
شهرام کرمی نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر، در گفتوگو با میزان با تأکید بر اهمیت گسترش جریان اقتباس در تئاتر ایران اظهار کرد: اقتباس یکی از روشهای مرسوم و شناختهشده برای خلق آثار جدید است که سابقهای طولانی در تاریخ هنر و ادبیات جهان دارد. بسیاری از نویسندگان و هنرمندان بزرگ در طول تاریخ از منابع مختلفی همچون قصهها، رمانها، اسطورهها، اشعار، آثار تاریخی و حتی روایتهای شفاهی برای خلق آثار تازه بهره بردهاند.
وی افزود: این شیوه در ایران نیز سابقه دارد و بسیاری از نمایشنامهنویسان و هنرمندان با رویکرد اقتباسی آثار ارزشمندی خلق کردهاند، اما واقعیت این است که سهم آثار اقتباسی در تاریخ تئاتر ایران چندان پررنگ نیست و هرگز به یک جریان مستمر و فراگیر تبدیل نشده است.
کرمی درباره دلایل این مسئله گفت: یکی از علتها این بوده که نویسندگان ایرانی معمولاً تمایل داشتهاند به صورت مستقل خلق اثر کنند و کمتر به سراغ منابع موجود بروند. از سوی دیگر، در دورهای آثار ترجمه در کشور رواج گستردهای پیدا کرد و پس از آن نیز نمایشنامهنویسان ایرانی بیشتر تلاش کردند به مسائل فرهنگی و اجتماعی روز بپردازند یا آثاری با زبان جهانی خلق کنند. به همین دلیل جریان اقتباس هیچگاه در تئاتر ایران به یک روند غالب تبدیل نشد.
این کارگردان تئاتر با اشاره به ظرفیتهای گسترده فرهنگ ایرانی برای اقتباس خاطرنشان کرد: ما از ادبیات کهن، تاریخ، اسطورهها، روایتهای شفاهی و شخصیتهای تاریخی و معاصر منابع بسیار ارزشمندی در اختیار داریم که میتوانند دستمایه خلق آثار نمایشی قرار گیرند. رجوع به این منابع علاوه بر گسترش فرهنگ عمومی، به حفظ و تقویت هویت فرهنگی ایرانی نیز کمک میکند.
وی ادامه داد: توجه به آثار برجسته ادبیات جهان و همچنین میراث ادبی و فرهنگی ایران میتواند زمینه رشد فرهنگی جامعه را فراهم کند. از این رو ضروری است نگاه اقتباسی در فضای هنری کشور به یک جریان جدی و مداوم تبدیل شود.
کرمی نقش نهادهای فرهنگی را در این زمینه مهم دانست و گفت: مجموعههایی که از بودجه عمومی استفاده میکنند میتوانند در هدایت و حمایت از این جریان نقش مؤثری ایفا کنند. اقتباس دامنهای بسیار گسترده دارد و محدود به چند اثر خاص نیست؛ بلکه میتواند طیف متنوعی از آثار و موضوعات را دربرگیرد که بخش مهمی از آنها در فرهنگ و تمدن ایرانی ریشه دارند.
وی با اشاره به طرح «آیینه در آیینه» افزود: اینگونه برنامهها فرصت ارزشمندی برای توجه بیشتر به اقتباس فراهم میکنند و امیدوارم در سالهای آینده نیز تداوم داشته باشند تا نویسندگان بیشتری بتوانند از این ظرفیت بهره ببرند.
این نمایشنامهنویس درباره منابع مناسب برای اقتباس نیز گفت: شاهنامه فردوسی، گلستان و بوستان سعدی، اشعار حافظ و بسیاری دیگر از آثار کلاسیک ادبیات فارسی، ظرفیتهای بینظیری برای اقتباس دارند. رجوع به این منابع میتواند به حفظ اصالت و هویت فرهنگی ما کمک کند. در کنار آن، باید به شخصیتها، رویدادها و آثار شاخص دوران معاصر نیز توجه داشته باشیم.
وی تصریح کرد: اقتباس صرفاً بازتولید یک اثر نیست، بلکه نوعی بازآفرینی و خلق مجدد است. در این فرآیند، اثر اولیه به منبع الهام تبدیل میشود و در قالبی جدید و با نگاهی تازه جان دوباره میگیرد. به همین دلیل اقتباس میتواند دامنه مخاطبان یک اثر را نیز گسترش دهد.
کرمی در پایان تأکید کرد: هنوز در فضای هنری ما نوعی نگرش وجود دارد که گمان میکند رجوع به منابع ادبی و هنری از استقلال خالق اثر میکاهد، در حالی که چنین برداشتی درست نیست. اقتباس میتواند به روشی مؤثر برای تولید آثار هنری تبدیل شود و همانگونه که در شعر و ادبیات نمونههای فراوانی از بهرهگیری و تکامل آثار پیشینیان وجود دارد، در تئاتر نیز میتوان از این ظرفیت برای خلق آثار تازه و ماندگار بهره برد.

















































