«مغازه بزرگی است؛ یکی، دو پله پایینتر از خیابان. از همان ورود ابری از دود به صورت شما میخورد. یک کافیشاپ است. یک، دو تا عکس روشنفکرانه هم به دیوار زدهاند. عدهای پشت میزها دارند قلیان میکشند. روی قلیان چیزی شبیه به یک بادکنک به چشم میخورد و اگر دقت کنی، یک لولهکشی ظریف قلیانها را به کپسولهای بزرگ ایستاده وصل میکند، خیلیها میخندند، بقیه هم در هر حال شادند».