
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، مواجهه با پدیده جنگ و تجاوز خارجی به خاک یک کشور، آزمونی فراتر از مرزبندیهای مرسوم جناحی و سیاسی است. کنار هم گذاشتن پازل رفتاری برخی چهرههای شاخص رسانههای نوین و پلتفرمهای نمایش خانگی در این روزها، نشاندهنده نوعی سیاستگذاری دوگانه است؛ جریانی که از یکسو سکوت و تقلیلگرایی را پاداش میدهد و از سوی دیگر، صراحت در دفاع از وطن را با حذف و سانسور جریمه میکند.
محور اصلی این بحث، عادل فردوسیپور است؛ مردی که سالهاست او را به عنوان یکی از باهوشترین و رسانهبلدترین چهرههای ایران میشناسیم؛ کسی که رگ خواب مخاطب را میشناسد و کوچکترین تحولات اجتماعی را در گزارشهایش بازتاب میدهد. اما دقیقاً همین جایگاه و همین میزان از هوش رسانهای است که تعجب و نقد جدی افکار عمومی را برمیانگیزد.
در جریان گزارش بازی فینال لیگ قهرمانان اروپا که از شبکه اینترنتی آپارات پخش میشد، فردوسیپور در مواجهه با فاجعه عظیمی که بر کشور گذشت—بهویژه فاجعه دردناک و نقض آشکار حقوق بشردوستانه در مدرسه شجره طیبه میناب—تنها به یک تسلیت کلی و تقدیم گزارش به «جانهای عزیزی که از میان ما رفتند» بسنده کرد.
آقای فردوسیپور! افکار عمومی میپرسد چطور هوش سرشار شما متوجه این نکته ساده نشد که نبردن نام از متجاوز و اشاره نکردن به شهادت مظلومانه کودکان هموطنتان در میناب، عملاً تقلیل دادن یک فاجعه ملی به یک تقدیر تلخ و گذراست؟ نادیده گرفتن عامل فاجعه در پرمخاطبترین تریبون اینترنتی آن هم در شب فینال اروپا، بیش از آنکه همدلی باشد، پاک کردن صورتمسئله است.
این مسیر غلط، تنها به مستطیل سبز و گزارش فوتبال ختم نمیشود. امیرحسین قیاسی در اولین واکنش خود پس از وقایع ۹ اسفند، کل بحران را به موضوع قطع اینترنت تقلیل میدهد؛ انگار که بزرگترین چالش مردم در میانه یک نبرد ملی، سرعت دانلود است! در خانه سینما نیز همایون اسعدیان با فرار رو به جلو، به جای اتخاذ موضع صریح صنف سینمایی در محکومیت تجاوز به مرزهای کشور، بحث را به سمت «کاسبان تخریب» میبرد.
باید صراحتاً گفت: ما با اشخاصی کمهوش یا ناآگاه روبهرو نیستیم. فردوسیپور، اسعدیان و قیاسی، اتفاقاً ابعاد رسانه و جامعه را بسیار خوب میفهمند. دقیقاً به همین دلیل است که فرضِ «سهو و غفلت» رد میشود و فرضیه جدیتری بالا میآید: چه دستهای پشت پردهای و کدام اتاق فکرهای ناپیدا دارند این خط دیکتهشده و سراسر غلط را به این چهرهها تزریق میکنند؟
اما تیغ تیز این انفعال سازمانیافته، این بار به سمت پلتفرمهای نمایش خانگی نشانه میرود؛ پلتفرمهایی که به نظر میرسد بیزینس و موجسواری بر ترندها را به شرافت رسانهای ترجیح دادهاند. حذف نام «آرمان درویش» از یکی از پلتفرمهای بزرگ نمایش خانگی، پرده از یک واقعیت تلخ برداشت. درویش بازیگری بود که در روزهای اخیر ترجیح داد سکوت نکند و نسبت به حوادث مدرسه شجره طیبه میناب و یاد شهدای کشورمان، با انتشار مستند و پستهای صریح، موضع شفاف خود را اعلام کند. او به نقد «سکوتهای مصلحتی» و رفتار منافقانه کسانی پرداخت که منافع شخصی را به حقیقت ترجیح میدهند.پاسخ پلتفرمها به این شجاعت چه بود؟ حذف نام او از تیتراژ یا لیست آثار. آرمان درویش در واکنش به این اتفاق نوشت:«حذف نام از پلتفرم مهم نیست؛ باید در یاد مردم بمانیم… تا ابد برای ایران.»این اتفاق، زنگ هشداری جدی برای جریانی فراتر از یک حذف ساده است. انگار به جایی رسیدهایم که مدعیان آزادی بیان، حتی دفاع از مام میهن را هم برنمیتابند تا نکند به ذائقه و منافع اقتصادی پلتفرمهایشان بربخورد یا با هجمه مواجه شوند. این رفتار پلتفرمها، باج دادن به جریانی است که میخواهد صدای مظلومیت هموطنانمان شنیده نشود.
پیام افکار عمومی به این ستارههای رسانهای و مدیران پلتفرمها روشن است: «اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید.» اگر به هر دلیلی منافع تجاری یا ملاحظات دیگر به شما اجازه محکومیت صریح متجاوز را نمیدهد، اقلاً به کسانی که پای وطن ایستادهاند تاخت و تاز نکنید. کودکان و مردم شهر میناب که در این حملات مظلومانه به شهادت رسیدند، به زبان فارسی صحبت میکردند، مخاطب و خریدار اشتراک همین پلتفرمها بودند و امنیت امروز شما برای کسب درآمد، حاصل خون جگرهایی است که برای حفظ همین مرز و بوم خورده میشود.ضرورت بیداری و اصلاح مسیرنادیده گرفتن جنگ، حذف نام مدافعان وطن و پنهان کردن هویت متجاوز پشت واژههای مبهم، در بهترین حالت همسطح کردن ظالم و مظلوم است. این رویکرد، نه تنها کمکی به صلح نمیکند، بلکه با جریتر کردن دشمن، احتمال شعلهور شدن آتش بحرانهای جدید را افزایش میدهد.نامها ممکن است از لیستِ پلتفرمها پاک شوند، اما شجاعت در ایستادن پای وطن، در حافظهی مردم ماندگار خواهد بود. این گزارش یک دعوت به آگاهی و اخطاری دلسوزانه به این چهرهها و پلتفرمهایی است که پشت صحنه این جریان مصلحتسنجی ایستادهاند. زمان آن رسیده است که این رویکرد اصلاح شود، هوش رسانهای و توان اقتصادی پلتفرمها در مسیر منافع ملی به کار گرفته شود و مرز میان کاسبان مصلحت و مدافعان حقیقت مشخص گردد.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































