
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشد، بلکه به اذعان مقامات غربی و رسانه های آمریکایی، بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی بر متجاوزان تحمیل شد. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرد و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
"لیلی عماشا"، نویسنده لبنانی با تشریح ابعاد درگیری یک سال اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل و پیامدها و نتایج آن در یادداشتی نوشت:
دشمن به زانو درآمد؛ همانگونه که امام و رهبر شهید، سید علی خامنهای، چند هفته پیش از آغاز جنگ علیه ایران پیشبینی کرده بود. ایران استوار ایستاد و همه کسانی که با اتکا به قدرت نظامی، امنیتی و اقتصادی برای ضربه زدن به این کشور برنامهریزی کرده بودند، ناکام ماندند؛ همانگونه که سید شهدای امت، سید حسن نصرالله، بر آن تأکید کرده بود.
ایران در نبرد با جبهه استکبار به پیروزی رسید و در کنار آن، محور مقاومت نیز این پیروزی را رقم زد؛ پیروزیای که تنها به منطقه محدود نبود، بلکه بازتابی جهانی داشت و بار دیگر مفهوم «پیروزی خون بر شمشیر» را به نمایش گذاشت.
این جنگ اصل «وحدت میدانها» را هم در عرصه نظامی و هم در حوزه دیپلماسی تثبیت کرد؛ در حالی که آمریکا و رژیم صهیونیستی از آغاز، یکی از مهمترین اهداف خود را جداسازی جبهههای محور مقاومت و قطع پیوند میان جمهوری اسلامی ایران بهعنوان حامی مقاومت و گروههای مقاومت منطقه قرار داده بودند.
اصرار ایران بر گنجاندن موضوع لبنان در متن تفاهم، با وجود پیشنهادهای آمریکا برای کنار گذاشتن این پرونده و نیز فشارها و تهدیدهای گسترده، نشان داد که محور مقاومت ساختاری یکپارچه و تجزیهناپذیر دارد.
وی معتقد است دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو تلاش فراوانی کردند تا پرونده لبنان را از مذاکرات ایران و آمریکا خارج کنند، اما در نهایت اختلاف منافع واشنگتن و تلآویو آشکار شد؛ بهگونهای که آمریکا دریافت هزینه حمایت از اسرائیل بیش از منافع حاصل از آن است.
دو طرف با هدف تضعیف انسجام محور مقاومت وارد این نبرد شدند، اما در نهایت رژیم صهیونیستی خود را در بحرانی بیسابقه یافت. هر حمله به ضاحیه جنوبی بیروت با هدف متوقف کردن روند توافق، نتیجهای معکوس داشت و به امتیازدهی بیشتر آمریکا و تسریع روند دستیابی به تفاهم منجر میشد.
در شرایطی که بسیاری از کشورهای جهان از سند تفاهم بهعنوان گامی در مسیر ایجاد ثبات منطقه استقبال کردند، سکوت چندساعته بنیامین نتانیاهو ـ که بازتاب گستردهای در رسانههای عبری داشت ـ نشانهای از شوک و سردرگمی در تلآویو بود؛ تا جایی که اسرائیل برای نخستین بار خود را بدون پشتوانهای مؤثر احساس کرد.
العربی الجدید در مقاله ای جنگ اخیر علیه ایران را شکست اسرائیل و آمریکا در برابر تهران توصیف کرد و نوشت: جنگ اخیر علیه ایران، برخلاف اهداف اعلامشده تلآویو، نهتنها موجب تضعیف جایگاه منطقهای جمهوری اسلامی نشد، بلکه به بازتعریف موازنه قدرت در غرب آسیا انجامید. نویسنده معتقد است اسرائیل تصور میکرد با وارد آوردن ضربه نظامی به ایران، میتواند معادلات امنیتی منطقه را به سود خود تغییر دهد، اما نتیجه جنگ نشان داد که این هدف تحقق نیافته است.
در ادامه، مقاله توضیح میدهد که پس از جنگ، ایران همچنان یکی از بازیگران اصلی معادلات منطقه باقی مانده و توانسته قدرت بازدارندگی خود را حفظ کند. از سوی دیگر، اسرائیل برای نخستین بار با این واقعیت روبهرو شده که در هرگونه رویارویی گسترده با ایران، ناچار به اتکا بر حمایت مستقیم آمریکا است؛ موضوعی که محدودیتهای راهبردی این رژیم را آشکار کرده است.
نویسنده همچنین تأکید میکند که جنگ، روند شکلگیری نظم جدید منطقهای را تسریع کرده است؛ نظمی که در آن دیگر اسرائیل قادر نیست به تنهایی قواعد بازی را تعیین کند و کشورهای منطقه نیز ناچار خواهند بود نقش و نفوذ ایران را در محاسبات امنیتی خود لحاظ کنند. از نگاه مقاله، پیامد اصلی جنگ، افزایش پیچیدگی معادلات امنیتی و کاهش قدرت مانور اسرائیل در آینده است.
در مقاله ای که از سوی مرکز مطالعات الجزیره منتشر شد، نگاه نهادهای امنیتی و سیاسی اسرائیل، اهداف جنگ علیه ایران تحلیل می شود. به نوشته نویسنده، تلآویو سه هدف اصلی را دنبال میکرد: کاهش توان هستهای ایران، تضعیف ظرفیت موشکی و بازدارندگی جمهوری اسلامی و در نهایت ایجاد فشار داخلی برای تضعیف یا تغییر رفتار نظام سیاسی ایران.
در بخش بعدی، مقاله به ارزیابی میزان تحقق این اهداف میپردازد و نتیجه میگیرد که هرچند اسرائیل و آمریکا خساراتی به برخی زیرساختهای نظامی و هستهای ایران وارد کردند، اما نتوانستند توان بازدارندگی ایران را به طور کامل از بین ببرند. ادامه حملات موشکی ایران و گسترش دامنه درگیریها نشان داد که تحقق کامل اهداف اعلامشده بسیار دشوارتر از برآوردهای اولیه بوده است.
نویسنده همچنین به وضعیت داخلی اسرائیل اشاره میکند و مینویسد که حمایت افکار عمومی از جنگ، تا زمانی ادامه دارد که دستاوردهای نظامی بر هزینههای اقتصادی و امنیتی آن غلبه کند. اما با طولانی شدن جنگ، افزایش هزینههای مالی، ادامه حملات موشکی ایران و احتمال گسترش درگیری به جبهههای دیگر، این حمایت ممکن است کاهش یابد.
در پایان، مقاله نتیجه میگیرد که آینده هرگونه رویارویی با ایران، بیش از هر عامل دیگری به نقش و تصمیم ایالات متحده وابسته است. از دید نویسنده، اسرائیل بدون پشتیبانی راهبردی واشنگتن قادر به پیشبرد یک جنگ طولانی و تحقق اهداف حداکثری خود نخواهد بود و به همین دلیل، گزینههای سیاسی و دیپلماتیک همچنان بخشی جداییناپذیر از راهبرد تلآویو در قبال ایران باقی خواهند ماند.
منبع : خبرگزاری مهر

















































