در سالهای اخیر، «اصلاح نظام بانکی» به کلیدواژه پرتکرار سیاستگذاران اقتصادی ایران تبدیل شده است. در این میان، استقلال بانک مرکزی یکی از مهمترین مولفههایی است که یا نادیده گرفته شده یا در عمل محقق نشده است. بدون این استقلال، نه کنترل نقدینگی موثر خواهد بود، نه مهار تورم پایدار و نه اصلاح واقعی در نظام بانکی ممکن خواهد شد. بانک مرکزی ایران در مرز باریکی میان اجرا و اراده سیاسی حرکت میکند. تا زمانی که استقلال آن نهفقط در کلام، بلکه در ساختار و اجرا تضمین نشود، ناترازی بانکها، تورم مزمن و بحرانهای …