به گزارش بازرگانی خبرگزاری مهر، ماندن در دنیای کودکی یک فرار و اجتناب از آگاهی و رشد است. هر چند شاید انسان بیرون از دنیای کودکی مرتکب اشتباه شود، اما مجهز به امکان ارتباطی عمیق با حقیقتی باطنی و بی‌انتهاست و اگر با آن در ارتباط باشد، راه آگاهی را می‌پیماید و رو به کمال می‌رود. اما چرا بزرگسالانی که من دیده‌ام جز ظاهر امور چیزی نمی‌فهمند. در همین فکرها بودم که پیرمرد دانا گفت: «خب، حالا هنوز هم می‌خواهی در کودکی بمانی؟» شازده کوچولو گفت: «نمی‌شود که هم خدا را بخواهی و هم خرما را.» پیرمرد دانا گفت: «این طور نیست؛ می‌شود، اما روند رشد سختی دارد. طبیعی است که هدف هر انسانی بازگشت به بهشت باشد، اما به صورت هشیارانه. باید وقت دیگری در این‌باره صحبت کنیم. لازم است قبل از آن تو را با چیزهای مهمی آشنا کنم تا معنی توضیحاتم روشن شود.» پرسیدم: «آیا انسان می‌تواند در بزرگسالی هم به اندازه‌ی یک بچه، سرزنده باشد و از جهان هستی شگفت‌زده شود؟» قبل از این‌که پیرمرد دانا پاسخم را بدهد، باز پرسیدم: «چطور می‌شود با حفظ خلاقیت و احساس سرزندگی فراوانی که بچه‌ها دارند، بزرگ شویم؟ من چطور می‌توانم بزرگ شوم و در عین حال بدانم، مار، مار است و کلاه هم، کلاه؟» «کنجکاوی‌ات را بیدار نگه‌دار؛ این همان چیزی است که می‌خواهم درباره‌اش با تو صحبت کنم. فقط یادت باشد که انسان‌ها نمی‌توانند به عقب برگردند، مگر آن‌که دیوانه و روان‌پریش شده باشند. افرادی هستند که دل‌شان می‌خواهد همیشه کودک بمانند یعنی «کودک ابدی» باشند. بیچاره آن‌ها! به خاطر این خواسته، دچار اختلالات روانی دشواری می‌شوند. چنین افرادی همیشه ناراضی‌اند و دنبال چیزهای ناممکن می‌روند، دنبال مدینه‌ی فاضله؛ چیزی که دست‌نیافتنی باشد. گاهی آن‌قدر مستاصل و مأیوس می‌شوند که حتی دست به خودکشی هم می‌زنند.» از خود به خود رسیدن «شازده‌کوچولو برای بزرگ‌ترها» که با ترجمه‌ی «فروغ کیان‌زاده» در نشر خوب منتشر شده، یک روایت خیالی از داستان شازده‌کوچولوی «آنتوان سنت اگزوپری» است. در این کتاب، شخصیت‌ها، از دل افسانه‌ها بیرون می‌آیند و گفت‌وگوهایی شکل می‌گیرد که برای رشد و بالندگی شخصیت انسان و یافتن معنا راهنما می‌شوند. با اطمینان می‌توان گفت این اثر شاهکاری بزرگ از ایده‌هایی‌ست که ممکن است خود نویسنده هم از آن بی‌خبر باشد. در این کتاب، نویسنده با استفاده از اساطیر و مفاهیم روانشناسی یونگی به برخی از این گنجینه‌های دفن‌شده می‌رسد و در حین این که خواننده را با داستان‌های مختلف سرگرم می‌کند، مفاهیم عمیق «روانشناسی یونگ» را به او می‌آموزد. کارل کوستاو یونگ، روانکاو مشهور سویسی می‌گوید همۀ ما در اعماق ناخودآگاهمان نیرویی راهنما داریم؛ یک «دایمون». اگر با دایمون درونمان ارتباط برقرار کنیم، به پاسخ بسیاری از پرسش‌های مهم وجودمان خواهیم رسید. آموزه‌های یونگ نه تنها برای روان‌شناسان، که برای تمام نخبگان متفکر در جوامع مختلف مفیدند. بخصوص در مسیر ارتباط انسان با بخش بسیار خلاق ناخودآگاهش: «خویشتن». در کتاب «شازده کوچولو برای بزرگ‌ترها»، شازده کوچولو نمادی از خویشتن است. او کودکی جادویی است و از همین رو منبع بی‌پایان تخیّل و خلاقیت است و می‌تواند مسائل را حل کند. لیما نتو بینشی ممتاز دارد و در در این کتاب به بهترین شکل ممکن به راههای پرورش و شناخت خویشتن می‌پردازد؛ آن هم در جهان امروز که رقابت غوغا می‌کند و هیچ‌چیز بهتر از این نیست که با آموختن گفت‌وگو با دایمون درون‌، به جستجوی اندکی «یودایمونیا» (در زبان یونانی: خوشبختی) برویم. در جست‌وجوی شازده کوچولو آدمی در طول عمرش با بحران‌های مختلفی روبه‌رو می‌شود. اول، بحران‌های تولد و کودکی که زخم‌هایی کاری بر ناخودآگاه ما می‌گذارد و با این که تازه می‌مانند، در ذهن عقلانی‌مان ادراک نمی‌شوند. بحران نوجوانی متفاوت است و ذهن عقلانی ما آن را تشخیص می‌دهد، هر چند باز با کمی سردرگمی. بحران میان‌سالی، بحران مهم بعدی است که شخصی با توانایی عقلانی بالا را به رشد بیشتر وامی‌دارد. می‌توان گفت همین بحران میان‌سالی بود که «آنتوان دوسنت اگزوپری» را به نوشتن «شازده کوچولو» واداشت. اما آیا انتظار نمی‌رود که او در سنی که این اثر فوق‌العاده را خلق کرد، این مرحله را پشت سر گذاشته باشد؟ بله و خیر. کسی مثل سنت اگزوپری، کودکی ابدی که محکم به دنیای بچگی چسبیده است، باید نهایت تلاشش را بکند تا سالم از این مرحله عبور کند. در کتاب «شازده کوچولو برای بزرگ‌ترها» راوی، خلبانی است که در بیابانی سقوط کرده است. روان‌شناسانه بگوییم: او خود سنت اگزوپری است، پس بگذارید او را همان آنتوان بنامیم... سنت اگزوپری اثر جاودانه‌اش را در سال ۱۹۴۳ منتشر کرد. در سی‌ویکم ژوئیه‌ی ۱۹۴۴، هنگام انجام مأموریت شناسایی، ناپدید شد. تصور می‌شد که آلمانی‌ها هواپیمایش را منهدم کرده باشند. در سال ۲۰۰۴، لاشه‌ی هواپیمایش را از دریا گرفتند. طبق بررسی‌های کارشناسان، هواپیمای او بر اثر حرکتی عمودی سقوط کرده بود. روی بدنه اثری از گلوله نبود. آیا سنت اگزوپری طاقت نیاورده بود دور از شازده کوچولوی محبوبش زندگی کند؟ آیا او حالا که در آسمان‌ها با دوست کوچکش سرگرمِ بازی است، خوشحال‌تر است؟ کد خبر 4843049