در نقاشی معاصر ایران، هنوز هم نسبت ما با «منظره» تعیین تکلیف نشده است؛ منظرهای که در سنت ایرانی، نه صرفا طبیعت، بلکه امتدادی از حافظه، اسطوره و زبان بوده است. در این میان، ساوالان جماعتی از معدود هنرمندانی است که این نسبت را نه در سطح بازنمایی، بلکه در سطح بحران بازتعریف میکند.