به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ در ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵، صحنهای کمسابقه در شورای امنیت سازمان ملل رخ داد. نه برای غزه، نه برای اوکراین، بلکه برای منطقهای در شمال سومالی به نام سومالیلند که از ۱۹۹۱ ادعای استقلال داشته، اما تاکنون از سوی هیچ کشوری به رسمیت شناخته نشده بود. اما حالا رژیم صهیونیستی قصد داشت اولین عضو سازمان ملل باشد که سومالیلند را به رسمیت میشناسد. ابوبکر داهیر عثمان، نماینده سومالی در سازمان ملل در اعتراض به اقدام رژیم صهیونیستی، پشت میکروفن ایستاد و گفت: «این اقدام تجاوزی آشکار بوده که به هدف تشویق تجزیه خاک سومالی طراحی شده است». به گزارش ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵ الجزیره، ۱۴ از ۱۵ عضو شورای امنیت اقدام اسرائیل را محکوم کردند. تنها استثنا آمریکا بود که از اسرائیل دفاع کرد، اما از به رسمیتشناختن سومالیلند سرباز زد.
این داستان از چهار لایه تشکیل شده است؛ یک دریا، یک پایگاه، جمعیتی آواره و رقابت قدرتهای بزرگ.
اسرائیل چرا باید سومالیلند را به رسمیت بشناسد؟ پاسخ را باید روی نقشه جغرافیا پیدا کرد.سومالیلند در شمالشرق آفریقا قرار دارد. بندر بربرا در ساحل خلیج عدن آن، دقیقاً روبروی یمن واقع شده است؛ همان کشوری که از اکتبر ۲۰۲۳، به اهداف صهیونیستی در دریای سرخ حمله کرده است. این موقعیت جغرافیایی همان مزیتی بوده که نه تلآویو، نه واشنگتن و نه رسانههای غربی چندان درباره آن حرف نمیزنند، اما سایرین به جایگاه و اهمیت آن اشاره کردهاند.
خادر حسین عبدی، وزیر ریاستجمهوری سومالیلند در مصاحبه دسامبر ۲۰۲۵ با بلومبرگ گفت: «از نظر امنیتی، ما رابطهای استراتژیک خواهیم داشت و این مفهوم خیلی وسیع است». وقتی از پایگاه نظامی پرسیده شد، پاسخ داد: «هنوز در این باره بحث نکردهایم، اما قطعاً در نقطهای بررسی خواهیم کرد». دو مقام ارشد سومالیلندی که خواستند ناشناس بمانند به بلومبرگ گفتند که سومالیلند به اسرائیل اجازه خواهد داد از موقعیتش برای «جمعآوری اطلاعات و عملیات علیه یمن» استفاده کند.
شورای آتلانتیک در تحلیل ژوئن ۲۰۲۵ و پیش از جلسه جنجالی شورای امنیت نوشته بود: «گزارشها حاکی از آن بوده که اسرائیل احتمالاً از یک پایگاه اطلاعاتی در آرشیپلاگو دهلک واقع در سواحل اریتره برای رصد فعالیتهای ایران بهره میبرد و گزارشهای اخیر نشان میدهد سومالیلند درحال بررسی امکان استقرار پایگاهی اسرائیلی در خاک خود است». اگر چنین پایگاهی احداث شود، برای اولینبار از دوران استعماری قرن بیستم، رژیم صهیونیستی دارای اولین حضور نظامی دائمی در شاخ آفریقا خواهد بود.
مؤسسه واشنگتن در تحلیل ژانویه ۲۰۲۶ این ارزیابی را صراحتاً بیان کرد: «عادیسازی روابط با اسرائیل میتواند فرصتهایی برای همکاری در زمینه تبادل اطلاعات و دسترسی به پایگاههای دریایی و هوایی ایجاد کند». نکته قابل توجه آن بوده که این ارزیابی نه از سوی منتقدان رژیم صهیونیستی، بلکه از جانب یک اندیشکده آمریکایی مطرح شده است.
آنچه اهمیت سومالیلند را دوچندان میکند، قرار گرفتن آن در شبکهای از نقاط پیرامونی است که رژیم صهیونیستی طی سالهای اخیر در اطراف ایران و محور مقاومت ایجاد کرده است. رسانههای غربی و منطقهای از جمله میدلایستآی و تایمز اسرائیل گزارش دادهاند که تلآویو در جریان جنگ با ایران از ظرفیتهای اطلاعاتی و عملیاتی خود در آذربایجان، اقلیم کردستان عراق، امارات و سومالیلند بهره گرفته است. در این چهارچوب، سومالیلند نه یک پرونده مستقل بلکه حلقهای از زنجیره نفوذ اسرائیل از قفقاز تا دریای سرخ به شمار میرود.
دولت سومالی این اقدام را تحرکی دیپلماتیک نمیبیند. حسن شیخ محمود، رئیسجمهور سومالی به الجزیره گفت: «اسرائیل در سومالی هیچ نیت صلحآمیزی ندارد. این گامی بسیار خطرناک بوده و کل جهان، خصوصاً اعراب و مسلمانان باید آن را تهدیدی جدی بدانند».
علی محمد عمر، وزیر امور خارجه سومالی در بیانیه دسامبر ۲۰۲۵ هشدار داد که این اقدام میتواند تلاشهای دموکراتیک و دولتسازی سومالی را مختل کرده و فرصتی برای گروههای افراطی از جمله الشباب و داعش بیافریند. این هشدار با پسزمینهای معنا مییابد که در آن، سومالی در مراحل حساس مبارزه با ترور قرار دارد و ورود یک بازیگر جدید با انگیزههای ژئوپلیتیکی، زمینه را برای سوءاستفاده گروههای مسلح مهیا میسازد.
رئیسجمهور سومالی در ژوئن ۲۰۲۶ بار دیگر با تشدید لحن خود، اسرائیل را متهم کرد که از اختلاف میان موگادیشو و سومالیلند برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود سوءاستفاده میکند. او این اقدام را «روز سیاهی در تاریخ ملت سومالی» خواند و هشدار داد که ورود اسرائیل به این منازعه میتواند کل شاخ آفریقا را به عرصه رقابتهای خطرناک امنیتی تبدیل کند.
نماینده سومالی در شورای امنیت در جلسه ۲۹ دسامبر از خطری دیگر نام برد: «ما هر تلاشی برای انتقال فلسطینیان از غزه به شمالغرب سومالی را رد میکنیم». این جمله به لایه سوم و تاریکترین بخش این معادله اشاره داشت.
در ژانویه ۲۰۲۶، آسوشیتدپرس گزارش داد که مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی به این خبرگزاری تأیید کردهاند که سومالیلند به یکی از گزینههای احتمالی برای تبعید و اخراج فلسطینیان غزه تبدیل شده بود. ظاهراً این بخشی از طرح ترامپ برای فردای پس از جنگ غزه بود. رئیسجمهور سومالی فاش کرد که اسرائیل برای بهرسمیتشناختن و برقراری روابط رسمی، سه شرط را پیش روی سومالیلند گذاشته است؛ پذیرش آوارگان فلسطینی، احداث پایگاه نظامی و پیوستن به پیمان ابراهیم.
سومالیلند در ۱ ژانویه ۲۰۲۶ این ادعاها را «دروغ محض» نامید. وزارت خارجه سومالیلند در اکس نوشت: «هیچ توافقی درباره اسکان مجدد فلسطینیان یا احداث پایگاه نظامی در سومالیلند وجود ندارد». اما نکته قابل توجه این بوده که وزیر خارجه سومالیلند تنها گفت «مذاکراتی» در این خصوص انجام نشده و از رد صریح امکان آن در آینده امتناع ورزید. الجزیره نیز در ۱ ژانویه ۲۰۲۶ به این تمایز اشاره کرد.
حماس در دسامبر ۲۰۲۵ هشدار داد که هر طرحی برای انتقال اجباری فلسطینیان از غزه، از جمله به سومالیلند را رد میکند. وزارت خارجه فلسطین هم در بیانیهای اسرائیل را متهم کرد که در چهارچوب سیاستهای بیثباتسازی گسترده، از جمله آنچه بر فلسطینیان غزه میگذرد، از سومالیلند سوءاستفاده میکند.
واکنش جامعه بینالمللی به اندازه تقریباً بیسابقه بود. اتحادیه آفریقا در بیانیه شورای صلح و امنیتش در ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد که این شناسایی را غیرقانونی و بیاثر میداند و خواستار پسگرفتن فوری آن شد. محمود علی یوسف، رئیس کمیسیون اتحادیه تصریح کرد: «هیچ طرف یا بازیگری حق یا اقتدار تغییر مرزهای یک کشور عضو اتحادیه آفریقا را ندارد. هر تلاشی در این راستا غیرقانونی، باطل و بیاثر است».
اتحادیه عرب، شورای همکاری خلیجفارس، سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه اروپا، اردوغان، آفریقای جنوبی و دهها کشور دیگر از انتقاد تا محکومیت صریح مواضع خود را اعلام کردند. سخنگوی سازمان ملل در دسامبر ۲۰۲۵ تأکید کرد که موضع سازمان ملل درباره تمامیت ارضی سومالی تغییر نکرده است.
زمانبندی این تصمیم برای تحلیلگران سؤالبرانگیز بود. موسسه بنیاد مطالعات استراتژیک مدیترانهای در تحلیل ژوئن ۲۰۲۶ خود نوشت که ورود اسرائیل به عرصه ژئوپلیتیک شاخ آفریقا ریشههای بسیار تازهتری داشته و از رویدادهای پس از عملیات طوفانالاقصی حماس به سرزمینهای اشغالی انگیزه گرفته است.
چند عامل همزمان نیز در این زمانبندی قرار گرفتند؛ فشار حوثیها بر کشتیرانی دریای سرخ که از اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده بود، شکست مذاکرات غیررسمی درباره پایگاه اسرائیلی در خاک اریتره و افزایش علاقه جمهوریخواهان آمریکا به شناسایی سومالیلند. در ژوئن ۲۰۲۵، جمهوریخواهان کنگره لایحهای برای شناسایی سومالیلند ارائه داده و در آگوست ۲۰۲۵، سناتور تد کروز در نامهای به ترامپ نوشت از او خواست که سومالیلند را به رسمیت بشناسد. به گزارش مؤسسه واشنگتن، نتانیاهو شخصاً تلاش کرد پیام سومالیلند درباره پیوستن به پیمان ابراهیم را به ترامپ منتقل کند.
اینکاستیک مدیا در تحلیل مارس ۲۰۲۶ این تصویر را تکمیل کرد: «برخی کشورها نگرانیهایی درباره اهداف ژئوپلیتیکی گستردهتر اسرائیل از این اقدام مطرح کردند؛ خصوصاً در رابطه با دریای سرخ». سفیر سومالی در سازمان ملل نیز صریحاً این موضوع را تأیید کرد: «اقداماسرائیل در بهرسمیتشناختن سومالیلند، تجزیه خاک سومالی را تشویق کرده و کل منطقه شاخ آفریقا و دریای سرخ را بیثبات میسازد».
نگرانیها درباره اهداف بلندمدت این روند زمانی افزایش یافت که سومالیلند در ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶ دفتر نمایندگی جدید تایوان را افتتاح کرد. رویترز در گزارشی به همین تاریخ نوشت که مقامهای سومالیلند با وجود فشارهای دولت سومالی و چین، بر حق خود برای انتخاب شرکای بینالمللی تأکید کردهاند. همزمان رسانه فوکوس تایوان گزارش داد که این دفتر بخشی از گسترش همکاریهای دو طرف در حوزههای سیاسی، اقتصادی و آموزشی است.
اگر این تحول در کنار بهرسمیتشناختن سومالیلند از سوی اسرائیل قرار گیرد، تصویری بزرگتر نمایان میشود؛ منطقهای که تا چند سال پیش صرفاً یک مناقشه داخلی آفریقایی تلقی میشد، اکنون به محل تلاقی رقابت میان رژیم صهیونیستی، تایوان و حامیان غربی آن از یک سو و چین و دولت مرکزی سومالی از سوی دیگر تبدیل شده است.
مؤسسه مطالعات راهبردی مدیترانهای فرانسه در تحلیل ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶ استدلال کرد که شناسایی سومالیلند از سوی اسرائیل را نمیتوان صرفاً اقدامی دیپلماتیک دانست، بلکه باید آن را در چهارچوب رقابت بر سر کنترل مسیرهای دریایی دریای سرخ، نفوذ در شاخ آفریقا و موازنه قدرت در برابر رقبای منطقهای و جهانی تحلیل کرد. از این منظر، سومالیلند دیگر صرفاً یک قلمرو جداییطلب نیست؛ بلکه به نقطه تلاقی منافع بازیگران منطقهای و جهانی تبدیل شده است.
آنچه از گذر این شواهد میتوان دید، یک استراتژی چندلایه است؛ کسب پایگاه نظامی و اطلاعاتی در خلیج عدن برای مقابله با حوثیها، باز کردن درب شاخ آفریقا در چهارچوب پیمان ابراهیم و بر اساس ادعاهای مستند سومالی و تأیید آسوشیتدپرس، امکانسنجی انتقال جمعیت آواره فلسطینی به این منطقه. محمود علی یوسف، رئیس کمیسیون اتحادیه آفریقا گفت: «این اقدام با اصول اتحادیه آفریقا، منشور سازمان ملل، و چشمانداز آجندای ۲۰۶۳ آفریقا در تضاد مستقیم است».
شواهد نشان میدهد پرونده سومالیلند صرفاً یک مناقشه محلی نیست، بلکه بخشی از راهبرد گستردهتر اسرائیل برای گسترش نفوذ خود در پیرامون دریای سرخ و شاخ آفریقاست.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































