مرضیه روایتش را از آن روز اینگونه آغاز میکند: «حدود ساعت چهارونیم بعدازظهر با خانوادهام، خانواده برادرم و خانواده خواهرم برای پیادهروی رفتیم. بچهها با شور و شوق دویده بودند جلو. هوا عالی بود. از مسیر تونلی رفتیم که فاز یک و دو را به هم وصل میکند، اسمش تونل نور است. من کمی از بقیه عقب ماندم که ناگهان دو نفر از پشت سر به من حمله کردند.