من هم هر شب به خاطر ایران به خیابان میروم و میخواهم بدانم در شهرم چه میگذرد. از اینکه آدمهای معمولی مدام در حال کشتهشدن هستند ناراحت و از اینکه کودکان از هر صدایی به هم میریزند نگران هستم. اما در خیابانها غیر از اندک مردم رهگذر عدهای هستند که انگار با خیلی دیگر از مردمی که معمولا میبینم متفاوتاند. اما با هر بار چرخزدن شبانه در خیابان، این پرسش برایم مطرح میشود که چرا «دور از تو اندیشه بدان» را درباره «ایران» نمیشنوم؛ شعری که دهها سال است ایرانیان زمزمهاش میکنند.