باشگاهی که خواهرم بهار در آن مشغول به کار بود، در طبقه هفتم پاساژ ارغوان قرار داشت. او چهار پنج سالی میشد که در آنجا کار میکرد. روز حادثه؛ ساعت حول و حوش ۱۶ و ۲۰ دقیقه عصر، بهار تماس گرفت و گفت ساختمان آتش گرفته است. پس از گسترش آتش، خواهرم در حال پایین آمدن بود که یادش آمد هنوز چند نفر در باشگاه ماندهاند. از همانجا دوباره به سمت باشگاه برگشت و چون هنوز حجم دود زیاد نشده بود، چند نفر را از محل خارج و به پایین پاساژ هدایت کرد