
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، پدر و مادر شهید سجاد رضایی، از شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران درباره فرزند شهیدشان چنین روایت کردند:
فرمانده گفته بود: «اینجا را دو بار زدهاند، دیگر جای ماندن نیست.»، اما سجاد دلش به انجام وظیفه قرص بود؛ گفته بود: «دو ساعت از کار مانده، باید تمامش کنیم.»
همانجا، میان کار و مسئولیتی که هرگز رهایش نکرد، موشکهای دشمن صهیونیستی ـ آمریکایی فرود آمدند و سجاد رضایی، دلاور ارتش، به معبودش رسید.
پدر هنوز از دوری فرزند میگوید؛ از پسری که تا لحظه بیرون رفتنش از خانه بدرقهاش میکرد و برای بازگشتش چشمانتظار میماند.
و مادر... هنوز یک حسرت در دل دارد؛ اینکه نگذاشتند آخرین بار پیکر مطهر سجادش را ببیند.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































