رشد و توسعه هر سامان سیاسی و اجتماعی در پرتو شکلگیری، تجربهآموزی، اعتلا و کاربست عملی نظامات فکری، معنا و مفهوم خواهد یافت. درواقع واکاوی تاریخ اندیشه در جهان غرب، عیان میکند که پیوندی تنگاتنگ میان ساحت اندیشه و عرصه پراکتیکال سیاست به گونهای برقرار است که درک پویایی آن، فقط در سایه شناخت رابطهای ارگانیک و دیالکتیک میان عرصه نظر و عمل قابل فهم است.