
عابد اکبری، کارشناس مسائل بینالملل طی یادداشتی برای میزان بر این نکته تاکید کرد که شامل شدن جبهه لبنان در آتشبس میان ایران و رژیم صهیونیستی یک معادله جدید در منطقه به شمار میرود.
متن این یادداشت را در ادامه میخوانید:
در تحلیل تحولات اخیر خاورمیانه، بهویژه در پیوند با روندهای مرتبط با کاهش تنش در جنوب لبنان، میتوان نشانههایی از افزایش وزن دیپلماتیک و میدانی ایران در شکلدهی به چارچوبهای آتشبس و مدیریت بحران مشاهده کرد.
هرچند نسبتدادن مفهوم «دیکتهکردن» در ادبیات روابط بینالملل نیازمند احتیاط مفهومی است، اما برخی قرائن نشان میدهد که تهران توانسته بخشی از ملاحظات و خطوط قرمز خود را در روندهای مرتبط با تعمیم و تثبیت آتشبس در لبنان وارد فرآیندهای تصمیمسازی منطقهای کند.
از منظر نظریههای واقعگرایانه در روابط بینالملل، چنین وضعیتی را میتوان در چارچوب افزایش قدرت چانهزنی بازیگران غیرهژمونیک و نقشآفرینی آنها در نظمهای امنیتی منطقهای تبیین کرد.
ایران در سالهای اخیر با اتکا به شبکهای از متحدان غیردولتی، عمق راهبردی و ابزارهای ترکیبی قدرت، توانسته است در بسیاری از ترتیبات امنیتی پیرامونی، از جمله پرونده لبنان، به بازیگری اثرگذار در تعیین پارامترهای کاهش تنش تبدیل شود.
با این حال، باید توجه داشت که فرآیندهای مربوط به آتشبس و صلح در لبنان ماهیتی چندلایه و چندبازیگری دارند و محصول برهمکنش مجموعهای از قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای هستند.
بنابراین، میتوان از «افزایش نفوذ ایران در جهتدهی به برخی مؤلفههای توافق» سخن گفت و آن را به نوعی «تعیین اراده سیاسی» پیوند زد.
در مجموع، آنچه قابل مشاهده است، تثبیت جایگاه ایران بهعنوان یکی از بازیگران کلیدی در معماری امنیتی جدید در غرب آسیادشرق مدیترانه و جنوب لبنان است؛ جایگاهی که نه صرفاً از مسیر قدرت نظامی، بلکه از طریق ترکیب ابزارهای سیاسی، شبکهای و بازدارندگی نظامی شکل گرفته و در حال بازتعریف موازنههای منطقهای است.
منبع : خبرگزاری میزان

















































