت: آشنایی من با مرحوم شریعتی به سالهای پیش از انقلاب و فعالیتهای فرهنگی و دانشگاهی بازمیگردد و این ارتباط در بستر فعالیتهای انجمن اسلامی دانشکده نفت آبادان و دعوت از شخصیتهای علمی و فکری برای سخنرانی شکل گرفت.
وی افزود: در دانشکده نفت آبادان، چهرههایی چون علامه جعفری، شهید مطهری و دکتر شریعتی از نخستین سخنرانان بودند و از همان زمان ارتباط و آشنایی من با شریعتی ادامه یافت.
به گفته گواهی، شریعتی در آن دوران برجستهترین روشنفکر مذهبی به شمار میرفت و تأثیر گستردهای بر نسل جوان داشت.
گواهی با اشاره به یکی از خاطرات خود اظهار کرد: روزی دکتر شریعتی از او خواست تا وی را به دیدار استاد محمدتقی جعفری ببرد. در آن دیدار، شریعتی خطاب به علامه جعفری گفته بود که وظیفه روشنفکران به حرکت درآوردن جوانان است اما جهت این حرکت باید از سوی علما تعیین شود. او از استاد جعفری خواسته بود همه آثارش را مطالعه کند و هرجا را که با تعالیم دینی ناسازگار میداند مشخص کند تا در چاپهای بعدی اصلاح شود.
وی ادامه داد: شریعتی انسانی پرتلاش، کمخواب و غرق در کار فکری بود و با شور و علاقه به نگارش و سخنرانی میپرداخت؛ مکتوبات او از جمله کتاب «کویر» محصول چنین روحیهای بود.
رییس موسسه پژوهش ادیان جهان با اشاره به نقش فکری شریعتی در جامعه آن روز تصریح کرد: شریعتی نه فقیه بود و نه مدعی مرجعیت دینی، بلکه روشنفکری دینی و جامعهشناسی بود که با صداقت و دلسوزی میکوشید مفاهیم دینی را برای نسل جوان بازخوانی کند و به همین دلیل به یکی از موتورهای محرک نسل دانشجو و جوان پیش از پیروزی انقلاب تبدیل شد.
وی افزود: در دورهای که اندیشههای مارکسیستی در فضای روشنفکری نفوذ گستردهای یافته بود، شریعتی تلاش کرد با تکیه بر الگوهای دینی و اسلامی، مسیر دیگری برای آگاهیبخشی و روشنگری پیش روی جامعه قرار دهد.
گواهی در پایان تأکید کرد: فارغ از نقدها و ارزیابیهایی که ممکن است نسبت به برخی دیدگاههای دکتر شریعتی وجود داشته باشد، او روشنفکری دینی، صادق و دلسوخته بود که با تمام توان برای بیدارسازی نسل جوان و ایجاد حرکت فکری در جامعه تلاش کرد و یاد، نام و آثار او همچنان زنده است.
شریعتی؛ پیوند اندیشه دینی و آگاهی اجتماعی
محمود شالویی رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی نیز طی سخنانی در این آیین با تأکید بر جایگاه اندیشه در شناخت انسان گفت: آنچه انسان را از سایر موجودات متمایز میسازد نه ظاهر جسمانی و نه ویژگیهای زیستی او، بلکه اندیشه، عقل و روح الهی است که در وجود او دمیده شده است.
وی با اشاره به اشعار مولانا از جمله «ای برادر تو همه اندیشهای» اظهار کرد که ارزش و جایگاه انسان به میزان فهم و اندیشه او بستگی دارد و هر انسانی به اندازه آنچه فهمیده و یافته است، اعتبار و منزلت پیدا میکند.
وی افزود: هنگامی که درباره انسانهای اندیشمند و فرهیخته سخن گفته میشود، مقصود، پذیرش کامل یا نفی همه آرای آنان نیست، بلکه اهمیت در کوشش آنان برای فهم، تحقیق و عرضه یافتههای فکری است.
به گفته شالویی، جامعه ایرانی و اسلامی از گذشتههای دور تا دوره معاصر همواره شاهد حضور متفکران و روشنفکرانی بوده که در حوزههای علمی، فرهنگی، ادبی و اجتماعی اثرگذار بودهاند.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ادامه داد: در دوره معاصر و بهویژه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، روشنفکران دینی نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی واکنشهای جدی نشان میدادند و تلاش میکردند نتایج برداشتها و اندیشههای خود را به جامعه منتقل کنند. در این میان، چهرههایی چون شهید مطهری، آیتالله طالقانی و دکتر علی شریعتی از شخصیتهای شاخصی بودند که آثار، سخنرانیها و دیدگاههای آنان مورد توجه نسل جوان قرار گرفت.
وی با اشاره به جایگاه دکتر شریعتی اظهار کرد:حقیقت آن است که او یکی از تأثیرگذارترین و شاید شاخصترین چهرههای مجامع روشنفکری و دانشگاهی روزگار خود در کنار استاد مطهری بود و هر دو در ایفای نقش خویش موفق عمل کردند.
شالویی گفت: سخنرانیهای شورانگیز، قلم نافذ و برداشتهای دکتر شریعتی که با روحیه سلحشوری و روحیه دینی او درآمیخته بود، سبب شد جریان روشنفکرانه در جامعه شکل گیرد و آگاهیهای فراوانی به نسل جوان منتقل شود.
وی افزود: آثاری چون «فاطمه، فاطمه است»، «علی تنهاست»، «کویر» و دیگر نوشتهها و سخنرانیهای شریعتی توانست شور، هیجان و انگیزهای در میان جوانان ایجاد کند و نسلی را آماده سازد که رهآورد آن انقلابی مبتنی بر فرهنگ ایمان و اعتقاد باشد.
شالویی تصریح کرد: مقصود از تجلیل دکتر شریعتی، تأیید همه برداشتها و تحلیلهای او نیست، زیرا هر اندیشمندی بر پایه فهم و شرایط خود به نتایجی میرسد؛ لذا بررسی و نقد علمی او همواره ممکن است. اما آنچه اهمیت دارد این است که «شریعتی» عمر خود را صرف تحقیق و اندیشه کرد و آنچه را یافته بود با جامعه در میان گذاشت.
وی ادامه داد: در روزگاری که جریانهای فکری مارکسیستی و گرایشهای وارداتی تلاش داشتند فضای روشنفکری را تحت تأثیر قرار دهند، شریعتی با تکیه بر مفاهیم دینی و اسلامی و تجلیل از الگوهایی چون حضرت فاطمه(س) و امام علی(ع) کوشید مسیر دیگری از روشنگری را پیش روی جامعه قرار دهد و در این مسیر نیز توفیقات مهمی به دست آورد.
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در پایان تأکید کرد: باید یاد و نام این بزرگان را که هر یک در الگوسازی معنوی و روشنگری نقش داشتند گرامی داشت و آثار دکتر شریعتی نیز همچنان باید مورد مطالعه، بررسی و استفاده نسل امروز قرار گیرد.
شریعتی؛ اندیشمندی در نسبت با جهان مدرن
در بخش دیگری از این مراسم، حکمتالله ملاصالحی، باستانشناس و استاد دانشگاه تهران با تأمل بر مفهوم میراث انسانی و فکری گفت: درنگ در این پرسش که انسان در حضور یگانه و کوتاه خود در این جهان چه میراثی برای نسلهای بعدی بر جای میگذارد، از مهمترین و مسئولانهترین پرسشهایی است که هر فرد باید با آن مواجه شود؛ زیرا آنچه از ما باقی میماند، در شکلگیری آینده و سرنوشت دیگران تأثیرگذار است.
وی افزود: فارغ از داوریهای موافق یا مخالف، دکتر علی شریعتی را باید در شمار تأثیرگذارترین صاحبان اندیشه، قلم و نظر در جامعه معاصر ایران دانست؛ شخصیتی که آثار و حضور فکری او همچنان محل توجه و تأمل است.
ملاصالحی با اشاره به زمینه خانوادگی و فرهنگی دکتر شریعتی اظهار کرد: او برآمده از خانوادهای فرهیخته، اصیل و باورمند به سنت شیعی بود و در خراسان، این سرزمین فرهنگخیز و خاستگاه بخشی از میراث علمی، ادبی، فلسفی و معنوی ایران اسلامی، پرورش یافت.
وی ادامه داد: شریعتی با وجود عمر نسبتاً کوتاه، زندگی پرتحرک و پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشت و آثار قلمی متعددی از خود بر جای گذاشت. به گفته او، هرچند دوران اقامت شریعتی در فرانسه طولانی نبود، اما توانست از این فرصت بهره بگیرد و برخلاف بسیاری که بدون دستاورد بازمیگردند، با شناخت و دریافتهایی جدی از جهان مدرن به ایران بازگردد و نوعی نسبت فکری با دنیای جدید برقرار کند.
استاد دانشگاه تهران با تأکید بر ویژگیهای شخصیتی و فکری شریعتی گفت: او نابغهای در سخنوری بود اما توانایی بیانش صرفاً حاصل ذوق و هنر نبود، بلکه با اندیشه، تأمل و نظر همراه شده بود. در کنار استعداد ادبی و هنری، یکی از ویژگیهای برجسته او دلیری در بیان اندیشههایش بود؛ چراکه صرف داشتن فکر و نظر کافی نیست و شجاعت بیان آن نیز اهمیت دارد.
وی افزود: شریعتی این جسارت را داشت که دیدگاههای خود را آشکارا مطرح کند و گاه در بیان آنها بیپروا باشد.
ملاصالحی در پایان با اشاره به درگذشت زودهنگام دکتر شریعتی اظهار کرد: اگر شریعتی فرصت زیستن بیشتری مییافت و دهههای دیگری را تجربه میکرد، به احتمال زیاد همچنان در مسیر بازاندیشی و بازنگری حرکت میکرد؛ زیرا روحیهای پویا، پرتحرک و ناآرام داشت و چنین شخصیتی ظرفیت آن را داشت که بارها در اندیشههای پیشین خود تأمل و تجدیدنظر کند.
میراث فکری شریعتی
در ادامه احسان شریعتی استاد فلسفه و فرزند علی شریعتی، با اشاره به میراث فکری، فرهنگی و علمی او گفت: دکتر شریعتی صرفاً یک چهره فکری یا سیاسی نبود، بلکه به عنوان نویسنده و ادیب نیز در ادبیات معاصر ایران دارای سبک و شیوه نگارشی ویژهای است که جایگاه مستقل و قابل مطالعهای دارد.
به گفته وی، این جنبه از آثار شریعتی تاکنون بیشتر به صورت رسمی مورد توجه قرار گرفته و بخشهایی از آثار او، بهویژه کتاب «کویر»، در نظام آموزشی و کتابهای درسی بازتاب یافته است.
وی افزود: اهمیت شریعتی بیش از آنکه به جایگاه ادبی او محدود شود، به نقش او در ایجاد یک نهضت فکری بازمیگردد؛ جریانی که پرسشگری، مطالعه و اندیشیدن را در جامعه و بهویژه در میان نسل جوان و دانشجویان گسترش داد و خارج از ساختارهای رسمی آموزشی توانست در عرصه عمومی اثرگذار باشد.
احسان شریعتی ادامه داد: دکتر شریعتی با بهرهگیری از روششناسی علوم انسانی جدید و تمرکز بر حوزههایی چون تاریخ اسلام، تاریخ ایران، تاریخ ادیان و تاریخ تمدن، کوشید موضوعات مربوط به ایران و جهان اسلام را از منظر علوم انسانی جدید بازخوانی کند و از این جهت میتوان او را در زمره متفکران و پرسشگران غیرغربی در حوزه علوم انسانی دانست که در سطح جهانی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
وی اظهار کرد: امروز در مطالعات دانشگاهی و ترجمه آثار شریعتی، او بیشتر در چارچوب جریانهای پسااستعماری مورد مطالعه قرار میگیرد؛ بهویژه با طرح مفاهیمی همچون «بازگشت به خویش»، بازنگری انتقادی در تاریخ ایران و اسلام و نقد همزمان مدرنیته و سنت.
این استاد فلسفه با اشاره به جایگاه دکتر شریعتی در حوزه اندیشه دینی گفت: شریعتی به عنوان متفکر نوگرای دینی و مصلح فکری شناخته میشود که در پی بازخوانی سنت ها و معارف دینی بود و از این منظر، آثار او همچنان در فضای فکری ایران پس از انقلاب قابل تأمل است.
وی در ادامه به تقسیمبندی مشهور آثار شریعتی اشاره کرد و گفت: خود شریعتی آثارش را در سه حوزه «اجتماعیات»، «اسلامیات» و «کویریات» دستهبندی میکرد. در بخش اجتماعیات، مفاهیمی چون عرفان، برابری و آزادی و نسبت میان توسعه، عدالت و آزادی مطرح میشود. در اسلامیات، نقد سنت و تلاش برای نوزایی و نوسازی فکری دنبال میشود و در کویریات نیز تجربه معنوی، اخلاقی و عرفانی در پیوند با بازخوانی اندیشههای وجودی و تجربه زیسته انسان مورد توجه قرار میگیرد.
احسان شریعتی در پایان تأکید کرد: میراث فکری و فرهنگی دکتر شریعتی بیش از هر چیز نیازمند نقد و بررسی علمی است؛ نقدی که به معنای شناخت، تفکیک و ارزیابی ظرفیتها و محدودیتهای اندیشه او باشد، نه تخطئه یا مواجهه غیرعلمی.
به گفته وی، تداوم برداشتهای متناقض از شریعتی نشان میدهد که هنوز شناختی جامع از کلیت اندیشه او شکل نگرفته و بازخوانی و بازشناسی این چهره فکری همچنان ضرورتی جدی است.
شریعتی و تفسیر اگزیس تانسیال او از انسان
سید جواد میری، جامعهشناس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی نیز در این برنامه با اشاره به تداوم توجه به اندیشههای دکتر علی شریعتی در ایران و جهان گفت: با گذشت نزدیک به پنج دهه از درگذشت دکتر شریعتی، آثار و آرای او همچنان در محافل علمی و فکری داخل و خارج از ایران محل بحث و بررسی است و دامنه این توجه از کشورهای اسلامی تا اروپا و آمریکا گسترش یافته است.
وی افزود: انتشار مستمر آثار و پژوهشهایی درباره شریعتی در مراکز علمی و انتشارات معتبر بینالمللی نشان میدهد که اندیشههای او همچنان زنده است و از مرزهای جغرافیایی، مذهبی و فرهنگی عبور کرده است.
به گفته میری، امروز میتوان شریعتی را یکی از معدود متفکران معاصر ایرانی دانست که به معنایی جهانی شده و در حوزههایی همچون الهیات رهاییبخش نیز مورد توجه قرار گرفته است.
این جامعهشناس با اشاره به یکی از ابعاد کمتر بررسیشده اندیشه شریعتی اظهار کرد: نگاه او به مفهوم انسان و تقسیمبندی انسانها، میتواند راهی برای فهم تلقی اگزیستانسیالیستی او از انسان باشد.
به گفته وی، شریعتی انسانها را در چهار گروه طبقهبندی میکند.
میری توضیح داد: گروه نخست کسانی هستند که «وقتی هستند، هستند و وقتی نیستند، نیستند»؛ افرادی که هویت و اثرگذاری آنان صرفاً به حضور فیزیکیشان وابسته است. گروه دوم کسانیاند که «وقتی هستند، نیستند و وقتی نیستند نیز نیستند»؛ افرادی که به تعبیر شریعتی، حضور و غیابشان تفاوتی در جهان پیرامون ایجاد نمیکند.
وی ادامه داد: گروه سوم کسانی هستند که «وقتی هستند، هستند و وقتی نیستند نیز هستند»؛ انسانهایی که به واسطه شخصیت، اعتبار و اثرگذاری، حتی پس از نبودن نیز حضورشان احساس میشود.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تأکید کرد: نقطه اوج این تقسیمبندی، گروه چهارم است؛ انسانهایی که «وقتی هستند، نیستند و وقتی نیستند، هستند». شریعتی این گروه را شگفتانگیزترین انسانها میداند؛ کسانی که در زمان حضورشان عظمت آنان بهدرستی درک نمیشود اما پس از فقدانشان، به تدریج ابعاد وجودی و تأثیر تاریخیشان آشکار میشود.
وی با اشاره به برخی روایتهای فلسفی درباره شخصیتهای تمدنساز گفت: در تاریخ اندیشه، انسانهای بزرگی وجود داشتهاند که حقیقت حضور آنان پس از گذر زمان بهتر شناخته شده است و ارزش آنان در فاصله گرفتن از زمانه خویش آشکارتر شده است.
میری در پایان اظهار کرد: با توجه به تعریفی که «شریعتی» از این گروه چهارم ارائه میدهد، میتوان خود او را نیز در شمار همین انسانها دانست؛ شخصیتی که هرچه زمان میگذرد، ابعاد اندیشه، وسعت نگاه و جایگاه فکری او برای اهل نظر و نسلهای بعدی روشنتر و آشکارتر میشود.
منبع : خبرگزاری مهر

















































