
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ صد روز از آن حماقت تاریخی و خطای محاسباتی مهلک ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی سپری شد و امروز، خاورمیانه دیگر آن جغرافیایی نیست که در نقشههای پنتاگون و تلآویو رسم شده بود.
جنگها، فارغ از تلخیها و خونهای پاکی که بر زمین میریزند، بزرگترین و بیرحمترین معلمهای تاریخاند؛ چرا که در کوره گداخته میدان، عیار ادعاها را میسنجند و سرابها را از واقعیتها جدا میکنند.
امروز و در صدمین روز از این تقابل همهجانبه، زمان آن است که تقویم این صد روزه را ورق بزنیم و درسهای این آوردگاه را برای آنان که هنوز در خواب زمستانی «اعتماد به غرب» به سر میبرند، با صدای بلند بازخوانی کنیم.
صد روز پیش، وقتی ماشین جنگی امریکا با آن هیاهوی رسانهای و زرادخانههایی که سالها برای مرعوب ساختن ملتها به رخ میکشیدند وارد کارزار شد، شاید خوشبینترین تحلیلگران غربی هم گمان نمیکردند که در کمتر از چند هفته، تمام هیمنه تکنولوژیک آنها به آهنپارههایی مضحک تبدیل شود.
بازخوانی توان موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران در این صد روز، صرفاً مرور یک کاتالوگ نظامی نیست؛ بلکه روایتگر تغییر موازنه به نفع جبهه حق و مقاومت است.
باران موشکهای نقطهزن، هایپرسونیکهای رادارگریزی که در کسری از ثانیه معادلات را بر هم زدند و کروزهای ویرانگر ما، با چنان دقتی اهداف استراتژیک دشمن را شخم زدند که حتی رادارهای پیشاخطار شبکه یکپارچه پدافندی سنتکام نیز فرصت آژیر کشیدن پیدا نکردند.
سیستمهای پرطمطراقی، چون «پاتریوت»، «تاد»، «پیکان» و «گنبد آهنین» در برابر اراده پولادین هوافضای سپاه و ارتش دلاور ما، به تورهایی سوراخ میماندند که تنها نظارهگر نزول عذاب بر سر پایگاههای ائتلاف بودند. این صد روز، دکترین نظامی ایران را از فاز «بازدارندگی» به فاز «تهاجم پیشدستانه، نامتقارن و فلجکننده» ارتقا داد و نشان داد که دستِ بلند جمهوری اسلامی، در هر نقطهای که اراده کند، یقه متجاوز را خواهد گرفت.
یکی از شاهبیتهای این حماسه صد روزه و از قضا دردناکترین ضربه به پیکره نظام سرمایهداری، عملیاتی شدن یک کابوس استراتژیک و قدیمی برای غرب بود.
سالها بود که غربگدایان داخلی پوزخند میزدند که بستن تنگه هرمز بلوفی بیش نیست! اما وقتی جمهوری اسلامی ایران با اقتداری برخاسته از ایمان، در پاسخ به تجاوزات ائتلاف، شاهرگ انرژی جهان را در خلیج فارس به روی ناوگان متخاصم و کشتیهای پشتیبان ائتلاف مسدود کرد، زلزلهای دهشتناک در والاستریت و بورسهای اروپایی به وقوع پیوست.
ترکشهای این تصمیم قاطع، مستقیم بر شقیقه اقتصاد اروپا و آمریکا نشست. جهش بیسابقه و نجومی قیمت نفت و گاز، صفهای کیلومتری و بیسابقه در پمپبنزینهای تگزاس، پاریس و لندن، و جیرهبندی انرژی در قلب قاره سبز، به وضوح نشان داد که امنیت و رفاه جبهه استکبار، در گرو اراده و اشاره نیروهای مسلح ما در آبهای نیلگون خلیج فارس است.
پیام این اقدام روشن بود؛ اگر قرار باشد امنیت ایران به خطر بیفتد، چرخدندههای اقتصاد غرب و تمام دنیا از حرکت خواهد ایستاد و هیچ نقطه امنی برای منافع نامشروع شما روی کره خاکی باقی نخواهد ماند.
برای درک عظمت کاری که در این صد روز انجام شد، نیازی نیست به منابع داخلی استناد کنیم؛ کافی است سری به اتاقفکرها و رسانههای جریان اصلی خودشان بزنیم تا ببینیم چگونه زانوی غم بغل گرفتهاند. واکنشهای جهانی، از بهت و انکار اولیه، خیلی زود به اعتراف و تسلیم کشیده شد.
نشریه والاستریت ژورنال که همواره تریبون جنگطلبان کاخ سفید بوده، هفته گذشته در سرمقالهای با لحنی آمیخته به استیصال نوشت: سیستمهای پدافندی چندلایه آمریکا و اسرائیل در برابر باران موشکهای هایپرسونیک و فوج پهپادهای انتحاری ایران، عملاً به آهنپارههایی بیمصرف تبدیل شدهاند. ایران ثابت کرد که میتواند در یک جنگ فرسایشی، انبار مهمات ما را خالی کند.
اندیشکده رند (RAND)، بازوی مشورتی و استراتژیک پنتاگون، در بولتن محرمانه خود که بخشهایی از آن به بیرون درز کرد، صراحتاً هشدار داد: ایران نه تنها توانست پایگاههای ائتلاف را با خطای صفر هدف قرار دهد، بلکه نشان داد شهرهای موشکی زیرزمینیاش برای ماهها شلیک مداوم پر از پرتابه است. ما در برابر یک قدرت موشکی ناشناخته قرار گرفتهایم.
نشریه فارین پالیسی در تحلیلی راهبردی اعتراف کرد: ایران با بستن تنگه هرمز و نمایش قدرت موشکیاش، نشان داد که تحریمهای دهها ساله نه تنها ماشین نظامی او را کُند نکرده، بلکه آنها را به سمت خودکفایی مرگباری سوق داده است.
کار به جایی رسید که ژنرال کنت مکنزی، فرمانده پیشین تروریستهای سنتکام، با چهرهای درهمکشیده در شبکه سیانان به صراحت اذعان کرد: ما برای اولین بار از زمان جنگ کره، برتری هوایی خود را در خاورمیانه از دست دادهایم. این ایران است که اکنون معادله بازدارندگی را دیکته میکند و ما تنها نظارهگریم.
اما در کنار تمام این فتوحات نظامی، شاید بزرگترین، راهبردیترین و حیاتیترین درس این صد روز، بیدار شدن وجدانهای خفته و درک یک واقعیت عریان برای معدود افراد غافل و مدعیان اصلاحات در داخل بود.سالها بود که جریانی مرعوب و سینهچاکِ غرب در داخل، تنها راه عبور از بحرانها را در لبخند زدن به دشمن، قدم زدن در ژنو و نشستن پشت میزهای مذاکره جستوجو میکرد و مدام نسخه «دیپلماسی التماسی» میپیچید.
جریانی که تا دیروز میگفتند «دنیای فردا دنیای گفتمانهاست نه موشکها»، در این صد روز به چشم خود دیدند که خوی درنده و گرگصفتانه استکبار، با هیچ قطعنامه، لبخند و توافقنامهای مهار نمیشود. در این کارزار تاریخی، این مذاکره و التماس به نهادهای بیخاصیت بینالمللی نبود که ماشین جنگی متجاوز را متوقف کرد؛ بلکه غرش موشکهای خیبرشکن و اراده پولادین مردان «میدان» بود که دشمن تا دندان مسلح را وادار به عقبنشینی و زوزه کشیدن کرد.
ما به عینه و در کف میدان دیدیم که دشمن تنها یک زبان را میفهمد و آن زبان زور و قدرت است. مذاکره، هرگز و در هیچ برههای باعث عقبنشینی دشمن از تجاوزاتش نشد؛ بلعکس، هر جا کوتاه آمدیم، دشمن گستاختر شد. این اقتدار بلامنازع نظامی و موشکی ما بود که سیلی بیداری را بر صورت آنها نواخت و سایه شوم جنگ را با تحمیل شکستی خفتبار به ائتلاف آمریکایی_صهیونی، از سر کشور دور کرد.
امروز، روز صدم این نبرد است؛ صد روزی که به همه جهانیان و به ویژه دشمنان درندهصفت واشنگتن و تلآویو ثابت کرد دوران «بزن و دررو» مدتهاست که به پایان رسیده و از این پس، هر تعرضی به خاک، منافع و فرزندان این ملت، با طوفانی از آتش و مقاومت پاسخ داده خواهد شد؛ طوفانی که این بار ممکن است چیزی از پایگاههای پوشالی آنها در منطقه باقی نگذارد.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































