آسمان شهر در سوگ فراق، رنگ ماتم به خود گرفته و سیل جمعیت داغدار، در میان هقهقهای بغضآلود، در بهتی عمیق فرو رفتهاند؛ گویی زمان از حرکت ایستاده و سنگینی این فقدان جانسوز، بر شانههای شهر آوار شده است. در تشییع پیکر رهبر انقلاب، هر چشمی دریایی از اشک بود و هر قلبی، آکنده از اندوهی بیپایان؛ مردم، یتیموار در پس تابوت مردی میدویدند که ستون استوار امیدشان بود و امروز، با رفتنش، بغض کهنهی یک ملت در کوچههای شهر، فریاد دردی مشترک شد؛ یتیمی درد بیدرمون، یتیمی!