
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ ابوالفضل ملکی_ خط اصلی در قبال موضوع اخیر، جز ایستادن روی خط قرمزها نیست. خط قرمزهایی که رهبر شهید و آیتالله سید مجتبی خامنهای ترسیم کردهاند. برداشت ما از اندیشه و بیانات رهبر معظم انقلاب این است که آمریکا و ترامپ، امروز نماینده تمامعیار استکبار جهانی هستند و از حیث تاریخی در منزلۀ یزید قرار دارند. به همین دلیل است که رهبری میفرمایند «مثلی لا یبایع مثل یزید»؛ یعنی همانند یزید. تندترین تذکرها به دولت فعلی در قبال مذاکره با دولت آمریکا نیز از همین روست: مذاکره شرافتمندانه نیست، عاقلانه نیست. چرا که دشمن به دنبال بلعیدن، تسلیم و دیکته کردن است.
اولاً: ما با دولت آمریکا که دولتی یزیدی است، هیچ مذاکرهای نداریم. آن مذاکرهای که برخی از آن سخن میگویند و در آن نشانی از داد و ستد نیست، صرفاً دیکته و تحمیل و زورگویی است. هدف نهایی آنها تسلیم کامل ماست. مذاکره در قاموس آنان یعنی تسلیم؛ و هیچ غیرتمندی حاضر به پذیرش آن نیست.
ثانیاً: اگر روزنهای برای توافق وجود داشته باشد، آن توافق تنها به معنای «امتداد جنگ» با دشمن متجاوز معنا مییابد. یعنی احقاق حقوق حقه ملتی که مورد ظلم واقع شده است. ما به دنبال بستن یک «پایاننامه جنگی» هستیم که در آن آمریکا به عنوان متجاوز و مجرم شناخته شود. غرامت بپردازد. تمام پایگاههای نظامی خود را از منطقه جمع کند؛ و نظم آمریکایی جای خود را به حاکمیت ملتها بدهد. ما هرگز وارد توافقی نخواهیم شد که در دل نظم آمریکایی تعریف شده باشد. راه ما امتداد میدان و امتداد خیابان است؛ نه میز گفتوگوهای ذلتبار.
ثالثاً: اساساً آنچه امروز «مذاکره» نامیده میشود، اگر با آمریکا باشد، دروغی بیش نیست. ما به مجامع بینالمللی میرویم تا حق خود را بگیریم. اگر هم بر سر میز مینشینیم، برای این است که دشمن را تحقیر کنیم و قامت حقوقی او را در هم بشکنیم. همین و بس.
در همین حال، آقای عراقچی دیشب ادعا کرد که باید پذیرفت مذاکره یعنی داد و ستد و دو طرف باید رضایت داشته باشند. سؤال ما صریح است: با کسی که به ملت ما تجاوز کرده، چه داد و ستدی داریم؟ چرا باید رضایت دشمن را جلب کنیم؟ او باید پاسخ بدهد؛ نه رضایت او ملاک قرار گیرد.
و، اما مسئله سوم: سکوت در این نقطه، حفظ وحدت نیست. سکوت خیانت به حقوق ملت است. امروز وقت فریاد زدن است. اگر کسانی از این فریادها ناراحت میشوند، بدانید و آگاه باشید که آنها ذینفعان این توافق ذلتبارند. آنها باید ناراحت شوند. وگرنه هیچ عقل سلیمی در این کشور نباید از مطالبه حقوق حقه ملت ناراحت شود.
چه مطالباتی؟ اینکه تنگه هرمز از آن ماست. اینکه درباره توان هستهای خود با هیچکس حرف نمیزنیم. اینکه آمریکا باید همه پایگاههایش را از منطقه جمع کند. اینکه آمریکا باید به عنوان موجودیتی متخاصم شناخته شود و غرامت بپردازد. اینها خواستههایی است که باید محقق شود؛ و فریاد زدن این خواستهها هیچ تعارضی با وحدت ملی ندارد. تعارض با وحدت، آنجایی است که کسی به نام وحدت، حق ملت را زیر پا بگذارد.
نتیجه آنکه راه مشخص است. یا مذاکره به سبک یزیدی و ذلت، یا ایستادگی، احقاق حق و تحقیر دشمن. این ملت راه دوم را انتخاب کرده و خواهد ماند.
*ابوالفضل ملکی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی**انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































