تنگه هرمز تنها یک گذرگاه نفتی نیست؛ نقطهای است که منافع کشورهای منطقه، قدرتهای جهانی، بازار انرژی و حتی صنعت بیمه بینالمللی در آن به هم گره خورده است. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که آیا منطق فشار و رقابت میتواند آینده این آبراه راهبردی را تضمین کند یا راهحل پایدار در پذیرش منافع مشترک و مدیریت مبتنی بر همکاری نهفته است؟