سنگرِ سکوت؛ روایت کسانی که زیر آتش جنگندهها، وداع را رها نکردند
در گوشهای از بهشت زهرا، خانوادهای دور هم ایستادهاند. نگاههایشان بیشتر از کلمات حرف میزند. چند هفته پیش قرار بود جشن کوچکی بگیرند؛ جشن شروع زندگی زوجی جوان که تازه خانهای کوچک اجاره کرده بودند و از آیندهای حرف میزدند که قرار بود آرام و ساده ساخته شود. اما جنگ گاهی با یک ترکش کوچک وارد زندگی آدمها میشود؛ ترکشی که نه فقط دیوارها، که رویاها را هم میشکند. حالا به جای چیدن وسایل خانه، خانوادهها گلهای سفید روی خاک تازه میگذارند و به آیندهای فکر میکنند که هرگز فرصت رسیدن پیدا نکرد.