
خبرگزاری مهر؛ گروه بین الملل: این روزها چالش های زیادی بین دولت سازشکار لبنان که تسلیم دیکته های آمریکا شده و استقلال تصمیمات حاکمیتی خود را از دست داده است، با مقاومت آزاد و سرافراز لبنان که معجزات زیادی در عرصه میدانی رقم زده، وجود دارد. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران با تصمیمات و مواضع شرافتمندانهاش، مسئولیت توقف جنگ در لبنان و عقب راندن دشمن صهیونیستی از جنوب آن را بر عهده گرفته است و از این کشور حمایت میکند.
فراکسیون وفاداری به مقاومت در نشست هفتگی خود تأکید کرد که اصرار دولت لبنان بر ادامه گزینه تخاصم با حزب الله و ایران، یک لجاجت احمقانه است که مذاکرات مستقیم را به یک خودکشی سیاسی بینتیجه برای لبنان تبدیل میشود.
خانم «ورده سعد» خبرنگار خبرگزاری مهر در این زمینه گفتگویی را با دکتر «مصطفی بیرم» وزیر سابق لبنانی انجام داده است که متن کامل آن را می خوانید:
این روزها لبنان شاهد بحث و جدلهایی درباره نتایج مذاکرات مستقیم بین دولت لبنان و رژیم اشغالگر صهیونیستی هستیم. چرا دولت لبنان بر رویکرد بیثمر خود بویژه در خصوص آتش بس مشروط اصرار دارد که از سوی طرفهای بانفوذ در کشور رد میشود؟ چه کاستیهایی در این بیانیه وجود داشت؟
آمریکا و عربستان سعودی به عنوان کسانی که این دولت را در لبنان به قدرت رساندند، برنامه کاری مختص خود را به آن تحمیل کردند. برنامه ای که دولت همچنان به آن پایبند است و تصمیمات حاکمیتی و استقلال خود را فدای آن کرده و از عناصر قدرت کشور دست کشیده است. دولت لبنان در همین رابطه اقدام به صدور قوانینی کرد که حق مردم لبنان در مقاومت در برابر اشغالگری را جرمانگاری میکند و به این ترتیب مشکل فراروی رژیم صیونیستی در قبال لبنان را به معضلی داخلی در لبنان تبدیل کرده که باعث افزایش شکاف داخلی شده است. دولت از تمام برگههای قدرت خود دست کشیده است؛ لذا صدور این بیانیه که از سوی وزارت خارجه آمریکا صورت گرفته، برای تسلیم کردن لبنانی ها بود که تمام حق را به رژیم صهیونیستی داده و حاکمیت لبنان را به طور کامل زیر سوال برد.
لبنان وارد معادلات بازدارندگی ایران شده است. آیا این را نقطه قوتی برای موضع لبنان میدانید؟ آیا ایران در تحمیل این معادله موفق شده است؟ چرا نتانیاهو بر شعار جداسازی جبههها و برخورد انفرادی با لبنان اصرار دارد؟
بله؛ لبنان وارد معادله بازدارندگی ایران شده است، زیرا این مسئله بسیار مهمی است. همانطور که دشمنان با هم متحد میشوند، همانطور که آمریکا از آن سوی آب های بین المللی آمده و با رژیم جنایتکار و غاصب صهیونیستی در رأس جنایتکاران جنگی متحد شد و از آن حمایت کرد، پس ما به طریق اولی و منطقی حق داریم که به عنوان مردم این منطقه، کشورها و ملتها، با هم متحد شویم و در کنار هم با دشمن مقابله کنیم. توطئه جنایتکارانه و توسعهطلبانه دشمن و شهرکسازی آن میخواهد بر منطقه مسلط شود و خود را به عنوان قدرتی بیرقیب و بلامنازع به منطقه تحمیل کند. لذا حق ماست که با هم باشیم.
ایران در تحمیل این معادله و بازگرداندن وحدت جبههها موفق شد، زیرا اسرائیلیها و به ویژه نتانیاهوی جنایتکار جنگی از سه سال پیش برای جداسازی این جبههها و برخورد انفرادی با آنها تلاش کردند. بنابراین تجاوز صهیونیستی-آمریکایی علیه ایران صورت گرفت و تاکنون در دستیابی به اهداف خود شکست خورده است که این امر ایران را قادر ساخت تا دوباره برای متحد کردن جبههها تلاش کند و به هر یک از طرفهای این محور قدرت ببخشد. حق ما به عنوان ملتهای منطقه است که با یکدیگر متحد شویم و با این تجاوز مقابله کنیم و از ثروتهایمان محافظت کنیم و امنیت منطقهای برای خود ایجاد کنیم. اگر کشورهای عربی در این زمینه متحد میشدند و همچنین با ایرانیها و ترکها و پاکستانیها نیز در این زمینه همکاری میکردند، سرنوشت خوبی برای ما رقم می خورد.
بسیاری از ناظران معتقدند که ارتش رژیم صهیونیستی از مقابله با مقاومت در جنوب لبنان ناتوان است، اما به دلایل سیاسی بر اهداف خود اصرار دارد. آیا شما نیز چنین نظری دارید؟ مقاومت تا چه حد توانسته است معادله را تغییر دهد و دشمن را با تواناییهای رزمی خود غافلگیر کند؟
جنوب لبنان در حال تبدیل شدن به باتلاق و وضعیت فرسایشی برای اسرائیل است، به ویژه که مقاومت با بازگشت خود در ۲ مارس پس از ۱۵ ماه کشتار و تخریب و ترورهای روزانه مداوم و در غیاب محکومیت این اقدامات از سوی حکومت لبنان، معادله را تغییر داد. رژیم صهیونیستی و حامیانش از جمله نتانیاهو تصور میکردند که مقاومت به پایان رسیده و ضربه سختی خورده است که آن را به ۴ دهه قبل بازگردانده است. اما مقاومت، غافلگیری بزرگی برای آنها رقم زد و عملکرد هوشمندانه و انعطافپذیر آن در نبرد و استفاده از پهپادهای فیبر نوری، ضربه سختی به فناوری پیشرفته رژیم صهیونیستی وارد کرد و اسرائیلیها را در وضعیت فرسایش قرار داد. مقاومت در همین وضعیت باقی خواهد ماند تا زمانی که اسرائیلیها به مرحلهای به نام بنبست میدانی یا نقطه اوج درگیری ها برسند که آنها را مجبور به تفکر در مورد عقبنشینی کند و این همان چیزی است که ما روی آن حساب کرده ایم. زمان به نفع مردم لبنان و مقاومت اسطوره ای آن است.
به نظر میرسد که دولت لبنان به منطق «قدرت لبنان در ضعف آن است»، بازگشته است و به همین علت از دشمنی که مرتکب کشتار علیه لبنانیها میشود، کمک می خواهد. افق استراتژیک این سیاست در سایه دادههای کنونی چیست؟ چرا دولت از تکیه بر قدرت مقاومت برای مجبور کردن دشمن به توقف تجاوز خودداری میکند؟
دولت لبنان به منطق «قدرت لبنان در ضعف آن است»، بازگشته است؛ اما این منطق، یک سفسطه است. در حقیقت، لبنان نمیتواند در عین ضعف خود قوی باشد؛ بلکه قدرت، در سرمایهگذاری بر برگههای برنده و وحدت ملی است. برگ برنده لبنان، مقاومت و پایداری اسطورهای آن و همراهی ملت آن در برابر تجاوزهای خارجی است که دولت سعی دارد آن را نادیده بگیرد. بنابراین می توان گفت که دولت لبنان چیزی ندارد، چرا که حتی قدرت تصمیم گیری مستقل نیز ندارد. دولت همانطور که گفتم، توسط خارجی ها به قدرت رسیده است. همه میدانیم که سفرای پنج کشور بودند که برای به قدرت رساندن این دولت تلاش کردند، بنابراین، این دولت مستقل نیست و به دنبال دستاویزی برای بقای قدرت خود است و به همین علت است که نمی تواند آتش بس را بر اساس منافع لبنانی ها برقرار کند. مشکل بزرگتر اینکه اسرائیلیها از دولت کنونی به عنوان پوششی برای ادامه تجاوزات خود استفاده می کنند، به همین علت اسرائیلیها از قطعنامه بینالمللی ۱۷۰۱ یا توافق ۲۷ اکتبر ۲۰۲۴ که لبنان، دولت و مقاومت و ارتش به آن متعهد بودند، هیچ سخنی نمی گوید. بلکه تصمیمات اشتباه و غیرقانونی دولت کنونی در جرم انگاری حق مردم لبنان در مقاومت را تکرار می کند که با توافق طائف لبنان و مقدمه قانون اساسی لبنان و منشورهای بینالمللی که قانون اساسی لبنان به آنها مرتبط است و حق ملتها در تعیین سرنوشت خود و مقابله با اشغالگری مغایرت دارد. عملکرد چنین دولتی بسیار خطرناک است؛ چرا که به جای متحد کردن مردم لبنان، شکاف اجتماعی را افزایش می دهد.
این دولت، ارتش لبنان را نیز تحقیر و به عقب نشینی در برابر اشغالگران مجبور کرد. دولت از حاکمیت و تمامیت لبنان دست کشیده و جانفشانی های مردم را منعکس نمیکند و باعث افزایش شکاف میان آنها می شود. لبنان در حالی به سمت فرآیند مذاکره مستقیم با دشمن صهیونیستی رفته که این اقدام با قانون لبنان که اشغالگری اسرائیل را جرم و جنایت می داند، در تناقض است. دولت از هیچ یک از برگهای برنده قدرت خود استفاده نمی کند و اقدام به خودزنی می کند. ملت لبنان اما، همچنان با وجود مقاومت و مردمی که از سرزمین خود دفاع میکنند، شانس پیروزی دارد. ما حقانیت داریم و قوانین تاریخ تأیید میکنند که ما پیروز خواهیم شد و سرزمین خود را به اذن خدا آزاد خواهیم کرد.
منبع : خبرگزاری مهر

















































