
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: شهید امیرحسین قربانی بهابادی، متولد سال ۱۳۷۷، از جمله جوانانی بود که مسیر زندگیاش با تلاش علمی، انضباط فردی و مسئولیتپذیری اجتماعی تعریف میشد؛ مسیری که از سالهای کودکی آغاز شد و تا زمان شهادتش در سانحه سقوط هواپیمای اوکراینی ادامه یافت. او در خانوادهای رشد یافت که سابقه ایثار و حضور در دفاع مقدس، بخشی از هویت آن به شمار میرفت و همین پیشینه، در کنار تربیت خانوادگی، در شکلگیری شخصیت فردی و اجتماعیاش نقش مؤثری داشت.
دو سال نخست زندگی امیرحسین در شهرستان بافق سپری شد؛ شهری که در فاصله ۱۱۵ کیلومتری یزد قرار دارد. خانواده او پس از این دوره، ساکن یزد شدند و امیرحسین دوران رشد و تحصیل خود را در این شهر ادامه داد. از همان سالهای ابتدایی کودکی، نشانههایی از علاقهمندی به آموزش، نظم و یادگیری در رفتار او دیده میشد. پیش از ورود به دبستان، هشت ترم آموزش زبان انگلیسی را پشت سر گذاشت؛ مسیری که بعدها نقش تعیینکنندهای در آینده تحصیلی او ایفا کرد.
ریشههایی که زود شکل گرفت
امیرحسین از چهار سالگی آموزش قرآن و روخوانی را آغاز کرد و این آموزشها را نزد آقای قریشی در شهرستان تفت فرا گرفت. پیگیری منظم این کلاسها، در کنار آموزشهای رسمی، بخشی از برنامه ثابت دوران کودکی او بود. خانوادهاش میگویند که آموزش قرآن، نهتنها مهارت خواندن، بلکه نوعی انضباط ذهنی و اخلاقی در او ایجاد کرده بود که در سالهای بعد نیز قابل مشاهده بود.
دوران دبیرستان امیرحسین در مدرسه امامحسین (ع) یزد سپری شد. اگرچه در همان مقطع برای ورود به مدارس استعدادهای درخشان اقدام کرده بود، اما ترجیح داد در مدرسه امامحسین ادامه تحصیل دهد. انتخابی که به گفته خانوادهاش، بر اساس فضای تربیتی و آموزشی مدرسه انجام شد و نه صرفاً معیارهای رقابتی. این تصمیم، نشاندهنده نوع نگاه او به آموزش و اولویت دادن به محیطی بود که با ارزشهای فردیاش همخوانی بیشتری داشت.
فراتر از کلاس درس
در کنار تحصیل، امیرحسین در فعالیتهای فرهنگی و ورزشی نیز حضوری فعال داشت. در رشته خوشنویسی، موفق به کسب مقام اول شهرستان شد و در مسابقات تنیس نیز عناوینی به دست آورد. این تنوع فعالیتها، از او چهرهای چندبعدی ساخته بود؛ فردی که هم به آموزش رسمی توجه داشت و هم برای پرورش مهارتهای هنری و ورزشی زمان میگذاشت.
به گفته اطرافیان، امیرحسین از نظر رفتاری فردی مؤدب، خوشفکر و مسئولیتپذیر بود. در جمعهای خانوادگی و فامیلی، اغلب بهعنوان فردی شناخته میشد که میشد برای حل مسائل مختلف روی نظر و راهنماییاش حساب کرد. خانوادهاش میگویند اگر در جمعی حضور پیدا میکرد، حضورش منشأ خیر و برکت بود و دیگران از تواناییهای علمی و فکری او بهرهمند میشدند.
رتبهای که مسیر را عوض کرد
در دوران آمادگی برای کنکور، خانواده پیشنهاد استفاده از سهمیه ایثارگران و آزادگان را مطرح کردند، اما امیرحسین این پیشنهاد را نپذیرفت. او معتقد بود استفاده از سهمیه ممکن است برداشت نادرستی درباره جایگاه علمیاش ایجاد کند. در نهایت، در کنکور سراسری رشته علوم تجربی، رتبهای در حدود چهار هزار به دست آورد. در سالی که حدود ۵۵۰ هزار داوطلب در این رشته حضور داشتند، این رتبه برای قبولی در رشته پزشکی کافی نبود.
با این حال، مسیر تحصیلی امیرحسین به این نقطه محدود نشد. او که پیشزمینه قوی در زبان انگلیسی داشت، در مدت شش ماه موفق شد مدارک بینالمللی IELTS و TOEFL را دریافت کند. این موفقیت، زمینهساز حضور او در آزمونی شد که برای پذیرش در یکی از دانشگاههای کانادا برگزار میشد. آزمون در هتل اوین تهران برگزار شد و امیرحسین در ۱۸ سالگی، بهعنوان یکی از پذیرفتهشدگان، مجوز ادامه تحصیل در خارج از کشور را دریافت کرد. در میان پذیرفتهشدگان، او کمسنترین عضو به شمار میرفت.
پس از طی مراحل اداری و دریافت تاییدیههای لازم، دانشگاه مقصد چکلیستی چندصفحهای شامل پرسشهایی درباره ویژگیهای فردی، اخلاقی و سبک زندگی در اختیار او قرار داد. بر اساس پاسخهای ارائهشده، برای امیرحسین محل سکونت مناسبی در نظر گرفته شد. صاحبخانه حتی برای استقبال از او به فرودگاه رفت و این اقدام، آغاز اقامت او در شهری با شرایط اقلیمی بسیار سخت بود.
زندگی در سرمای منفی پنجاه
امیرحسین از دیماه ۱۳۹۷ تحصیل خود را در کالج آغاز کرد. شرایط زندگی در این منطقه آسان نبود؛ سرمایی که در برخی روزها به ۵۲ درجه زیر صفر میرسید، بخشی از واقعیت روزمره او بود. با وجود این شرایط، توانست در مدت پنج ترم، دوره کالج را با موفقیت پشت سر بگذارد. خانوادهاش بارها از او خواستند که در ایام نوروز برای استراحت به ایران بازگردد، اما او ترجیح میداد تعطیلات تابستانی را انتخاب کند.
کریسمسی که به بازگشت نرسید
در زمستان سال ۲۰۲۰ و همزمان با تعطیلات کریسمس، قرار بود امیرحسین برای دیدار خانواده به ایران بازگردد. در مدت اقامتش در دانشگاه، علاوه بر درس، به دانشجویان خارجی، بهویژه دانشجویان چینی، در یادگیری زبان انگلیسی کمک میکرد؛ اقدامی که به توصیه مادرش انجام میداد و آن را بخشی از مسئولیت انسانی خود میدانست.
۲۶ آذر ماه ۹۸ به ایران آمد، با پدرش به سفر مشهد رفت. نهم، دهم و یازدهم دی ماه ۹۸ در مشهد بود. در آنجا بود که حسی به او میگفت این آخرین سفرش به این شهر و بارگاه است. انگار امام رضا به قلبش الهام کرده بود. برگشت او از مشهد همزمان با ترور شهید قاسم سلیمانی شد. تمام مراسم حاجقاسم را در تلویزیون دنبال میکرد و او را خوب میشناخت و احترام زیادی برایش قائل بود. میگفت امنیت ما و کشورهای منطقه مدیون حاجقاسم است.
شب پیش از بازگشت، امیرحسین با دوستان و همدانشگاهیهایش خداحافظی کرد. وقتی از او میپرسیدند چه زمانی میروی، پاسخ میداد: «اگر خدا بخواهد، فردا.» این عبارت، به گفته خانوادهاش، در آن شب بارها تکرار شد. آخرین تماس تصویری او با خانواده، تا ساعاتی پیش از پرواز ادامه داشت.
ساعاتی بعد، خبر سقوط هواپیمای اوکراینی در زیرنویس شبکه خبر منتشر شد. خانواده در ابتدا تصور میکردند حادثهای فنی رخ داده است. اما مادر امیرحسین از همان لحظات نخست، از شهادت فرزندش سخن گفت. به گفته پدر، این اطمینان در شرایطی بیان شد که هنوز جزئیات حادثه مشخص نبود. بعدها و در جریان مراحل شناسایی پیکر، مشخص شد که پیکر امیرحسین بدون سر بوده است؛ موضوعی که مادرش ساعاتی پس از شنیدن خبر سقوط به آن اشاره کرده بود.
رویایی که شخصی بود
امیرحسین قربانی بهابادی در حالی به شهادت رسید که هدف اصلیاش از ادامه تحصیل در خارج از کشور، بازگشت و خدمت در حوزه پزشکی بود. خانواده میگویند یکی از انگیزههای اصلی او، کمک به خواهرش زهرا بود که به دلیل قصور پزشکی در زمان تولد، دچار فلج مغزی شده است. امیرحسین همواره آرزو داشت با تحصیل در پزشکی، بتواند به کودکانی با شرایط مشابه کمک کند.
پس از شهادت امیرحسین، اتفاقاتی در شهر محل دفن او رخ داد که خانواده از آن بهعنوان «برکت حضور شهید» یاد میکنند. ساختمانی نیمهتمام که برای شهدای جنگ ساخته شده بود، با پیگیریهای انجامشده تکمیل شد و به محلی برای برگزاری برنامههای فرهنگی و مذهبی تبدیل شد. در این مکان، مراسم دهه اول محرم و صفر، جشن نیمه شعبان، برنامههای سال تحویل و مناسبتهای ملی و مذهبی برگزار میشود.
در کتاب «تور تورنتو»، بخشی به نامهها و پیامهای دوستان، اساتید و همکلاسیهای امیرحسین اختصاص یافته است. در این نامهها، از او بهعنوان دانشجویی مهربان، دلسوز و مسئولیتپذیر یاد شده که نبودش در محیط دانشگاه بهوضوح احساس میشود. سرپرست و مدیر کالجی که امیرحسین در آن تحصیل میکرد، در نامهای رسمی به خانواده او نوشته است که امیرحسین در ژانویه ۲۰۱۹ مرحله دوم برنامه علوم عمومی را آغاز کرده و دروسی مانند ادبیات انگلیسی، زیستشناسی، شیمی، آمار و روانشناسی را گذرانده است. او قصد داشت تحصیل خود را در رشته بیوشیمی ادامه دهد و در نهایت وارد رشته پزشکی شود.
در این نامه، از امیرحسین بهعنوان عضوی فعال از جامعه دانشجویی یاد شده که در برنامههای مختلف حضور داشت و اگرچه رفتاری آرام داشت، اما حمایت و توجهش به دوستان همواره مشهود بود. استادان، او را فردی مشتاق و منظم معرفی کردهاند که همیشه بهموقع در کلاسها حاضر میشد و عملکرد علمی قابل قبولی داشت. کارکنان بخش مشاوره نیز از حرفهایبودن و مهربانی او در تعاملات یاد کردهاند.
پدر امیرحسین، از جانبازان و آزادگان دوران دفاع مقدس است و مادر او نیز خواهر یکی از شهدای هشت سال جنگ تحمیلی به شمار میرود. خانواده قربانی بهابادی، با وجود داغ سنگین فرزند، بارها تأکید کردهاند که عزای خود را دستاویزی برای ایجاد تنش یا سوءاستفاده سیاسی قرار ندادهاند. آنها از دیگران نیز خواستهاند که از تبدیل این حادثه به بهانهای برای ضربه زدن به منافع ملی پرهیز کنند.
گزارش زندگی و شهادت امیرحسین قربانی بهابادی، روایتی است از جوانی که مسیر رشد علمی و اخلاقی را بهصورت همزمان دنبال کرد و در نهایت، در حادثهای که به یکی از تلخترین رویدادهای سالهای اخیر تبدیل شد، جان خود را از دست داد؛ مسیری که از کوچههای یزد آغاز شد و در آسمان، ناتمام ماند.
منبع:
«تور تورنتو» / محمدعلی جعفری / انتشارات روایت فتح


















































