
یادداشت مهمان، علیعلویان، نویسنده: یادت هست قبل از عملیات بدر در جلسهای که در ستاد لشکر برگزار شد و تو بهعنوان فرمانده گروهان یکم گردان ۴۱۹ شروع به صحبت کردی، عدهای از فرماندهان با اخم و تلخ نگاهت کردند و گفتند: «تازه وارد است و هنوز با دشمن دست و پنجه نرم نکرده که این چنین بلند پروازانه سخن میگوید...» و در این میان تنها حاج قاسم بود که تو را و حرفهایت را باور داشت و به ایدههای ماهرانهات برای مدیریت صحنه جنگ ایمان داشت.
من هنگام نوشتن کتاب «مثل یک فرمانده لشکر» تمام حرفهای حاج قاسم را راجع تو خواندم، صادقانه میگویم که در برابرِ روایتِ حاجقاسم از تو، متحیر ماندم. او تو را نه یک فرمانده گردان، که «مثل یک فرمانده لشکر» میدید که گرههای کورِ میدان نبرد را با تدبیرِ راهبردیات میگشودی او تو را امید لشکر ثارالله میدانست و باور قلبیاش این بود که تو به گردن نظام و انقلاب حق داری.
بله، من همه سخنان حاج قاسم را راجع به تو خواندم و در کتاب خاطرات زندگی و رشادتهایت نوشتم اما هیچ گاه نتوانستم معنای این حرف حاج قاسم را بفهمم و درک کنم که: «سرنوشت جنگ هشت ساله در کربلای ۵ مشخص شد و طیاری ناجی عملیات کربلای پنج بود!!»

حاج مهدی عزیزم
آنچه که حاج قاسم راجع تو گفت، همهاش نشان عظمت تو بود و نشانی از بزرگی تو، که میشد بر اساس آن کتابها نوشت و کنگرهها برگزار کرد و نسلی را بر پایه اندیشه و مرام و مسلک تو تربیت کرد. اما دریغ که ما در یک قدر نشناسی بیسابقه در همه سالهای پس از شهادتت, تمام بیمهری و بیتوجهیمان را نصیبت کردیم! و در این میان برخی مسولان استان کرمان و خصوصا شهرهای جیرفت و عنبر آباد سر سلسله این قدر نشناسی بودند!!
و حالا در سایه همین سکوت سرد و قدر نشناسی تلخ، سی و هشت سال از شهادتت گذشت، از آن شب شوم در عملیات بیت المقدس ۷.
و من در تمام این سالها، هیچ وقت مثل یک سال گذشته، جای خالی تو را و جای خالی حاج قاسم را احساس نکردم که اگر تو بودی و اگر حاج قاسم بود، ایمان دارم که سرنوشت جنگ ۱۲روزه و جنگ چهل روزه به گونهای دیگر رقم میخورد؛ چراکه همه باور داریم اگر حاج قاسم؛ همان فرمانده یگانه و سیدالشهدای جبهه مقاومت در میان ما بود، دشمن هرگز جرات حمله به «حرم جمهوری اسلامی ایران» را به خود نمیداد.
و اگر هم با بودن حاج قاسم و بودن تو، دشمن حماقت میکرد و جرات حمله را بخودش میداد باز هم ایمان دارم تو درکنار حاج قاسم، درست مثل کربلای ۵ بلایی بر سرشان میآوردی که دوباره حاج قاسم میگفت: طیاری ناجی جنگ ۱۲ روزه و چهل روزه بود.
حاج مهدی عزیزم!
تو در قلب حاج قاسم منزلتی داشتی از جنس صلابت و اوج شرافت، تو فرماندهی بود بیبدلیل و بینظیر، فرماندهی در اوج شجاعت و تدبیر، اما افسوس که ما جاهلانه و بعضاً عامدانه مظلوم نگهت داشتیم!! و از نامت به فراخور وسعت منافع دنیایمان دم زدیم.
و چه واژه تلخی را باید در پایان این متن بنویسم که حاج مهدی عزیز ما را ببخش: «ما همه شرمنده توایم»
منبع : خبرگزاری مهر

















































