برگزاری آزمون تافل، ثبت نام تافل، …اخذ ویزای کاری کانادا و استرالیا …فروش کارتن پستیتعویض و تعمیر کیبورد لپ تاپ

مداحان علیه ظریف؟! /شورای نگهبان نهاد نظارتی است یا قانونگذاری؟ / ‏افت و خیز‌های سیاسی بورس
به گزارش «تابناک» روزنامه‌های امروز پنج شنبه ۱۶ اردیبهشت ماه در حالی چاپ و منتشر شدند که ابلاغ شرایط جدید ‏نامزد‌های انتخابات ۱۴۰۰ توسط شورای نگهبان با عناوینی همچون قانون‌گذاری یا تفسیر قانون؟، تغییرقانون در دقیقه ۹۰، ‏جهرمی و غرضی نمی‌توانند کاندیدا شوند و مگر شورای نگهبان قانون‌گذار است؟ در صفحات نخست روزنامه‌های امروز مورد ‏نقد و چالش قرار گرفته است. ‏ اعلام شکسته شدن تحریم‌ها توسط رئیس جمهور و خبر‌هایی از واکسیناسیون سالمندان نیز در روزنامه‌های امروز مورد توجه ‏قرار گرفته است. ‏   در ادامه تعدادی از یادداشت‌ها و سرمقاله‌های منتشره در روزنامه‌های امروز را مرور می‌کنیم: ‏ شورای نگهبان نهاد نظارتی است یا قانونگذاری؟ علی نجفی‌توانا حقوقدان‎ ‎‏ طی یادداشتی در شماره امروز آرمان ملی با عنوان شورای نگهبان نهاد نظارتی است یا قانونگذاری؟ ‏نوشت: قانــون اســاسی هر کشــور بــا توجه به وظایف نهاد‌ها نسبت به تعیین اختیارات و قلمـروی قانونی اقدامات آن‌ها اصولی را ‏پیش‌بینی می‌نماید که خارج از آن اصول در حقیقت تعرض به قانون، عدم تکریم و بی‌احترامی به قانون تلقی می‌شود. در رابطه با ‏انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شوراها، شورای محترم نگهبان وظایف نظارت بر اجرای قانون در تائید ‏صلاحیت داوطلبان و فرایند انتخابات را به عهده دارد. به عبارت روشن‌تر؛ شورای نگهبان با توجه به مفاد قانون اساسی در ‏چارچوب قانون انتخابات مصوب خانه ملت باید شرایط داوطلبان را ارزیابی و از لحاظ سنی، سابقه و مدارک تحصیلی در صورت ‏تطبیق اعلام نظر نماید و بعد از این با ملت است که شایستگی آن نماینده یا عدم توانمندی وی را مورد ارزیابی قرار دهند. ‏صرف‌نظر از بحث نظارت و ماهیت نظارت که محل اختلاف است و در واقع ما بر این اعتقادیم که این نظارت باید طبق قانون ‏انجام شود نه براساس برداشت اعضای محترم شورای نگهبان، اقدام اخیر این شورا که ظاهرا در اجرای جزء ۵ بند ۱۰ سیاست ‏اعلامی شورای نگهبان درخصوص اعلام معیار و شرایط برای تشخیص رجل سیاسی و مذهبی، مدیر و مدبر بودن، به عنوان آئین ‏نامه جدید یا مصوبه جدید به تصویب رسیده است هرچند نشان‌دهنده این است که با وصف نیاز تعیین معیار و ملاک و اینکه ‏تاکنون انتخابات بدون تعیین معیار و ملاک انجام شده است و این درحالی است که بار‌ها گفتیم و گفتند که بهترین شیوه برای ‏جلوگیری از ایجاد شبهه، تعیین معیار و ضابطه قانونی است تا داوطلبان بدانند که فاقد کدامیک از ملاک‌ها و معیار‌ها و شرایط ‏بوده‌اند که صلاحیت آن‌ها احراز نشده است.   متاسفانه دراین مورد نیز مانند بسیاری از موارد این نوع توصیه‌ها و اظهارنظرات ‏حقوقی یا مورد توجه قرار نمی‌گیرد یا دیرهنگام مورد عنایت واقع می‌شود؛ بنابراین اساسا با تعیین معیار و ملاک برای داوطلبین ‏در انتخابات نهاد‌های مختلف کشور شخصا موافقم و به جد آن را توصیه می‌کنم، اما با توجه به تقسیم وظایف، مرجع تعیین معیار و ‏شرایط شورای محترم نگهبان نخواهد بود. بلکه یا باید با مراجعه به افکار عمومی و به رفراندوم گذاشتن شرایط افراد جهت ‏داوطلبی، براساس آرای اکثریت مردم در اصلاح قانون اساسی اقدام شود و یا در قانون عادی به گونه‌ای که با روح قانون اساسی ‏مغایرت نداشته باشد، مجلس شورای اسلامی که دیدگاه وی فصل‌الختام در امور قانونگذاری است به عنوان نماینده مردم ملاک و ‏شرایط داوطلبان را تصویب کنند و طبیعتا شورای محترم نگهبان در آن مرحله می‌تواند در تطبیق با موازین شرعی و قانون اساسی ‏ایرادات خود را درخصوص قوانین مصوب مجلس مورد اشاره قرار دهد. طبیعتا حتی مجلس شورای اسلامی یا هیچ نهادی ‏علی‌القاعده نمی‌توانند و نباید برخلاف قانون اساسی، معیار‌هایی را به تصویب برسانند که موجب اولا حرمان حقوق بخش عظیمی ‏از داوطلبان بالقوه برای حضور در انتخابات بشود و ثانیا باعث رانت و ایجاد تبعیض برای عده‌ای از افراد خودی و وابسته به ‏حاکمیت گردد... ‏‏ که با ارتباط با مقامات کشوری و نهاد‌های دیگر فرصت تصدی مدیریت نهاد‌های دولتی را داشته‌اند؛ بنابراین از دو منظر اقدام ‏شورای محترم نگهبان در تحلیل نهایی مورد نقد است. یک) اول از لحاظ شکل و صلاحیت تصویب که گمان نمی‌رود براساس ‏اصول حقوقی که تاکنون وجود داشته شورای نگهبان که صرفا وظیفه نظارت دارد و این نظارت براساس قانون باید باشد، خود ‏واضع شرایط و معیار‌هایی باشد که نیازمند تصویب قانون است. هیچ مصوبه و آئین‌نامه‌ای خارج از قانون مقرر در قانون اساسی ‏نمی‌تواند تصویب شود الا در چارچوب قانون. ‏   مداحان علیه ظریف؟! ‏ روزنامه شرق در شماره امروز خود طی گزارش کوتاهی با عنوان مداحان علیه ظریف نوشت: بعد از مداحی محمود کریمی علیه ‏ظریف یک مداح زنجانی هم علیه وزیر خارجه نوحه‌خوانی کرده است. مهدی رسولی مداح اهل بیت (ع) در مراسم عزاداری ‏هیئت ثارالله زنجان در قالب نوحه‌ای با عنوان «مرد میدان» گفته است: قسم به خون پاک مرد میدان به سر رسیده عصر ‏سازشگران رسیده وقتِ نبرد آخر الله اکبر، الله اکبر. حبیب عبداللهی مداح دیگر هم گفته که اوج بی‌معرفتی است اگر فراموش کنیم ‏همه ما مدیون شهدای مدافع حرم و حاج قاسم سلیمانی هستیم. محمود کریمی در نوحه‌ای ظریف را به ابوموسی اشعری تشبیه کرده ‏و خوانده بود: سرِ نیزه که رحل قرآن شد وقت تضعیف مرد میدان شد. آخرین ضربه‌های مالک بود اشعری شیر شد، رجزخوان شد. ‏شر شد و فتنه شد، تلاطم شد امر مولا در این میان گم شد. رشته افتاد دست جاسوسان اشعری، انتخاب مردم شد. این در حالی است ‏که علی آهنگران در کلاب‌هاوس با واسطه گفت که کریمی درباره این شعر و کنایه‌هایش به ظریف گفته است: «هیچ کنایه و ‏توهینی به ظریف در این شعر نیست و فقط یک روایت تاریخی است»؛ اما سایت اصولگرای جهان‌نیوز توییت یک کاربر ارزشی ‏را با هشتگ «صوت ظریف» منتشر کرده که در آن از محمود کریمی بابت ریختن آب در لانه مورچه‌ها تشکر کرده بود. ‏ با این حال «فاضل‌میبدی»، عضو مجمع محققین حوزه علمیه قم، درباره شعرخوانی محمود کریمی در شب قدر و توهین به وزیر ‏امور خارجه به برنا گفت: یکی از علل دین‌گریزی در جامعه این است که دین تبدیل به یک ابزار شده تا افراد مقاصد گروهی و ‏جناحی خود را دنبال کنند، این مسئله مهمی است که به آن توجهی نمی‌شود. ‏برخی از مداحان برای دنبال‌کردن اهداف و مقاصد سیاسی و اقتصادی خود مقدسات دین را ابزاری برای مبارزه با کسی که در ‏اردوگاه حزبی آن‌ها نیست، قرار می‌دهند. ‏به گزارش برنا او ادامه داد: به‌تازگی دیدم یکی از مداحان وزیر امور خارجه را مورد حمله قرار داده است، همه می‌دانند که تأثیر ‏و خدمت ظریف چندین برابر بیشتر از چنین افرادی است، وزن ظریف کجا و این افراد کجا؟ بسیار باعث تأسف است که یک فرد ‏برای فریب مردم به یک انسان بزرگ و خدمتگزار حمله می‌کند. اینکه نشر مصاحبه ظریف به مذاق برخی خوش نیاید را حق ‏می‌دهم؛ اما حمله به ظریف با اشعار مذهبی و در لیالی قدر گناه کبیره است. تعجب می‌کنم از مسئولان که هیچ برخوردی با این ‏افراد نمی‌کنند. جوان مذهبی که به این اشعار گوش می‌دهد، چه توقعی از او می‌رود که دیندار باشد؟! میبدی بیان کرد: اگر از لحاظ ‏تفکر سیاسی مخالفتی دارند، بروند مقاله بنویسند و فرد و مسئول مربوطه را نقد کنند؛ اما سرودن اشعار و جمع‌کردن مردم، توهین ‏به مقدسات است. افرادی که چنین شعر‌خوانی‌هایی می‌کنند یا اشعار این‌چنین را می‌سرایند، هدایت‌شده هستند. متأسفانه عده‌ای از ‏مردم هم به دنبال این افراد هستند. جرم این فرد صد برابر فردی است که می‌خواهد با بی‌حجابی خودنمایی کند. ‏ افت و خیز‌های سیاسی بورس حسین خواجویی طی یادداشتی در شماره امروز اعتماد با عنوان افت و خیز‌های سیاسی بورس نوشت: اخیرا پیشنهاد‌های ‏شورای عالی بورس برای حمایت از سهامداران خرد بازار سرمایه توسط شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران سه قوا به ‏تصویب رسیده است. برخی بر این باورند که این پیشنهاد‌ها و به خصوص ورود ریالی حدود ۲۰۰ میلیون دلار از منابع صندوق به ‏بازار سرمایه، می‌تواند آن را پولی کند که به ضرر اقتصاد کشور است. در خصوص ذات بازار سرمایه و البته اتفاقاتی که در یک ‏سال اخیر در آن رخ داده، لازم است مواردی گفته شود. اول اینکه بازار سرمایه نوسان دارد که آن نیز جزو ذات بازار است. در ‏سال‌های گذشته نیز مواردی از قبیل کاهش‌های شدید شاخص بورس وجود داشته و بالطبع افرادی نیز در پس گاهش شاخص‌ها زیان ‏می‌دیدند. اما خبری از تجمع مقابل ساختمان بورس برای جبران زیان‌های مالی نبود، چرا که سهامداران به بازار آشنا بودند و ‏می‌دانستند روزی سهام‌شان منفی می‌شود. اما شرایط الان متفاوت است و حمایت‌ها نیز برای افراد حرفه‌ای نیست و بحث ‏سرمایه‌داران خرد است که با سرمایه‌های اندک و صرفا به دلیل صحبت‌های مقام‌های عالی کشور به بازار سرمایه وارد شدند. در ‏واقع صحبت‌های مقام‌های عالی کشور باعث شد افرادی را که اساس اطلاعاتی ندارد به حضور در بازار ترغیب و تشویق کنند. در ‏روز‌هایی که حمایت‌های گسترده از بورس صورت گرفته بود، کسی از نوسان که ذات بازار است، صحبتی نمی‌کرد. بنابراین به ‏نظر می‌رسد ورود ۲۰۰ میلیون دلار به بازار سرمایه، بحث تعهد دولت و بازگشت اعتماد به بازار سرمایه باشد. در واقع بحث این ‏است که اگر قرار باشد دولتمردان حمایتی قاطع از بورس انجام دهند و پس از آن بسیاری از سهم‌ها با ریزش‌های زیادی همراه ‏باشد، اعتماد به صحبت‌های دولتمردان کاهش پیدا می‌کند و چه بسا از بین می‌رود.   هر چند اقتصاددانان می‌گویند حمایت از بازار ‏سرمایه با منابع صندوق توسعه ملی، به پولی شدن این صندوق می‌انجامد، اما باید گفت که دولت به عنوان یک هماهنگ‌کننده و ‏نظم‌دهنده است. زمانی که این دولت جایگاهی نداشته باشد، مدیریت بسیاری از امور از دستش خارج می‌شود. بنابراین شاید لازم ‏باشد این حمایت صورت بگیرد. هر چند نمونه این حمایت‌ها را در بورس‌های مهم دنیا نمی‌بینیم. به عنوان مثال اگر وال‌استریت ‏نیز کاهش شاخص داشته باشد، هیچ دولتمردی به سهامداران نمی‌گوید که با اطمینان خاطر در بازار سرمایه فعالیت کنید، چرا که ما ‏این اطمینان را به شما می‌دهیم. اعتقاد به پولی شدن بازار سرمایه در واقع نگاه نیمه داشتن به موضوع است. سرمنشا این جریان ‏نیز صحبت‌های دولتمردان است. در راستای منابعی که قرار است به بازار سرمایه وارد شود نیز باید خاطرنشان کرد که این منابع ‏حدود ۵ هزار میلیارد تومان است و جبران تمام زیان سهامداران را نمی‌کند، چرا که ارزش بازار سرمایه ۶ هزار هزار میلیارد ‏تومان یا همان دو برابر نقدینگی کشور است. به نظر می‌رسد دولت با این پول تنها می‌تواند زیان سهامداران پالایش یکم را تسویه ‏کند. اما اساسا صحبت‌هایی مبنی بر جبران زیان سهامداران خیلی صحیح نیست، چرا که اولا افرادی که سال گذشته به دولت ‏اعتماد کردند و سهم خریدند، پس از افت شاخص‌ها، سهم را فروختند و از بازار خارج شدند. اگر قرار است با منابع صندوق اعتماد ‏از دست رفته مجددا به بازار بازگردد، باید زیان آن افراد نیز جبران شود. در حالی که براساس آنچه توافق شده، هر کسی که سهم ‏خود را نفروخته، زیانش جبران می‌شود که این با ذات بازار در تضاد است. در پایان باید به این نکته اشاره کرد که تصمیمات اخیر ‏مبنی بر ورود ۲۰۰ میلیون دلار به بازار سرمایه، الزاما تصمیم بدی نیست. اما باید به این نکته توجه کرد که تا زمان انتخابات ‏بازار به آن شکل مثبت نخواهد شد و تصمیماتی که در این دولت گرفته می‌شود نیز در دولت بعدی عملی می‌شود، چراکه ‏رقابت‌های سیاسی اجازه عملی شدن تصمیمات را نمی‌دهد. بنابراین هر تصمیم و توییتی در خصوص بازار سرمایه، سیاسی است. ‏اگر قرار است حمایتی شود، به دلیل مسائل سیاسی است. بازاری که صف فروش ۳ میلیونی دارد می‌تواند به راحتی مثبت شود. ‏اینکه بازار نمی‌خرد صحبت کاملا سیاسی است. فشار فروش‌های کاذب ایجاد شده است و ریزش مقاطع اخیر در بازار سرمایه ‏صرفا دلیل سیاسی دارد. ‏