روز تعطیل سوار اسنپ تروتمیزی شدم که پلاک مخصوص معلولان را داشت. راننده مؤدبی که هر چند وقت یک بار دستش حرکت میکرد و با دقت و تلاش فرمان را نگه داشته بود و البته سر پیچها کمی رانندگی برایش سختتر بود. تلفنش زنگ زد و شروع به گفتوگو کرد. همسرم در هلالاحمر نشسته است، من دارم همین نزدیکیها دور میزنم. بعد مشخصات خودش را داد.