
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجو، ساسان سوری در سالهای اخیر، هزینه دریافت گواهینامه رانندگی به شکل قابل توجهی افزایش یافته، افزایشی که حالا به عددی در حدود۱۶میلیون تومان رسیده و برای بسیاری از اقشار جامعه، بهویژه جوانان، عملاً به یک مانع جدی تبدیل شده است، گواهینامهای که زمانی یک الزام ساده و در دسترس برای ورود به دنیای رانندگی محسوب میشد، حالا به کالایی گرانقیمت تبدیل شده که تهیه آن برای همه ممکن نیست.
این تغییر، صرفاً یک افزایش قیمت ساده نیست، بلکه نشانهای از یک شکاف عمیق در سیاستگذاری و نگاه به مقولهای است که مستقیماً با ایمنی عمومی، قانونمداری و نظم اجتماعی در ارتباط است. وقتی هزینه دریافت گواهینامه تا این حد افزایش مییابد، طبیعی است که بخشی از جامعه از مسیر قانونی فاصله بگیرد و راههای غیررسمی یا حتی غیرقانونی را انتخاب کند.
گواهینامه رانندگی در ذات خود، یک ابزار تنظیمگر است، مجوزی که به افراد اجازه میدهد در چارچوب قانون و با حداقل استانداردهای مهارتی و ایمنی، در خیابانها تردد کنند. اما زمانی که هزینه دسترسی به این مجوز از توان بخش قابل توجهی از جامعه خارج میشود، این ابزار کارکرد اصلی خود را از دست میدهد.
در شرایط فعلی، بسیاری از جوانان که در آغاز مسیر زندگی شغلی یا تحصیلی هستند، توان پرداخت چنین هزینهای را ندارند، این مسئله بهویژه در شهرهای کوچک و مناطق کمتر برخوردار، شدیدتر است، نتیجه چیست؟ تأخیر در دریافت گواهینامه، یا در مواردی نگرانکنندهتر، رانندگی بدون گواهینامه.
وقتی قانون برای اجرا شدن، بیش از حد گران میشود، عملاً بخشی از جامعه را از دایره خود خارج میکند، در چنین شرایطی، گواهینامه دیگر یک ضرورت عمومی نیست بلکه به نوعی «امتیاز» تبدیل میشود که فقط برای کسانی در دسترس است که توان مالی بیشتری دارند.
این روند، علاوه بر تبعات اجتماعی، میتواند شکاف طبقاتی را نیز عمیقتر کند، کسانی که توانایی پرداخت دارند، بهراحتی وارد چرخه قانونی میشوند و از مزایای آن بهره میبرند، در حالی که دیگران یا باید از این حق صرفنظر کنند یا به سمت رفتارهای پرریسک سوق داده شوند.
یکی از مهمترین پیامدهای افزایش شدید هزینه گواهینامه، افزایش احتمال رانندگی بدون مجوز است، وقتی فردی برای رسیدن به محل کار، انجام امور روزمره به خودرو نیاز دارد، اما توان دریافت گواهینامه را ندارد، ممکن است تصمیم بگیرد بدون طی کردن مسیر قانونی پشت فرمان بنشیند.
این مسئله، یک خطر جدی برای ایمنی عمومی است، فردی که آموزشهای لازم را بهصورت کامل و استاندارد ندیده، طبیعتاً آمادگی کافی برای مواجهه با شرایط پیچیده رانندگی را ندارد در نتیجه، احتمال بروز تصادفات افزایش مییابد؛ تصادفاتی که میتوانستند با سیاستگذاری صحیح، پیشگیری شوند.
در واقع، سیاستگذاری در این حوزه باید بهگونهای باشد که افراد را به سمت قانون سوق دهد، نه اینکه با ایجاد موانع اقتصادی، آنها را از قانون دور کند، وقتی هزینه رعایت قانون از هزینه تخلف بیشتر به نظر برسد، طبیعی است که برخی افراد مسیر اشتباه را انتخاب کنند.
یکی از مهمترین ابهامات در این میان، نبود شفافیت درباره دلیل افزایش قیمت گواهینامه است، افکار عمومی بهدرستی میپرسد: این افزایش بر چه اساسی صورت گرفته است؟ آیا کیفیت آموزشها به همان نسبت افزایش یافته؟ آیا خدمات ارائهشده تغییر محسوسی داشته؟ یا صرفاً با یک روند تورمی بیضابطه مواجه هستیم؟
نبود شفافیت، زمینهساز بیاعتمادی است، وقتی مردم ندانند بابت چه چیزی هزینه میپردازند، احساس میکنند با یک فرآیند غیرمنصفانه مواجه هستند. این احساس، در بلندمدت میتواند به کاهش تمایل به تبعیت از قوانین منجر شود.
از سوی دیگر، اگر واقعاً هزینهها افزایش یافته، انتظار میرود که کیفیت آموزش رانندگی نیز به شکل محسوسی ارتقا پیدا کند، اما بسیاری از متقاضیان همچنان از کیفیت پایین آموزشها، کمبود زمان تمرین و ضعف در انتقال مهارتهای واقعی رانندگی گلایه دارند این تناقض، بر ابهامات موجود میافزاید.
در هر جامعهای، دسترسی به قوانین و ابزارهای اجرای آن باید عادلانه و متوازن باشد، گواهینامه رانندگی، بخشی از این ساختار است مجوزی که هم به نفع فرد و هم به نفع جامعه عمل میکند، بنابراین، تبدیل آن به یک کالای گرانقیمت، نهتنها از منظر اقتصادی بلکه از منظر اجتماعی نیز قابل دفاع نیست.
اگر هدف از صدور گواهینامه، افزایش ایمنی و نظم در رانندگی است، باید شرایطی فراهم شود که همه افراد واجد شرایط بتوانند بهراحتی و با هزینهای منطقی به آن دسترسی داشته باشند، در غیر این صورت، نتیجه معکوس خواهد بود.
کاهش هزینهها، ارائه تسهیلات اقساطی، نظارت دقیق بر آموزشگاهها و شفافسازی ساختار قیمتگذاری، میتواند بخشی از راهحل باشد، همچنین، لازم است نهادهای مسئول بهصورت جدی به این پرسش پاسخ دهند که چرا گواهینامه باید تا این حد از دسترس خارج شود.
در نهایت، باید پذیرفت که قانون زمانی مؤثر است که اجرای آن برای مردم ممکن و قابل دسترس باشد، گواهینامه ۱۶میلیونی، بیش از آنکه نماد نظم باشد، به نشانهای از فاصله میان سیاستگذاری و واقعیت زندگی مردم تبدیل شده است؛ فاصلهای که اگر اصلاح نشود، تبعات آن تنها به جیب مردم محدود نخواهد ماند، بلکه امنیت و نظم اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































