«در دو دهه گذشته معماری تجارت جهانی بر یک منطق ساده استوار بود: کالا از مسیرهایی عبور کند که کمترین هزینه و بیشترین سرعت را داشته باشند. به همین دلیل مسیرهای دریایی بزرگ مانند کانال سوئز و تنگه هرمز یا شبکه ریلی شمالی از طریق روسیه، ستون فقرات جابهجایی کالا میان آسیا و اروپا محسوب میشدند اما تحولات ژئوپلیتیکی سالهای اخیر نشان دادهاند این فرض دیگر چندان پایدار نیست. جنگها، تحریمها و ناامنیهای منطقهای باعث شدهاند مفهوم «امنیت مسیر» به اندازه هزینه و سرعت اهمیت پیدا کند.