پنجمین روز جنگ همانطور که امید از قبل حدس زده بود، بالاخره موشک به خانه او و همسرش اصابت کرد و تمام زندگیشان تبدیل به پودر شد. نه تنها همه وسایل خانه که تمام اسباببازیهای پسرشان که در طیف اوتیسم قرار دارد هم در هم کوبیده شد و حالا آریا دیگر کمدی ندارد که در آن را باز کند و از میان اسباببازیها یکی را برای بازی انتخاب کند، بنابراین چون مثل بچههای دیگر نمیتواند با کلام این دلتنگیاش را به پدر و مادرش برساند، گریه میکند و جیغ میکشد.