رکابزنان از کنار یک مهدکودک که با فنس از جاده جدا شده است، رد میشوم. یک کودک کنیایی فریاد میزند: «موزونگو، موزونگو». ریتم گرفته است و با هر سیلاب «موزونگو» یک بار پایش را زمین میکوبد. دارم فکر میکنم که رنگ روشن یونیفورمش با پوست تیرهاش عجب ترکیب بامزهای به هم زده که متوجه میشوم تمام مهدکودک آویزان فنس شدهاند و یکصدا و حماسی میخوانند: «موزونگو، موزونگو».