هرگونه بررسی از فضای امروز ایران، ناگزیر با یک تناقض زبانی آغاز میشود. واژهها در فضاهای مختلف بازتابدهنده معنای یکسانی نیستند. در قلمرو علوم اجتماعی، مفاهیم ابزارهایی روشن برای نشاندادن واقعیتهای تکهتکه، متکثر و عینی جامعه هستند، اما در زبان رسمی، واژهها اغلب کارکرد خود را از دست میدهند و از وضعیتی توصیفی به وضعیتی تکلیفی کوچ میکنند. در این میان، هیچ واژهای به اندازه مفهوم «مردم» دچار این جابهجایی کارکرد و مصادره زبانی نشده است.