ما در روزهایی ایستادهایم که سوگ دیگر یک تجربه شخصی نیست؛ به بافت اجتماعی رسوخ کرده است. خیابانها عادی به نظر میرسند، مغازها باز هستند، تقویم جلو میرود، اما زیر این ظاهر، یک خستگی عاطفی عمیق جریان دارد. مردم خبرها را میبینند، تصویرها را حمل میکنند و هر تصویر مثل تکهای شیشه در حافظه جمعی فرومیرود. نتیجهاش نوعی سوگ بیمراسم است.