
به گزارش خبرنگار دانشگاه و فناوری خبرگزاری دانشجو، آرتمیس؛ بازگشت به ماه یا بازگشت به رقابتهای پرهزینه فضایی؟ مأموریتی که منتقدان آن را «جنگ ستارگانِ جدید» مینامند!
در حالی که NASA از موفقیت مأموریت آرتمیس ۲ و بازگشت چهار فضانورد پس از یک سفر ۱۰ روزه به مدار ماه خبر داده، موجی از انتقادها نسبت به هزینههای نجومی، اهداف ژئوپلیتیکی و نظامیشدن دوباره فضا بار دیگر بالا گرفته است؛ انتقادهایی که برخی تحلیلگران آن را ادامه نسخه مدرن پروژه «جنگ ستارگان» آمریکا میدانند.
بر اساس اعلام ناسا، مأموریت آرتمیس ۲ نخستین پرواز آزمایشی سرنشیندار در برنامه جدید بازگشت انسان به ماه محسوب میشود؛ پروژهای که واشنگتن هدف نهایی آن را بازگرداندن فضانوردان به سطح ماه تا سال ۲۰۲۸ عنوان کرده است. این مأموریت پس از طی بیش از یک میلیون کیلومتر در مدار زمین و عبور از نزدیکی ماه، با فرود موفق در اقیانوس آرام به پایان رسید.
اما در پشت تصاویر پرزرقوبرق فضایی و تبلیغات رسانهای گسترده، منتقدان میپرسند: آیا جهان واقعاً به چنین پروژههای فوقهزینهای نیاز دارد یا آرتمیس بیش از آنکه یک مأموریت علمی باشد، بخشی از رقابت قدرتهای بزرگ برای تسلط بر آینده فناوری و فضای ماورای جو است؟
برنامه آرتمیس در ظاهر با هدف اکتشافات علمی و آمادهسازی برای سفرهای آینده به مریخ تعریف شده، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند این پروژه بدون در نظر گرفتن رقابت شدید آمریکا با چین قابل فهم نیست.

در سالهای اخیر، پیشرفت سریع برنامه فضایی چین و برنامههای بلندمدت پکن برای ایجاد پایگاه قمری، نگرانیهایی جدی در واشنگتن ایجاد کرده است. از همین رو، آمریکا تلاش دارد با پروژه آرتمیس موقعیت برتر خود را در فناوری فضایی حفظ کند.
منتقدان میگویند همانگونه که رقابت فضایی دوران جنگ سرد به ابزاری برای نمایش قدرت سیاسی تبدیل شده بود، اکنون نیز ماه و فضا بار دیگر به میدان رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند؛ رقابتی که میلیاردها دلار هزینه بر دوش مالیاتدهندگان آمریکایی میگذارد.
یکی از جدیترین انتقادها به آرتمیس، بودجه سنگین آن است. برآوردها نشان میدهد هزینه کلی این برنامه طی سالهای آینده به دهها میلیارد دلار خواهد رسید.
در شرایطی که آمریکا با بحران بدهی، تورم، مشکلات درمانی و شکاف طبقاتی روبهرو است، بسیاری از منتقدان میپرسند چرا دولت آمریکا چنین منابع عظیمی را صرف پروژههای فضایی میکند.
حتی برخی نهادهای نظارتی داخلی آمریکا نیز نسبت به افزایش مداوم هزینههای پروژه، تأخیرهای پیدرپی و وابستگی شدید ناسا به پیمانکاران خصوصی هشدار دادهاند.
در پروژه آرتمیس، شرکتهایی مانند SpaceX و دیگر پیمانکاران دفاعی و فضایی آمریکا نقشی کلیدی دارند؛ موضوعی که به باور منتقدان، نشانه حرکت فضا از یک عرصه علمی عمومی به سمت «اقتصاد انحصاری فضایی» است.
برخی تحلیلگران معتقدند رقابت شرکتهای بزرگ برای استخراج منابع ماه، توسعه اینترنت ماهوارهای و تسلط بر زیرساختهای فضایی، در آینده میتواند به شکلگیری نوعی استعمار فناورانه جدید منجر شود.

اشاره منتقدان به پروژه مشهور «جنگ ستارگان» در دوران ریاستجمهوری Ronald Reagan از همین زاویه قابل درک است؛ پروژهای که در دهه ۱۹۸۰ با هدف توسعه سامانههای دفاعی فضایی مطرح شد و بسیاری آن را آغاز مرحلهای تازه از نظامیسازی فضا میدانستند.
اکنون نیز برخی کارشناسان هشدار میدهند که توسعه زیرساختهای گسترده فضایی، ماهوارههای پیشرفته و فناوریهای دوگانه میتواند در آینده کاربردهای امنیتی و نظامی گستردهای پیدا کند.
به باور آنان، مرز میان اکتشاف علمی و رقابت نظامی روزبهروز کمرنگتر میشود؛ بهویژه در شرایطی که قدرتهای بزرگ جهان بهدنبال تسلط بر مدار زمین، ماه و حتی منابع فرازمینی هستند.
آیا بازگشت به ماه ضروری است؟
با وجود تمام این انتقادها، بسیاری از دانشمندان همچنان از پروژه آرتمیس دفاع میکنند. آنها میگویند توسعه فناوریهای فضایی، پیشرفت در حوزه ارتباطات، پزشکی، هوش مصنوعی و سامانههای زیستی را تسریع میکند و میتواند زمینهساز مأموریتهای آینده بشر باشد.
اما منتقدان پاسخ میدهند که مسئله اصلی، اصل پژوهش فضایی نیست؛ بلکه اولویتبندی منابع و استفاده سیاسی و اقتصادی از پروژههای عظیم فضایی است.
اکنون مأموریت آرتمیس ۲ به پایان رسیده، اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا بازگشت انسان به ماه، گامی در مسیر پیشرفت علمی بشر است یا آغاز فصل تازهای از رقابتهای پرهزینه قدرتهای جهانی در فراسوی زمین؟
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































