راز ساعت دیواری خانه الهام پاوهنژاد؛ هدیهای از پدر مرحومش که هنوز با صدای تیکتاکش خاطرات را زنده نگه میدارد
پنج ساله هستم که از محله نواب به خانه ی پشت تالار رودکی اسباب کشی می کنیم و می ممونیم... انقدر آنجا می مونیم تا پدر آسمانی می شه. یادم میاد اولین روزهایی که پدر با چه ذوق و عشقی این ساعت را خرید و بر دیوار نشیمن آویزان کرد... چقدر اوایل نگاهش می کردم که چه وقت پرنده بیرون می اد چون بعدش عروسکهای کوچک دور تا دور می رقصن... در اون اپارتمان سه طبقه، صدای کوکو و ملودی رقص می پیچید. یادمه طبق اخلاق همیشگی مامان، یک شب با بابا حرف زد که صدای این ساعت ممکنه مزاحم استراحت باقی بشه، شب ها ساعت را بخوابونیم.. …