
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، بسیج دانشجویی دانشگاه علومپزشکی شهیدبهشتی در خصوص تفاهمنامه پیشنهادی بیانیه ای را منتشر کرد که به شرح زیر است:
در روزگاری که مطالبه نایب امام زمان (عج) اخراج دشمن متخاصم از منطقه است، چه بر سر کارگزاران مملکت ایشان آمده که به سودای یک «عهدنامه گلستان» دیگر گرفتار شدهاند؟ اکنون ما را چه شده است که بعد از شهادت رهبرمان، عَلَم مبارزه با قاتلانش را بر زمین گذاشته و دل به قلم مذاکره بستهایم؟ چرا سخن از گرفتن انتقام خون پاک ولیفقیه از ادبیات مسئولین نظام خارج گشته است؟ چه بر سر شرافتمان آمده که بعد از قتل صدها تن از کودکانمان، به جای غرش و خشم و اشک، حقوق حقه خود را در طبق مذاکره گذاشتهایم و گام به گام از آنها نیز کوتاه میآییم؟
آری؛ میدان و دیپلماسی دست در دست هم دارند و باید دستاوردهای میدان را در مذاکره نقد کرد. اما آیا دیپلماسیِ اقتدار اینگونه است که در ازای آسمانی شدن دانشمندان و فرماندهانمان به دست شقیترین اشقیا، در پی وعدههایی باشیم که بارها پوچ بودن آنها را تجربه کردهایم؟ بیش از صد شب است که از میدانها صدای فریاد «هیهات منا الذله» به گوش میرسد. آیا وظیفه تیم مذاکرهکننده این نیست که پتک فریادِ «لبیک یا خامنهایِ» مردم در میدان را مقتدرانه بر سر دشمن بکوبد؟ چگونه میتوان از مردمی که بیش از صد شبانهروز ندای ایستادگی سر دادهاند، خواست که تن به توافقی دهند که فقط پوستهای خالی از خواستههای بهحق رهبرشان را در بر میگیرد؟
مگر مردم منشأ قدرت و صاحبان این کشور نیستند؟ مگر آنها نبودند که به اذن خدا بیرق رهبری را تا رسیدن آن به دست رهبر معظم انقلاب بر دوش کشیدند؟ به مسئولین نظام توصیه میکنیم از گزارشهای غلطی که دم از کاهش تابآوری مردم میزنند نترسند؛ این تابآوری مردم ما نیست که کاهش یافته، بلکه این دستگاه محاسباتی مسئولین است که دچار خطا گشته است. صدای این مردم، مطالبات رهبرشان است. انتقام خون شهدا، نظم جدید ایرانی در تنگه هرمز و بهطور خلاصه شروط اساسی رهبری، از ابتدا مبنای مذاکره و خواسته مردم بوده است.
باید از نگارندگان تفاهمنامه ۱۴ مادهای پرسید که چه تضمینی برای خروج نیروهای آمریکا از کشورهای منطقه اخذ شده است؟ انتظار میرود که حتماً جزئیات اجرایی و سازوکارهای این امر مشخص شوند. انتظار میرود که حتماً مدیریت ایران در تنگه هرمز در متن تصریح شود و چندین و چند انتظار و سؤال سرگردان دیگر… دور باد روزی که خاطرات ابهام در سازوکارها و بیدقتیهای متعدد در انتخاب کلمات در برجام دوباره زنده شود.
دیدیم که چگونه بیدقتی به یک واژه، خسارت محضی برای این سرزمین به بار آورد؛ و این تفاهمنامه سراسر پر از عبارات مبهم و تفسیرپذیر است. تکرار اینچنین اشتباهاتی در برابر دشمنی که به تعهدهای آشکار و متقن خود نیز پایبند نیست، جز سرخوردگی احساسی در ملت ایجاد نمیکند.
دغدغه مردم برای آگاهی از جزئیات تفاهمنامه از اینرو بهحق است. مردم از تکرار سادهلوحی تاریخی در مذاکره با آمریکا واهمه دارند؛ چرا که هر بار پشت میز مذاکره با آمریکا نشستهایم، جز باری بر دوش مردم ایران اضافه نشده است. تجربه زیسته ما نشان داده که بهویژه در این برهه خاص، نمیتوان امتیاز نقدی از آمریکا گرفت؛ با کسی که جز به زبان تهدید صحبت نمیکند، جز با موشک نباید سخن گفت.
ملت ایران حق دارد بداند چه امتیازاتی را گرفته و چه تعهداتی را پذیرفته است. نکند مهمترین اهرم فشارمان در طی یک معادله غلط در برابر چند شرط و تبصره مبهم خنثی شود. نکند سکوتهای بیجا و عدم شفافیتها بذر شک و تردید را در دل ملت بکارد و حس نامحرم بودن را در قلبهایشان ایجاد کند. مردم مطالبه دارند و دنبال شنیدن پاسخاند؛ یا این پاسخ را از مسئولین خود میشنوند یا دشمن این جای خالی را پر خواهد کرد.
اگرچه ما برخلاف تمام حقهبازیهای رئیسجمهور جنایتکار آمریکا و یاوهگوییهای ایادیاش، به مسئولان و دولتمردان خود حسن نیت داریم، اما میخواهیم که آنها هم مردم را محرم و مرهم جمهوری اسلامی بدانند و قبول کنند که ولایتپذیری ما اجازه نمیدهد تن به توافقی دهیم که هیچیک از اوامر مقام معظم رهبری را شامل نشده است. هیئت محترم مذاکرهکننده! پرچمهای فتنه را بسوزانید، بت غرب را بشکنید و بر آنچه که قلبهای ملت به آن گره خورده پایبند بمانید.
اما بعد، هرچه روی دهد، ما دست از ایستادگی و مبارزه با استکبار برنمیداریم که امام راحلمان چه خوش فرمود: «تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم.»
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































