در جامعه ما، شرم فقط یک احساس فردی نیست، اقلیمی است که در آن نفس میکشیم. از خانه و مدرسه تا خیابان و رسانه، نوعی نگاه مراقب و داور همیشه حاضر است. کافی است کسی بخواهد خودش باشد تا این نگاه، بیصدا اما سنگین، بر او فرود آید. از کودکی یاد میگیریم که «زیادیبودن» خطرناک است. دختر باید صدایش را تنظیم کند، پسر اشکش را پنهان و هر دو یاد میگیرند که خودِ واقعیشان باید در محدودهای امن و قابلقبول بماند. بهجای فهمیدنِ احساس، باید کنترلش کرد. بهجای پرسیدن، باید سکوت کرد. در روانشناسی اجتماعی، شرم …