اولین بار از ماووت که برمیگشتم، گذرم به تحریریه روزنامه افتاد: «کیهان»، سرزمین غولهای مطبوعات، به واسطه برادرم ابراهیم. جنگ که تمام شد برای خواندن علوم سیاسی راهی دانشگاه شدم و دوباره به سراغ مطبوعات رفتم. کارم را از روزنامه «سلام» شروع کردم: مخالفخوان دولت سازندگی، نقطه آغاز آتش تهیه برای اصلاحات، صدای متفاوت روزگار تکصدایی؛ روزنامهای که ممکن بود حتی ستون تماسهای تلفنیاش هم جرم تلقی شود. پنهان و پیدا، خبرنگار خصوصی، ستونهای طنز و کاریکاتور و صفحات جدید دانشجویی و تریبون آزاد و زنان که خیلی …