همان چیزی که از داستان مدرن توقع داریم، برونداد ما از مطالعه رمان «قاشقهایمان را از فروشگاه وولورت خریدیم» اثر باربارا کامینز خواهد بود. هیچ تعلیقی برای ما باقی نمیماند. از همان بند اول داستان، تهِ داستان را میفهمیم. نویسنده بهاینترتیب فریاد میزند که آنچه در طی داستان اهمیت دارد، نه تعلیقِ داستان، که چگونگی رسیدن به این انتهاست. داستان، فریادِ بلندِ چرخه بیانتهای لذتگرایی است که بشر دچار آن میشود.