
پس از ۴۰ روز نبرد مستقیم نظامی و ناکامی مطلق ائتلاف متخاصم غربی-صهیونیستی در دستیابی به اهداف اعلامی خود در قبال جمهوری اسلامی ایران، اکنون بیش از دوماه است که دو طرف در وضعیت «توقف آتش» به سر میبرند.
فراتر از تصورات واشنگتن، این جنگ نه تنها دستاوردی برای آنها نداشت، بلکه برگ برنده و اهرم استراتژیک «تنگه هرمز» را از یک تهدید بالقوه، به یک واقعیت بالفعل و عینی تبدیل کرد؛ مزیتی راهبردی که اکنون تهران با اقتدار کامل از آن برای کسب امتیازهای کلان بهره میگیرد.
همانطور که پل کروگمن به درستی تبیین کرد، ماجراجویی، جنایت و قلدری دولت تروریستی آمریکا عامل اصلی انسداد تنگه هرمز بوده و جهان خطر یک رکود شدید و ساختاری ناشی از این انسداد را دستکم گرفته است.
حذف میلیونها بشکه نفت از بازارهای جهانی، بحرانی است که اثرات واقعی آن تازه در ماههای آتی به طور کامل تبلور خواهد یافت.برای جمهوری اسلامی ایران، تضمین امنیت پایدار، اعمال حاکمیت مطلق بر تنگه هرمز و متعاقب آن مدیریت هوشمندانه قیمت نفت، از اهمیت بالایی برخوردار است. در ادامه، وضعیت توقف آتش کنونی را در قالب دو سناریوی اساسی تحلیل میکنیم تا مشخص شود چرا حتی با مثبت شدن انتظارات، بازگشت نفت برنت به قیمتهای پیش از جنگ (محدوده ۶۵ دلار)، گزارهای ممتنع و غیرممکن است.
توافق سیاسی و رمزگشایی از سراب «نفت ۶۵ دلاری»
برخی محافل رسانهای غرب و شخص دونالد ترامپ با راهبردهای مدیریت افکار عمومی تلاش میکنند این ادعا را تزریق کنند که به محض دستیابی به یک تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا یا پایان قطعی درگیریها، قیمت نفت برنت فوراً سرازیر شده و به سطوح پیش از آغاز جنگ یعنی محدوده ۶۵ دلار بازمیگردد.اما بررسی دادههای معتبر بینالمللی، گزارشهای اقتصاد کلان و واقعیات ژئوپلیتیک نشان میدهد این ادعا فاقد کمترین ارزش علمی و محلی از اعراب است. قیمت نفت دیگر هرگز مسیر همواری برای سقوط نخواهد داشت؛ این گزاره بر ۶ دلیل عمده استوار است:
۱. تثبیت حاکمیت نوین ایران بر تنگه هرمز و نهادینهشدن «پرمیوم ریسک»
تهران بارها صراحتاً اعلام کرده است که شرایط تنگه هرمز هرگز به پیش از جنگ باز نخواهد گشت. حاکمیت، نظارت و مدیریت عالیه ایران بر این آبراه راهبردی باید از سوی نظام بینالملل به رسمیت شناخته شود. مولفههایی نظیر ترسیم مسیرهای نوین عبور و مرور دریایی، تعیین پروتکلهای سرعت و بازرسی کشتیها و ترافیک انباشتهشده کشتیهای تجاری پشت تنگه، همگی فاکتورهای هزینهزایی هستند.موسسات معتبر انرژی تأیید میکنند که این فاکتورها اکنون تحت عنوان «حق بیمه ریسک ژئوپلیتیک» (Geopolitical Risk Premium) یا برای طبق آخرین اظهار نظرات وزیر امور خارجه هزینههای جهت محیط زیست یا خدمات و. برای همیشه در تار و پود قیمت نفت برنت رخنه کرده و بازارهای جهانی این پیام را به خوبی دریافت کردهاند که بازگشت به قیمتهای رویایی گذشته ممکن نیست.
۲. افت تاریخی تولید اوپک و تقدم «ثبات بازار» بر «منافع واشنگتن» (عامل ساختاری)
بر اساس جدیدترین تحلیلهای بازار و دادههای رهگیری نفتکشها، تولید نفت خام اوپک به دلیل پایبندی اعضا به سهمیهها و محدودیتهای ساختاری عرضه (Structural Supply Restraints) به پایینترین سطح خود در ۲۵ سال اخیر رسیده است. برخلاف گذشته که واشنگتن با فشار به متحدانش بازار را غرق در نفت میکرد، امروز ائتلاف «اوپک پلاس» انسجام نهادی و ثبات بازار را به خواستههای مصرفکنندگان غربی ترجیح میدهد. این مقاومت ساختاری اوپک پلاس به عنوان یک «کفِ قیمتی» مستحکم عمل کرده و اجازه سقوط آزاد بهای برنت را نمیدهد.
۳. قحطی در ذخایر استراتژیک (SPR) و هجوم برای جایگزینی
کشورهای بزرگ مصرفکننده مانند چین، هند و حتی خود ایالات متحده آمریکا، در طول ماههای گذشته برای سرپا نگه داشتن صنایع خود، بخش عظیمی از ذخایر استراتژیک نفتیشان را بلعیدهاند. به محض بازگشایی یا تسهیل تردد در تنگه هرمز در پی یک تفاهم، علاوه بر تقاضای جاری و روزانه بازار، یک «تقاضای انفجاری و ثانویه» جهت بازسازی و پر کردن مجدد این ذخایر خالیشده شکل خواهد گرفت که خود به عنوان محرکی قدرتمند، مانع از افت قیمت نفت میشود.
۴. عبور از رکود دستوری، واکنش فدرال رزرو و بیداری غول تقاضا
ترامپ برای فرار از پاسخگویی به افکار عمومی جهان در خصوص تورم فزاینده، با ابزارهای مختلف و همراهی کشورهای G۷ سعی کرد جلوی رشد سرسامآور قیمت را بگیرد. حذف میلیونها بشکه نفت از بازار باید قیمت را بسیار بالاتر میبرد، اما سرکوب دستوری تقاضا و ورود موقت اقتصاد جهان به رکود (مانند کاهش شیفتهای پالایشگاهی) ترمز آن را کشید.تحلیلگران اقتصاد کلان معتقدند به محض امضای توافق و کاهش اندک قیمتها، فشارهای تورمی در غرب کاهش یافته و فدرال رزرو آمریکا و بانک مرکزی اروپا (ECB) بلافاصله به سمت کاهش نرخ بهره حرکت میکنند. این اقدام باعث خروج سرمایهها به سمت بازارهای پرریسک و رونق صنایع میشود؛ بیداری این «غول تقاضا» یعنی مصرف بیشتر انرژی و در نتیجه، بازگشت سریع قیمت نفت به کانالهای صعودی.
۵. هراس از بدعهدی واشنگتن در بازه مذاکراتی
طبق گمانهزنیهای رسانهای، احتمالاً یک بازه زمانی پس از تفاهم اولیه برای مذاکرات تکمیلی در نظر گرفته خواهد شد. از آنجا که دولت آمریکا در نظام بینالملل به بدعهدی مفرط شهره است، تمامی خریداران بینالمللی نفت از این فرصت طلایی ۶۰ روزه برای هجوم به بازار و خرید حداکثری استفاده خواهند کرد. آنها میخواهند انبارها را پر کنند تا در صورت شکست مذاکرات و انسداد مجدد تنگه، غافلگیر نشوند. این اقدامِ احتیاطی، تقاضا را در کوتاهمدت به اوج میرساند.
۶. تقارن با فصول سرد سال و دیپلماسی فعال
اوپکپلاسنمیتوان فاکتور زمانبندی را نادیده گرفت؛ فصول سرد سال در راهند و تقاضای فصلی سوخت به طور طبیعی افزایش مییابد. علاوه بر این، جمهوری اسلامی ایران با یک دیپلماسی انرژی فعال میتواند از ظرفیت ائتلافهای قدرتمند استفاده کند. همپیمانی سیاسی و اقتصادی با قطبهای بزرگی، چون روسیه در چارچوب «اوپک پلاس» برای مدیریت هوشمندانه سقف تولید، ابزار تکمیلی تهران برای خنثیسازی تکانههای کاهشی قیمتها خواهد بود.مجموع ادله فوق اثبات میکند که «نفت ۶۵ دلاری برنت» به آرزویی احتمالا محال برای غرب تبدیل شده است؛ آرزویی که رویاپردازیهای نسنجیده ترامپ و نتانیاهو آن را به باد داد. واشنگتن آغازکننده جنگی بود که اکنون نه تنها در ابعاد نظامی دستاوردی در آن نداشته، بلکه کلید پایان آن و مدیریت پیامدهای ویرانگر اقتصادیاش، به طور کامل در دستان تهران قرار گرفته است.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































