از علم بیچهره تا نیاز به راهبران شجاع و خلاق اقتصادی
از قرن شانزدهم تا هجدهم میلادی، در اندیشه غرب، سیاست و اقتصاد بهتدریج از یکدیگر تفکیک شدند. ماکیاولی سیاست را بهعنوان هنر حفظ قدرت و واقعگرایی در تصمیمگیری تعریف کرد، بیآنکه آن را به فضیلت اخلاقی وابسته بداند. جان لاک با نظریه مالکیت و قرارداد اجتماعی، مرز دولت و اقتصاد را ترسیم و از استقلال حوزه اقتصادی دفاع کرد.