دکتر تأکید کرد همین الان دارو را بخرید و بخورید، نگذارید طول بکشد یا برسید خانه. من هم برای اولین بار جدی گرفتم. میخواستم با عجله وارد داروخانه شوم که خانمی پیر با کمری خمیده ساک کهنه خریدش را دم در گذاشت و بهآرامی وارد شد. صبر کردم به باجه رسید، اما درخواستش را نگفت. رو به خانمی که در صف کناری ایستاده بود کرد و گفت دخترم، برام ایزیلایف میخرید؟ خانم سوییچ دستش را چرخاند و از متصدی پرسید ایزیلایف چند است؟ نمیدانم چه جوابی داد که خانم منصرف شد.