«هرکدام به شیوهای که برایشان قانعکنندهتر بود، با زندگی وداع کردند. برخی دعا کردند، برخی بیخیال شدند؛ برخی در شور و اشتیاق شوم و نهایی خود غوطهور شدند. با این حال، مادران بیدار ماندند تا با دقت آذوقه سفر را آماده کنند، بچهها را حمام کردند، چمدانها را بستند و در سپیدهدم، سیم خاردار پر از لباسهای کوچکی بود که برای خشکشدن آویزان شده بودند.