هیچوقت این کافه را تا این اندازه شلوغ ندیده بودم. میز و صندلیهای حیاط بزرگش پر بود و نه در زیرزمین جای خالی پیدا میشد و نه در اتاقهای پراکنده دورتادور. از آخرینباری که گذرم به اینجا افتاد، یکی، دو ماه گذشته بود. بعد این داستان چندباره تکرار شد.