
به گزارش خبرنگار مهر، آسیبدیدگی بخشی از تأسیسات پالایشی و فرآورشی مرتبط با میدان گازی پارس جنوبی، بار دیگر مسئله شکنندگی تراز گاز کشور را برجسته کرده است. اقتصاد انرژی ایران بهطور گسترده به تولید پایدار گاز طبیعی وابسته است و هرگونه اختلال در این زنجیره، آثار خود را به سرعت در شبکه انرژی، صنعت و حتی زندگی روزمره شهروندان نشان میدهد. تجربه سالهای اخیر نیز نشان داده که در ماههای سرد سال، فاصله میان عرضه و تقاضای گاز افزایش مییابد و کوچکترین کاهش در ظرفیت تولید میتواند فشار قابل توجهی بر شبکه سراسری وارد کند.
در چنین شرایطی، سیاستگذار انرژی ناگزیر است مجموعهای از اقدامات جبرانی را برای مدیریت تراز گاز کشور در دستور کار قرار دهد. تعمیر و بازسازی سریع ظرفیتهای آسیبدیده، مدیریت مصرف، بهینهسازی شبکه انتقال، افزایش ذخیرهسازی و حتی استفاده محدود از واردات یا سوآپ، از جمله گزینههایی هستند که میتوانند در کنار یکدیگر به مدیریت شرایط کمک کنند. با این حال، آنچه اهمیت بیشتری دارد، شناسایی راهکاری است که در کوتاهترین زمان ممکن بتواند عرضه واقعی گاز را افزایش دهد و فشار بر شبکه سراسری را کاهش دهد.
در میان گزینههای موجود، جمعآوری گازهای همراه نفت از جایگاه ویژهای برخوردار است. در بسیاری از میادین نفتی کشور، گازهایی همراه با استخراج نفت تولید میشوند که بخشی از آنها به دلیل نبود زیرساخت کافی جمعآوری و فرآورش، سوزانده میشوند یا با بهرهوری پایین مورد استفاده قرار میگیرند. در شرایطی که کشور با خطر تشدید ناترازی گاز روبهرو است، بازیابی این منابع میتواند به عنوان یک ظرفیت داخلی مهم برای افزایش عرضه مورد توجه قرار گیرد. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان حوزه انرژی معتقدند که در مقطع کنونی، تسریع در پروژههای جمعآوری گازهای همراه باید به یکی از اولویتهای اصلی سیاستگذاری در بخش نفت و گاز تبدیل شود.
گازهای همراه؛ منبعی مغفول در سبد انرژی کشور
گازهای همراه نفت به گازهایی گفته میشود که در جریان استخراج نفت از مخازن زیرزمینی آزاد میشوند. این گازها در بسیاری از میادین نفتی جهان به عنوان یک منبع ارزشمند انرژی مورد استفاده قرار میگیرند و با احداث تأسیسات جمعآوری، فشردهسازی و فرآورش، به شبکه گاز، صنایع پتروشیمی یا نیروگاهها منتقل میشوند. با این حال، در برخی مناطق نفتخیز، بهویژه در گذشته، به دلیل نبود زیرساختهای مناسب یا توجیه اقتصادی محدود، بخشی از این گازها سوزانده شده است؛ پدیدهای که در صنعت نفت با عنوان «فلرینگ» شناخته میشود.
سوزاندن گازهای همراه علاوه بر آثار زیستمحیطی، به معنای از دست رفتن یک منبع قابل توجه انرژی نیز هست. در شرایطی که بسیاری از کشورها برای تأمین انرژی با چالش روبهرو هستند، اتلاف چنین منبعی از منظر اقتصادی و مدیریتی قابل توجیه نیست. به همین دلیل، طی سالهای گذشته در سطح جهانی تلاشهای گستردهای برای کاهش فلرینگ و افزایش بهرهبرداری از گازهای همراه صورت گرفته است.
در ایران نیز بخش قابل توجهی از گازهای همراه در میادین نفتی مناطق جنوب و جنوب غرب کشور تولید میشود. هرچند در سالهای اخیر اقداماتی برای توسعه واحدهای جمعآوری و فرآورش این گازها انجام شده، اما هنوز ظرفیتهای قابل توجهی وجود دارد که میتواند وارد چرخه مصرف شود. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر نمایان میشود که بدانیم حتی بازیابی بخشی از این گازها میتواند در مقیاس چندین میلیون مترمکعب در روز به عرضه گاز کشور اضافه کند؛ رقمی که در شرایط ناترازی، نقش تعیینکنندهای در پایداری شبکه انرژی خواهد داشت.
از سوی دیگر، استفاده از گازهای همراه تنها به افزایش عرضه گاز محدود نمیشود. این گازها میتوانند به عنوان خوراک صنایع پتروشیمی، سوخت نیروگاهها یا حتی برای تزریق به مخازن نفتی مورد استفاده قرار گیرند. به همین دلیل، جمعآوری آنها علاوه بر تقویت امنیت انرژی، به ایجاد ارزش افزوده در زنجیره صنعت نفت و گاز نیز کمک میکند.
چرا جمعآوری گازهای همراه سریعترین گزینه جبرانی است؟
در شرایطی که بخشی از ظرفیت تولید یا فرآورش گاز کشور با اختلال مواجه شده است، زمان به یکی از مهمترین متغیرهای تصمیمگیری تبدیل میشود. بسیاری از راهکارهای افزایش عرضه گاز، مانند توسعه میادین جدید، احداث پالایشگاههای بزرگ یا اجرای پروژههای عظیم زیرساختی، به سرمایهگذاری سنگین و دورههای زمانی طولانی نیاز دارند. در مقابل، پروژههای جمعآوری گازهای همراه در بسیاری از موارد میتوانند در مدت زمان کوتاهتری به نتیجه برسند.
یکی از دلایل این موضوع آن است که این گازها هماکنون در میادین نفتی تولید میشوند و تنها نیازمند ایجاد یا تکمیل زیرساختهای جمعآوری و انتقال هستند. احداث خطوط لوله کوتاه، نصب کمپرسورهای تقویتی، تکمیل واحدهای تفکیک و اتصال به تأسیسات فرآورشی موجود از جمله اقداماتی است که میتواند در مدت زمان نسبتاً کوتاهی اجرا شود. به همین دلیل، بسیاری از پروژههای جمعآوری گازهای همراه در مقایسه با سایر طرحهای توسعهای صنعت گاز، از دوره اجرای کوتاهتری برخوردارند.
مزیت دیگر این رویکرد، هزینه سرمایهگذاری نسبتاً پایینتر آن در مقایسه با ایجاد ظرفیت تولید جدید است. توسعه یک میدان گازی یا احداث یک پالایشگاه بزرگ به سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری نیاز دارد، در حالی که پروژههای جمعآوری گازهای همراه در بسیاری از موارد با سرمایهگذاری محدودتری قابل اجرا هستند و بازگشت سرمایه آنها نیز سریعتر اتفاق میافتد.
علاوه بر این، استفاده از گازهای همراه میتواند به کاهش فشار بر سایر بخشهای سیستم انرژی کمک کند. در سالهایی که با کمبود گاز روبهرو بودهایم، نیروگاهها ناچار شدهاند بخشی از سوخت خود را از نفتکوره یا گازوئیل تأمین کنند. این موضوع علاوه بر هزینه اقتصادی بالا، پیامدهای زیستمحیطی قابل توجهی نیز به همراه دارد. افزایش عرضه گاز از محل گازهای همراه میتواند تا حدی از این وضعیت جلوگیری کند و نیاز به مصرف سوختهای مایع را کاهش دهد.
الزامات اجرایی برای تبدیل یک ظرفیت بالقوه به عرضه واقعی
اگرچه اهمیت جمعآوری گازهای همراه در سطح کارشناسی تا حد زیادی مورد توافق است، اما تبدیل این ظرفیت بالقوه به عرضه واقعی گاز نیازمند مجموعهای از اقدامات اجرایی هماهنگ است. نخستین گام در این مسیر، شناسایی دقیق میادین و پروژههایی است که بیشترین ظرفیت بازیابی گاز را در کوتاهترین زمان ممکن دارند. همه پروژههای جمعآوری گاز همراه از نظر حجم گاز قابل بازیافت، فاصله تا زیرساختهای موجود و پیچیدگی فنی یکسان نیستند؛ بنابراین لازم است پروژهها بر اساس معیارهایی مانند سرعت اجرا، هزینه سرمایهگذاری و میزان گاز قابل بازیافت اولویتبندی شوند.
گام دوم، تسهیل فرآیندهای قراردادی و تأمین مالی است. در برخی موارد، طولانی بودن روندهای اداری یا پیچیدگی مدلهای قراردادی میتواند اجرای پروژهها را با تأخیر مواجه کند. در شرایطی که کشور با احتمال تشدید ناترازی گاز روبهرو است، لازم است سازوکارهایی برای تسریع تصمیمگیری و کاهش بروکراسی در پروژههای جمعآوری گازهای همراه در نظر گرفته شود.
موضوع دیگر، تأمین تجهیزات کلیدی مانند کمپرسورها، خطوط لوله و واحدهای فرآورشی است. بسیاری از پروژههای جمعآوری گاز همراه به تجهیزات تخصصی نیاز دارند و هرگونه تأخیر در تأمین این تجهیزات میتواند زمان اجرای پروژه را افزایش دهد. بنابراین هماهنگی میان بخشهای مختلف صنعت نفت و همچنین استفاده از ظرفیت سازندگان داخلی میتواند نقش مهمی در پیشبرد این پروژهها ایفا کند.
در کنار این موارد، ایجاد یک ساختار مدیریتی متمرکز برای پایش پیشرفت پروژهها نیز اهمیت دارد. تشکیل یک کارگروه یا ستاد ویژه برای پیگیری طرحهای جمعآوری گازهای همراه میتواند به رفع سریعتر موانع اجرایی و تسریع در بهرهبرداری از پروژهها کمک کند.
در پایان باید یادآور شد که کاهش احتمالی ظرفیت تولید یا فرآورش گاز در کشور، بهویژه در شرایطی که تقاضا در ماههای سرد سال به اوج خود میرسد، میتواند چالشهای جدی برای پایداری شبکه انرژی ایجاد کند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که ناترازی گاز تنها یک مسئله فنی در بخش انرژی نیست، بلکه پیامدهای گستردهای در حوزه صنعت، تولید برق، محیط زیست و حتی رفاه عمومی به همراه دارد. از این رو، مدیریت این وضعیت نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ در بخش عرضه و تقاضاست.
در میان گزینههای مختلفی که برای جبران کسری گاز مطرح میشود، جمعآوری گازهای همراه نفت از جایگاه ویژهای برخوردار است. این گازها در حال حاضر در بسیاری از میادین نفتی کشور تولید میشوند و بخشی از آنها به دلیل محدودیت زیرساختی به طور کامل مورد استفاده قرار نمیگیرد. بازیابی این منابع میتواند در مدت زمان نسبتاً کوتاهی به افزایش عرضه گاز کمک کند و فشار بر شبکه سراسری را کاهش دهد.
علاوه بر نقش آن در مدیریت ناترازی گاز، جمعآوری گازهای همراه مزایای دیگری نیز به همراه دارد. کاهش فلرینگ، افزایش بهرهوری در صنعت نفت، ایجاد خوراک برای صنایع پاییندستی و کاهش مصرف سوختهای مایع در نیروگاهها از جمله پیامدهای مثبت این رویکرد است. به همین دلیل، بسیاری از کشورها در سالهای اخیر برنامههای گستردهای برای کاهش سوزاندن گازهای همراه و استفاده بهینه از این منابع اجرا کردهاند.
در مجموع میتوان گفت که تسریع در اجرای پروژههای جمعآوری گازهای همراه، نهتنها یک اقدام کوتاهمدت برای عبور از شرایط ناترازی، بلکه گامی مهم در جهت ارتقای بهرهوری و تابآوری بخش انرژی کشور است. اگر این پروژهها با اولویتبندی صحیح، تأمین مالی مناسب و هماهنگی نهادی به اجرا درآیند، میتوانند نقش قابل توجهی در تقویت امنیت انرژی کشور و کاهش فشار بر شبکه گاز در فصول سرد سال ایفا کنند.
منبع : خبرگزاری مهر

















































