در یکی از روستاهای اطراف زابل، دختری به نام «مهلقا» زندگی میکند؛ او فقط 15 سال دارد اما پژمردهتر و بزرگتر به نظر میرسد. مهلقا دو فرزند دارد و سالهاست در نقش همسر و مادر زندگی میکند؛ نقشی که هیچوقت انتخاب خودش نبوده است. مهلقا در 10سالگی، برخلاف میلش مجبور به ازدواج با مردی 40ساله شد؛ مردی که همسر اول و چند فرزند دارد و شغلش قاچاق مواد مخدر است.