رضا مهاجری هنوز هم وقتی نام ابومسلم را میشنود، صدایش میلرزد. مثل کسی که ناگهان بوی خاک بارانخورده زادگاهش را حس کرده باشد، چشمانش برق میزند و بعد آرام میشود. میگوید هنوز هم به ورزشگاه میآید و بازیهای لیگ استان و کشور را میبیند. هنوز نگاههای سنگین طرفداران اصیل و ریشسفیدهای استخوانخردکرده فوتبال شهر را حس میکند که موقع شکست نمیتوانست توی چشمهایشان نگاه کند. درنهایت همه حرفهای ما با مهاجری باز به یک چیز برمیگردد؛ به باشگاهی که هویت این شهر بود: من فوتبال خراسان را به دو بخش تقسیم …